لباس
او برای لباسهای شیکش تعریفهای زیادی دریافت کرد.
در اینجا واژگان واحد 8 - 8B در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'لباس'، 'خواهرزاده'، 'کت' و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
لباس
او برای لباسهای شیکش تعریفهای زیادی دریافت کرد.
کلاه بیسبال
در طول تمرین، مربی یک کلاه بیسبال با نشان تیم پوشید تا تیم را نمایندگی کند.
پوتین
چکمههای شیک، جلوهای مد روز به لباسش اضافه کرد.
پالتو
دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی میکند.
لباس زنانه
مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.
کلاه
او کلاههای مختلفی را در فروشگاه امتحان کرد تا اندازه مناسب را پیدا کند.
کاپشن
ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیرهسازی وسایل کوچک عالی است.
شلوار جین
مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.
صندل
او برای پیادهروی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.
پیراهن
پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.
کفش
او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.
شلوارک
من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلیمان بستهبندی کردم.
قدبلند
مدل بلندقد با ظرافت روی راهرو مد راه رفت.
دامن
دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.
قدکوتاه
با وجود کوتاه بودن، او به دلیل چابکی و سرعتش در بسکتبال عالی بود.
کتشلوار
او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.
پلیور
من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.
کراوات
او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.
شلوار
در جمعههای غیررسمی، کارمندان مجاز به پوشیدن شلوار جین یا شلوار راحت در محل کار هستند.
تیشرت
او همیشه یک تی شرت سفید ساده با شلوار جین میپوشد.
بابا
بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.
مامان
در کودکی، دوست داشتم آخر هفتهها را با مامانم بگذرانم، به پارک برویم یا با هم کلوچه درست کنیم.
خواهر
وقتی جوانتر بودیم خیلی بحث میکردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار میآییم.
برادرشوهر/برادرزن
برادرزن او به او کمک کرد تا به آپارتمان جدیدش نقل مکان کند، که نشان دهنده پیوند محکم آنها بود.
خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
او عاشق گذراندن وقت با برادرزادههای دوستداشتنیاش است.
خواهرزاده یا برادرزاده (زن)
دختر برادر یا خواهر من برایم مثل یک خواهر کوچک است، و سعی میکنم در زندگیاش تأثیر مثبتی داشته باشم.
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
آنها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
عکاس
عکاس در کار خود از هر دو دوربین دیجیتال و فیلم استفاده میکند.
عروسی
بعد از عروسی، زوج برای ماه عسل به ایتالیا رفتند.