کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 8 - 8C

در اینجا واژگان واحد 8 - 8C در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'ملوان'، 'صحبت کردن'، 'پوشیدن'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
talking [اسم]
اجرا کردن

مکالمه

Ex:

او از صحبت کردن با پدربزرگ و مادربزرگش لذت می‌برد، زیرا آنها داستان‌های جالب زیادی برای گفتن دارند.

smiling [صفت]
اجرا کردن

لبخند زن

Ex:

او همیشه به عنوان فردی خندان و شاد یاد می‌شد.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

girl [اسم]
اجرا کردن

دختر

Ex: My sister is a smart girl who loves reading books .

خواهرم یک دختر باهوش است که عاشق خواندن کتاب است.

dancing [اسم]
اجرا کردن

رقصیدن

Ex:

او عاشق رقصیدن با آهنگ‌های مورد علاقه‌اش در مهمانی‌ها است.

sailor [اسم]
اجرا کردن

ملوان

Ex: The sailor swabbed the deck to keep it clean .

ملوان عرشه را شست تا تمیز بماند.

laughing [صفت]
اجرا کردن

خندیدن

Ex:

عکس یک گروه از دوستان خندان را در مهمانی ثبت کرد.

to wear [فعل]
اجرا کردن

به‌تن داشتن

Ex: I 'm not sure what to wear to the party tonight .

مطمئن نیستم امشب به مهمانی چه بپوشم.

hat [اسم]
اجرا کردن

کلاه

Ex: She tried on different hats at the store to find the perfect fit .

او کلاه‌های مختلفی را در فروشگاه امتحان کرد تا اندازه مناسب را پیدا کند.

player [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The player 's skill with the harmonica added a soulful touch to the blues band .

مهارت بازیکن با هارمونیکا حال و هوایی روح‌نواز به گروه بلوز اضافه کرد.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

to play [فعل]
اجرا کردن

نواختن

Ex: She played a beautiful melody on her violin .

او یک ملودی زیبا روی ویولنش نواخت.

guitar [اسم]
اجرا کردن

گیتار

Ex:

ما از گوش دادن به موسیقی گیتار آکوستیک لذت می‌بریم.

saxophone [اسم]
اجرا کردن

ساکسوفون

Ex: The saxophone 's smooth and velvety tone blended seamlessly with the ensemble 's sound .

صدای نرم و مخملی ساکسیفون به طور بی‌عیبی با صدای گروه ترکیب شد.