کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه - واحد 3 - 3B

در اینجا واژگان واحد 3 - 3B در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "درخواست دادن"، "مصاحبه"، "تجربه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه
to find [فعل]
اجرا کردن

جور کردن

Ex: How are we going to find the money to pay for the medical bills ?

چگونه می‌خواهیم پول پیدا کنیم تا هزینه‌های پزشکی را پرداخت کنیم؟

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

interview [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه

Ex: The interview for the scholarship was nerve-wracking , but she felt confident in her responses .

مصاحبه برای بورسیه استرس‌زا بود، اما او به پاسخ‌هایش اطمینان داشت.

to lose [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن

Ex: After a bout of illness , he temporarily lost his appetite but soon recovered .

بعد از یک دوره بیماری، او موقتاً اشتها خود را از دست داد اما به زودی بهبود یافت.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

to fill in [فعل]
اجرا کردن

پر کردن (فرم و...)

Ex:

او از او خواست که فرم را پر کند.

اجرا کردن

فرم درخواست

Ex:

او یک فرم درخواست از میز پذیرش برداشت.

unemployed [صفت]
اجرا کردن

بیکار

Ex: Many of the unemployed individuals were skilled workers who struggled to find employment in their field .

بسیاری از افراد بیکار کارگران ماهری بودند که برای یافتن شغل در زمینه خود تلاش می‌کردند.

اجرا کردن

حقوق بیکاری

Ex: Unemployment benefit is usually based on your previous earnings .

مزایای بیکاری معمولاً بر اساس درآمد قبلی شما است.

experience [اسم]
اجرا کردن

تجربه

Ex: The team 's collective experience in project management ensured the successful completion of the task .

تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیت‌آمیز وظیفه را تضمین کرد.

اجرا کردن

رزومه

Ex: His curriculum vitae includes extensive experience in the industry .

رزومه او شامل تجربه گسترده در صنعت است.