کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه - واحد 2 - 2C

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شگفت انگیز"، "غیر منتظره"، "عجیب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه
amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

unexpected [صفت]
اجرا کردن

غیر منتظره

Ex: The unexpected rain shower caught everyone at the outdoor picnic off guard .

باران غیرمنتظره همه را در پیک نیک فضای باز غافلگیر کرد.

unfortunate [صفت]
اجرا کردن

بدشانس

Ex: He considered it unfortunate that he had to miss the family reunion because of a scheduling conflict .

او آن را بدشانس دانست که به دلیل تداخل برنامه‌ریزی مجبور شد دیدار خانوادگی را از دست بدهد.

incredible [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: His incredible strength enabled him to lift heavy objects with ease .

قدرت باورنکردنی او به او اجازه داد تا اشیاء سنگین را به راحتی بلند کند.

strange [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: It 's strange to see the streets so empty during a busy time of day .

عجیب است که خیابان‌ها را در ساعت شلوغی اینقدر خالی ببینیم.

اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: The athlete 's performance in the championship game was truly extraordinary , leading their team to victory .

عملکرد ورزشکار در بازی قهرمانی واقعاً خارق‌العاده بود و تیمش را به پیروزی رساند.

so [حرف ربط]
اجرا کردن

بنابراین

Ex: He lost his passport , so he missed his flight .

او پاسپورتش را گم کرد، بنابراین پروازش را از دست داد.

until [حرف ربط]
اجرا کردن

تابه‌حال

Ex: The guests waited until the host arrived to begin the dinner .

مهمانان تا رسیدن میزبان برای شروع شام صبر کردند.

while [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: While the weather was unfavorable , they went ahead with the outdoor event .

در حالی که هوا نامساعد بود، آنها با رویداد فضای باز ادامه دادند.

when [حرف ربط]
اجرا کردن

زمانی که

Ex: The alarm clock rings when it 's time to wake up .

زنگ هشدار به صدا درمی‌آید وقتی وقت بیدار شدن است.

because [حرف ربط]
اجرا کردن

زیرا

Ex: She did n't eat dessert because she 's on a diet .

او دسر نخورد چون در رژیم است.