کتاب 'فیس تو فیس' پیشمتوسطه - واحد 6 - 6B
در اینجا واژگان واحد 6 - 6B در کتاب Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "همخانه"، "خویشاوند"، "کارمند" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the connection among two or more things or people or the way in which they are connected

ارتباط
درک رابطه کارفرما-کارمند برای یک محیط کار پربار ضروری است.
the brother of our father or mother or their sibling's husband

عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
شما باید از دایی یا عموی خود بخواهید که داستانهایی درباره تاریخ و سنتهای خانواده شما به اشتراک بگذارد.
the sister of our mother or father or their sibling's wife

خاله/عمه/زنعمو/زندایی
ما عاشق وقتی هستیم که عمهمان به دیدار میآید چون همیشه پر از ایدههای بامزه است.
a person who is in charge of a large organization or has an important position there

رئیس
او رئیس یک شرکت موفق فناوری است.
our sister or brother's daughter, or the daughter of our husband or wife's siblings

خواهرزاده یا برادرزاده (زن)
او و خواهرزادهاش از باغبانی و کاشت گلها در حیاط خلوت لذت میبرند.
our sister or brother's son, or the son of our husband or wife's siblings

خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
عموی مغرور برادرزاده تازه متولد شده خود را در آغوش گرفت.
a person whom one shares a room or apartment with

همخانه, هماتاقی
همخانهای او برنامه کاری متفاوتی دارد، بنابراین به ندرت همدیگر را میبینند.
our aunt or uncle's child

عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
ما همیشه در تابستان یک باربیکیوی خانوادگی بزرگ داریم، و همه پسرعموها و دخترعموهای ما غذای مورد علاقه خود را برای تقسیم میآورند.
a friend that one has a strong relationship with

دوست نزدیک
من اسرار خود را به دوست نزدیکم میسپارم، با این اطمینان که همیشه اعتماد من را حفظ میکند و توصیههای خردمندانه ارائه میدهد.
a woman who was previously in a romantic relationship with someone but is no longer together with them

دوستدختر سابق
آهنگی که او نوشت از احساساتش پس از جدایی از دوست دختر سابقش الهام گرفته شده بود.
someone who is living next to us or somewhere very close to us

همسایه
همسایه جدید با سه فرزندش به همسایگی ما نقل مکان کرده است.
the man that is married to one's parent but is not one's biological father

ناپدری
ناپدری در هر رویداد مدرسه ای شرکت کرد و حمایت بیچون و چرای خود را از فرزندان ناتنی خود نشان داد.
the woman who is our mom or dad's mother

مادربزرگ
شما باید به مادربزرگ خود زنگ بزنید و به او تولدت مبارک بگویید.
either of two children born at the same time to the same mother

دوقلو
دوقلوها تصمیم گرفتند برای مهمانی لباسهای هماهنگ بپوشند.
a man who shares a mother and father with us

برادر
او هیچ برادری ندارد، اما دوست صمیمی دارد که برای او مانند یک برادر است.
someone with whom one works

همکار
من اغلب از همکارم که سالها تجربه در صنعت دارد و همیشه حاضر به کمک است، مشورت میگیرم.
a family member who is related to us by blood or marriage

خویشاوند, فامیل
علیرغم زندگی در دوری، ما با خویشاوندان خود از طریق تماسهای ویدئویی در ارتباط هستیم.
the man who is the grandfather of either of one's parents

پدر بزرگِ پدر
پدرپزرگ بزرگ من ده فرزند داشت.
a person or organization that hires and pays individuals for a variety of jobs

کارفرما
کارفرما بررسیهای پیشینه و مصاحبهها را انجام داد تا مطمئن شود که افراد واجد شرایط را برای کار استخدام میکند.
someone who is paid by another to work for them

کارمند
کارمند سختکوش به دلیل عملکرد استثنایی خود ترفیع گرفت.
the person who is the sister of one's spouse

خواهرشوهر، خواهرزن
او و همسر برادرش از سفرهای خرید و روزهای اسپا با هم لذت میبرند، که پیوند خواهرانهشان را تقویت میکند.