کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه - واحد 6 - 6B

در اینجا واژگان واحد 6 - 6B در کتاب Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "همخانه"، "خویشاوند"، "کارمند" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه
اجرا کردن

ارتباط

Ex: There 's a symbiotic relationship between plants and bees in pollination .

بین گیاهان و زنبورها در گرده‌افشانی یک رابطه همزیستی وجود دارد.

uncle [اسم]
اجرا کردن

عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه

Ex: We have a big family with many uncles and aunts .

ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خاله‌ها داریم.

aunt [اسم]
اجرا کردن

خاله/عمه/زن‌عمو/زن‌دایی

Ex: They went to their aunt 's house for Thanksgiving .

آن‌ها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.

boss [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: Our new boss is very different from the previous one .

رئیس جدید ما خیلی با قبلی فرق دارد.

niece [اسم]
اجرا کردن

خواهرزاده یا برادرزاده (زن)

Ex: My niece is like a little sister to me , and I try to be a positive influence in her life .

دختر برادر یا خواهر من برایم مثل یک خواهر کوچک است، و سعی می‌کنم در زندگی‌اش تأثیر مثبتی داشته باشم.

nephew [اسم]
اجرا کردن

خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)

Ex: She loves spending time with her adorable nephews .

او عاشق گذراندن وقت با برادرزاده‌های دوست‌داشتنی‌اش است.

flatmate [اسم]
اجرا کردن

هم‌خانه

Ex: They agreed to split the bills evenly between them and their flatmate .

آن‌ها موافقت کردند که صورتحساب‌ها را به طور مساوی بین خود و همخانه‌ای‌شان تقسیم کنند.

cousin [اسم]
اجرا کردن

عموزاده، عمه‌زاده، دایی‌زاده‌، خاله‌زاده

Ex: They are planning a family reunion and ca n't wait to catch up with all their cousins .

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمی‌توانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.

اجرا کردن

دوست نزدیک

Ex: A close friend can often provide a different perspective on problems , helping you see things in a new light .

یک دوست نزدیک اغلب می‌تواند دیدگاه متفاوتی در مورد مشکلات ارائه دهد، به شما کمک می‌کند تا چیزها را در نور جدیدی ببینید.

اجرا کردن

دوست‌دختر سابق

Ex: I ran into my ex-girlfriend at the grocery store , and it was a bit awkward seeing her after so long .

من در فروشگاه مواد غذایی به دوست دختر سابقم برخوردم، و دیدن او بعد از این همه زمان کمی عجیب بود.

neighbor [اسم]
اجرا کردن

همسایه

Ex: Our new neighbors invited us over for dinner .

همسایه‌های جدید ما ما را به شام دعوت کردند.

stepfather [اسم]
اجرا کردن

ناپدری

Ex: He appreciated the way his stepfather always supported him and offered sound advice .

او از روشی که ناپدری اش همیشه از او حمایت می‌کرد و توصیه‌های خوبی ارائه می‌داد، قدردانی کرد.

grandmother [اسم]
اجرا کردن

مادربزرگ

Ex: They visit their grandmother every weekend .

آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود می‌روند.

twin [اسم]
اجرا کردن

دوقلو

Ex:

او یک برادر دوقلو دارد که دقیقاً شبیه او است.

brother [اسم]
اجرا کردن

برادر

Ex: My brother is younger than me and always makes me laugh .

برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا می‌خنداند.

colleague [اسم]
اجرا کردن

همکار

Ex: My colleague shared valuable insights during the meeting , which helped us refine our strategy for the upcoming quarter .

همکار من بینش‌های ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.

relative [اسم]
اجرا کردن

خویشاوند

Ex: In times of need , relatives often come together to support one another .

در زمان نیاز، خویشاوندان اغلب برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند.

اجرا کردن

پدر بزرگِ پدر

Ex:

آنها پسرشان را به نام پدر بزرگ پدری نامیدند.

employer [اسم]
اجرا کردن

کارفرما

Ex: The restaurant owner was known for being a fair and supportive employer , fostering a positive work environment for staff .

صاحب رستوران به عنوان یک کارفرما منصف و حمایت‌گر شناخته می‌شد که محیط کاری مثبتی برای کارکنان فراهم می‌کرد.

employee [اسم]
اجرا کردن

کارمند

Ex: The factory employee was eating lunc in the cafeteria .

کارمند کارخانه در کافه تریا ناهار می‌خورد.

اجرا کردن

خواهرشوهر، خواهرزن

Ex: They surprised their sister-in-law with a birthday party to show their appreciation and love .

آن‌ها با یک جشن تولد خواهر شوهر خود را غافلگیر کردند تا قدردانی و عشق خود را نشان دهند.