کتاب 'فیس تو فیس' پیشمتوسطه - واحد 7 - 7C
در اینجا واژگان واحد 7 - 7C از کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نمایشگاه"، "گردشگری"، "کسب و کار" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
کوه مقصدی محبوب برای کوهنوردان و پیادهروها است.
people that are related to each other by blood or marriage, normally made up of a father, mother, and their children

خانواده
من یک خانواده بزرگ با تعداد زیادی پسرعمو، دخترعمو، عمه و دایی دارم.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
خانواده ما یک کسب و کار کوچک رستوران دارد.
a journey that you take for fun or a particular reason, generally for a short amount of time

سفر
او چمدانهایش را برای یک سفر کاری یک هفتهای برای شرکت در یک کنفرانس بست.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
او بعد از یک روز کامل گردشگری در پاریس خسته شده بود.
a public event at which paintings, photographs, or other things are shown

نمایشگاه
او از نمایشگاه عکاسی دیدن کرد تا پرترههای سیاه و سفید خیرهکننده را ببیند.
a period of time away from home or work, typically to relax, have fun, and do activities that one enjoys

تعطیلات
او یک هفته تعطیلات گرفت تا اروپا را کاوش کند و از نشانههای تاریخی دیدن کند.
someone we like and trust

دوست, رفیق
جنی و ایمی سالهاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیادهروی میروند تا طبیعت را کشف کنند.
alcohol or an alcoholic beverage, commonly consumed in social gatherings

نوشیدنی الکلی, مشروب
آنها در یک بار توقف کردند تا یک نوشیدنی سریع بنوشند قبل از اینکه به گشتوگذار خود ادامه دهند.
a short journey we take on foot

پیادهروی
در طول استراحت ناهار، او اغلب برای پیادهروی میرود.
someone who is the father of a person's wife or husband

پدرشوهر یا پدرزن
پدرشوهر/مادرشوهر آنها او را با گرمی و مهربانی به خانواده خوش آمد گفت.
a winter sport or activity in which the participant stands on a board and glides over snow, typically on a mountainside

اسکیرویبرف
آنها به تعطیلات خانوادگی به یک استراحتگاه اسکی رفتند جایی که میتوانستند از اسکی و اسنوبورد با هم لذت ببرند.
the act of travelling between two or more places, especially when there is a long distance between them

سفر
سفر طولانی با قطار زمان کافی برای تأمل و دروننگری فراهم کرد.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.