وقت آزاد
در اوقات فراغت، بچهها عاشق کاوش در پارک هستند.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تئاتر"، "اوقات فراغت"، "گاهی اوقات"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
وقت آزاد
در اوقات فراغت، بچهها عاشق کاوش در پارک هستند.
فعالیت
خواندن کتابها یک فعالیت لذتبخش است که به گسترش دانش شما کمک میکند.
یوگا
آنها یک استودیوی جدید یوگا در مرکز شهر باز کردند.
بازی کردن
بیایید به جای آن یک بازی بازی کنیم.
والیبال
ما در حال یادگیری قوانین والیبال برای شرکت در یک بازی دوستانه هستیم.
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
دوچرخهسواری
او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخهسواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.
تئاتر
آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین میکنند.
موزه
او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.
بسکتبال
او در دبیرستان شروع به بازی بسکتبال کرد و در نهایت بورسیه ای برای بازی در کالج به دست آورد.
جودو
آنها یک تورنمنت جودو برگزار کردند تا این ورزش را در جامعه ترویج دهند.
گالری آثار هنری
بازدیدکنندگان بسیاری در طول جشنواره سالانه به گالری هنری میآیند، مشتاق دیدن آخرین نمایشگاهها.
اسکیتبردسواری
او بیشتر وقت آزاد خود را به تمرین اسکیتبوردینگ میگذراند، مهارتهای خود را در پارک اسکیت محلی تقویت میکند.
ورق (بازی)
قوانین میگویند که اگر یک کارت مطابق بکشید، نوبت را میبرید.
پیلاتس
بسیاری از سالنهای ورزشی جلسات یوگا و پیلاتس را ارائه میدهند.
کنسرت
کنسرت زنده در تلویزیون ملی پخش شد.
اجرای زنده (موسیقی و غیره)
اجرای زنده فرصت فوقالعادهای برای هنرمند جوان بود تا استعدادش را نشان دهد.
دوچرخهسواری در کوهستان
دوچرخه سواری کوهستان به مهارت و تجهیزات مناسب نیاز دارد.
باشگاه
آنها کلاسهای یوگا در باشگاه ورزشی ارائه میدهند.
تنیس روی میز
او سخت تمرین میکند تا در مسابقات ملی پینگ پنگ شرکت کند.
ژیمناستیک
رویداد مورد علاقه او در مسابقه ژیمناستیک اسب پومل است، جایی که او عالی عمل میکند.
روز جشن
جشنوارههای برداشت در مناطق روستایی رایج هستند.
شطرنج
قهرمانی جهان در شطرنج یک رویداد بسیار پرافتخار است که بهترین بازیکنان از سراسر جهان را جذب میکند.
بهندرت
آنها به ندرت در زمستان سفر میکنند.
همیشه
آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن میگیرند.
هرگز
او هرگز شنا یاد نگرفت، با اینکه در نزدیکی اقیانوس بزرگ شد.
گاهی
ما گاهی در حیاط خلوت باربیکیو داریم.
گاهی اوقات
آنها گاه به گاه در اجراهای زنده شرکت میکنند.
اغلب
او اغلب در مرکز جامعه داوطلب میشود.
معمولاً
آنها معمولاً جمعهها در کافیشاپ ملاقات میکنند.
معمولاً
او معمولاً آخر هفته را با خانواده اش می گذراند.
معمولاً
این نوع نرمافزار معمولاً گران است.