Face2Face پیش متوسط "واحد 1 - 1C" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تئاتر"، "اوقات فراغت"، "گاهی اوقات"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه
free time [اسم]
اجرا کردن

وقت آزاد

Ex: He spends his free time playing guitar and writing songs .

او وقت آزاد خود را به نواختن گیتار و نوشتن آهنگ می‌گذراند.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Going for a walk in the park is a relaxing outdoor activity.

پیاده‌روی در پارک یک فعالیت آرامش‌بخش در فضای باز است.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex: What are you doing tomorrow ?

فردا چه می‌کنی؟

yoga [اسم]
اجرا کردن

یوگا

Ex: He started yoga to help with his back pain .

او یوگا را برای کمک به درد کمرش شروع کرد.

to play [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: Children were playing hopscotch on the sidewalk .

بچه‌ها روی پیاده‌رو بازی لی لی می‌کردند.

volleyball [اسم]
اجرا کردن

والیبال

Ex: She joined a local volleyball league to compete against other teams .

او به یک لیگ محلی والیبال پیوست تا با تیم‌های دیگر رقابت کند.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: Are you going to Paris for the summer vacation?

آیا برای تعطیلات تابستانی به پاریس می‌روید؟

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex: Cycling is an eco-friendly mode of transportation that helps reduce carbon emissions .

دوچرخه‌سواری یک روش حمل و نقل دوستدار محیط زیست است که به کاهش انتشار کربن کمک می‌کند.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The seats at the theater are so comfortable .

صندلی‌های تئاتر بسیار راحت هستند.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: I enjoyed the temporary exhibition at the museum , which featured contemporary art from around the world .

من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.

running [اسم]
اجرا کردن

دویدن

Ex: Running is a great way to improve your cardiovascular health.

دویدن یک راه عالی برای بهبود سلامت قلب و عروق شماست.

basketball [اسم]
اجرا کردن

بسکتبال

Ex: Basketball is his favorite sport to play in his free time .

بسکتبال ورزش مورد علاقه او برای بازی در اوقات فراغت است.

judo [اسم]
اجرا کردن

جودو

Ex: She started practicing judo at a young age and quickly earned her black belt .

او در سنین پایین شروع به تمرین جودو کرد و به سرعت کمربند سیاه خود را به دست آورد.

art gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری آثار هنری

Ex: She spent the afternoon exploring the art gallery , captivated by the vibrant colors and unique styles on display .

او بعدازظهر را به گشت‌زنی در نگارخانه هنری گذراند، مجذوب رنگ‌های زنده و سبک‌های منحصر به فرد نمایش داده شده.

اجرا کردن

اسکیت‌بردسواری

Ex: She took up skateboarding as a hobby and now competes in local skateboarding competitions.

او اسکیت‌بوردینگ را به عنوان یک سرگرمی شروع کرد و اکنون در مسابقات محلی اسکیت‌بوردینگ شرکت می‌کند.

card [اسم]
اجرا کردن

ورق (بازی)

Ex: A standard deck of cards typically consists of 52 cards, divided into four suits: hearts, diamonds, clubs, and spades.

یک دسته کارت استاندارد معمولاً از ۵۲ کارت تشکیل شده است که به چهار خال تقسیم می‌شوند: دل، الماس، خشت و پیک.

diving [اسم]
اجرا کردن

شیرجه

Ex: Diving requires physical strength and precision .

غواصی به قدرت بدنی و دقت نیاز دارد.

Pilates [اسم]
اجرا کردن

پیلاتس

Ex: Pilates is an excellent exercise for strengthening the core muscles .

پیلاتس یک تمرین عالی برای تقویت عضلات مرکزی بدن است.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: He 's always wanted to see his favorite band perform in concert .

او همیشه می‌خواسته گروه موسیقی مورد علاقه‌اش را در کنسرت ببیند.

gig [اسم]
اجرا کردن

اجرای زنده (موسیقی و غیره)

Ex: She booked a gig at a popular venue to promote her new album .

او یک اجرای زنده در یک مکان محبوب رزرو کرد تا آلبوم جدیدش را تبلیغ کند.

اجرا کردن

دوچرخه‌سواری در کوهستان

Ex: He bought a new bike for mountain biking last weekend .

او آخر هفته یک دوچرخه جدید برای دوچرخه‌سواری کوهستان خرید.

gym [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: The gym was crowded with people after work .

باشگاه ورزشی بعد از کار شلوغ بود.

اجرا کردن

تنیس روی میز

Ex: He takes table tennis lessons every weekend .

او هر آخر هفته درس های پینگ پنگ می گیرد.

gymnastics [اسم]
اجرا کردن

ژیمناستیک

Ex: The gymnastics team performed a stunning routine that showcased their strength and flexibility .

تیم ژیمناستیک یک روتین خیره‌کننده اجرا کرد که قدرت و انعطاف‌پذیری آنها را به نمایش گذاشت.

festival [اسم]
اجرا کردن

روز جشن

Ex: Christmas is a festival celebrated worldwide .

کریسمس یک جشنواره است که در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود.

chess [اسم]
اجرا کردن

شطرنج

Ex: The knight is one of the most versatile pieces in chess , capable of jumping over other pieces in its path .

اسب یکی از همه‌کاره‌ترین مهره‌ها در شطرنج است که می‌تواند از روی مهره‌های دیگر در مسیرش بپرد.

hardly ever [قید]
اجرا کردن

به‌ندرت

Ex: The old car hardly ever starts on the first try .

ماشین قدیمی به ندرت در اولین تلاش روشن می‌شود.

always [قید]
اجرا کردن

همیشه

Ex: The clock always ticks steadily .

ساعت همیشه به طور یکنواخت تیک تاک می‌کند.

never [قید]
اجرا کردن

هرگز

Ex: They never visited Europe despite always planning to .

آنها هرگز با وجود برنامه‌ریزی همیشگی، از اروپا دیدن نکردند.

sometimes [قید]
اجرا کردن

گاهی

Ex: The store sometimes offers discounts on certain items .

فروشگاه گاهی اوقات تخفیف‌هایی روی برخی اقلام ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

گاهی اوقات

Ex: He occasionally takes spontaneous road trips .

او گاهی اوقات سفرهای جاده ای خودجوش انجام می‌دهد.

often [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: She often reads books before bedtime .

او اغلب قبل از خواب کتاب می‌خواند.

usually [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: They usually go swimming at the beach on hot days .

آنها معمولاً در روزهای گرم به ساحل می‌روند تا شنا کنند.

normally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: The train normally arrives on time .

قطار معمولاً به موقع می‌رسد.

generally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: Children generally learn to walk by the age of one .

کودکان معمولاً تا یک سالگی راه رفتن را یاد می‌گیرند.