کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 10 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "صعود"، "در سراسر"، "تپه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
across [حرف اضافه]
اجرا کردن

آن‌طرف

Ex: The bookshelf is across the hall from the bedroom .

قفسه کتاب روبه‌روی راهرو از اتاق خواب است.

to sail [فعل]
اجرا کردن

قایق‌رانی کردن

Ex: The historic tall ship , fully restored , sailed proudly into the harbor , capturing the essence of maritime history .

کشتی بلند تاریخی، به طور کامل بازسازی شده، با افتخار به سمت بندر حرکت کرد، جوهر تاریخ دریانوردی را به تصویر کشید.

to climb [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن

Ex: Despite the exhaustion , they continued to climb , determined to reach the summit .

علیرغم خستگی، آنها به صعود ادامه دادند، مصمم به رسیدن به قله.

to cross [فعل]
اجرا کردن

عبور کردن

Ex: She has crossed this desert multiple times in her adventurous journeys .

او در سفرهای ماجراجویانه خود چندین بار این بیابان را عبور کرده است.

Sahara [اسم]
اجرا کردن

صحرای بزرگ آفریقا

Ex: Scientists study the Sahara ’s climate to understand desertification .

دانشمندان آب و هوای صحرا را برای درک بیابان‌زایی مطالعه می‌کنند.

to fly [فعل]
اجرا کردن

پرواز کردن

Ex: Kites fly higher on windy days .

بادبادک‌ها در روزهای بادی بالاتر پرواز می‌کنند.

aircraft [اسم]
اجرا کردن

هواگرد

Ex: Engineers meticulously inspected every component of the aircraft before its next flight .

مهندسان قبل از پرواز بعدی، هر جزء از هواپیما را به دقت بررسی کردند.

اجرا کردن

بالون هوای گرم

Ex: The crew carefully deflated the hot-air balloon after the flight .

خدمه به دقت بالون هوای گرم را پس از پرواز خالی کردند.

rowing [اسم]
اجرا کردن

قایقرانی (ورزشی)

Ex: Rowing requires strong arm muscles and good coordination .

پاروزنی به عضلات قوی بازو و هماهنگی خوب نیاز دارد.

South Pole [اسم]
اجرا کردن

قطب جنوب

Ex: They celebrated Christmas at their research station at the South Pole .

آنها کریسمس را در ایستگاه تحقیقاتی خود در قطب جنوب جشن گرفتند.

boat [اسم]
اجرا کردن

قایق

Ex: We took a boat tour to explore the beautiful coastline .

ما یک تور قایق سواری برای کاوش خط ساحلی زیبا انجام دادیم.

helicopter [اسم]
اجرا کردن

هلی‌کوپتر

Ex: The rescue team arrived in a helicopter to help the stranded hikers .

تیم نجات با یک هلیکوپتر رسید تا به کوهنوردان گرفتار کمک کند.

plane [اسم]
اجرا کردن

هواپیما

Ex: She watched the plane disappear into the distance .

او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

ship [اسم]
اجرا کردن

کشتی

Ex: The ship was filled with excited tourists ready for their adventure at sea .

کشتی پر از گردشگران هیجان‌زده‌ای بود که برای ماجراجویی خود در دریا آماده بودند.

the ocean [اسم]
اجرا کردن

اقیانوس

Ex: The ocean is full of diverse and fascinating life forms .

اقیانوس پر از اشکال متنوع و جذاب زندگی است.