کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 11 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 11 - مرجع در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'آکادمیک'، 'چراغ راهنمایی'، 'پاره وقت' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

اجرا کردن

علوم سیاسی

Ex: Many diplomats have a background in political science .
science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The primary school organized a field trip to the science museum .

مدرسه ابتدایی یک سفر علمی به موزه علوم ترتیب داد.

high school [اسم]
اجرا کردن

دبیرستان

Ex: High school graduation is a significant milestone for students , marking the culmination of years of hard work and the beginning of new opportunities in higher education or the workforce .

فارغ‌التحصیلی از دبیرستان یک نقطه عطف مهم برای دانش‌آموزان است که نشان‌دهنده اوج سال‌ها کار سخت و شروع فرصت‌های جدید در آموزش عالی یا نیروی کار است.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

اجرا کردن

آموزش از راه دور

Ex: During the pandemic , distance education was essential for continuing learning without needing to be in a physical classroom .

در طول همه‌گیری، آموزش از راه دور برای ادامه یادگیری بدون نیاز به حضور در کلاس فیزیکی ضروری بود.

full-time [صفت]
اجرا کردن

تمام‌وقت

Ex: He is a full-time student and does n't have a job right now .

او یک دانشجوی تمام وقت است و در حال حاضر شغل ندارد.

part-time [صفت]
اجرا کردن

پاره‌وقت

Ex:

خواهرم یک شغل پاره وقت در کتابفروشی پیدا کرد.

training [اسم]
اجرا کردن

آموزش

Ex: The workshop provided hands-on training in computer programming .

کارگاه آموزش عملی برنامه‌نویسی کامپیوتر را ارائه داد.

lecturer [اسم]
اجرا کردن

استاد یار (دانشگاه)

Ex: The lecturer gave a fascinating lecture on Shakespeare ’s works .

استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

trainee [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: The trainee shadowed an experienced worker to learn the job .

کارآموز برای یادگیری شغل، یک کارگر باتجربه را دنبال کرد.

tutor [اسم]
اجرا کردن

معلم خصوصی

Ex: The tutor specializes in SAT preparation and test-taking strategies .

معلم خصوصی در آمادگی برای SAT و استراتژی‌های آزمون تخصص دارد.

petrol [اسم]
اجرا کردن

بنزین

Ex: Hybrid cars use both petrol and electricity for power .

خودروهای هیبریدی هم از بنزین و هم از برق برای نیرو استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

گواهی‌نامه رانندگی

Ex: Many countries require a minimum age of eighteen to apply for a driving licence .

بسیاری از کشورها حداقل سن هجده سال را برای درخواست گواهینامه رانندگی لازم دارند.

to park [فعل]
اجرا کردن

پارک کردن

Ex: The valet attendant quickly parked the guests ' cars in an organized row .

پارکینگ دار به سرعت ماشین‌های مهمانان را در یک ردیف منظم پارک کرد.

اجرا کردن

چراغ راهنمایی

Ex: They installed new traffic lights to improve safety near the school .

آنها چراغ‌های راهنمایی جدیدی نصب کردند تا ایمنی نزدیک مدرسه را بهبود بخشند.

academic [صفت]
اجرا کردن

علمی

Ex: Academic journals are peer-reviewed publications that contribute to the dissemination of scholarly research within various disciplines .

مجلات علمی انتشاراتی هستند که مورد بررسی همتا قرار گرفته‌اند و به انتشار پژوهش‌های علمی در رشته‌های مختلف کمک می‌کنند.

course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

forum [اسم]
اجرا کردن

انجمن تبادل نظر (فضای مجازی)

Ex: He posted a question on the tech forum to get advice from experts .

او یک سوال در فروم فناوری ارسال کرد تا از متخصصان مشاوره بگیرد.

podcast [اسم]
اجرا کردن

پادکست

Ex: He subscribed to a weekly science podcast .
اجرا کردن

حرفه‌ای

Ex: He has years of experience as a professional chef in renowned restaurants .
economics [اسم]
اجرا کردن

اقتصاد

Ex: Understanding economics is essential for creating policies that reduce poverty .

درک اقتصاد برای ایجاد سیاست‌هایی که فقر را کاهش می‌دهند ضروری است.