کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 9 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 9 - مرجع در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "مستند"، "ادبیات"، "ژانر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
modern art [اسم]
اجرا کردن

هنر نوگرا

Ex: She visited a gallery specializing in modern art .

او از یک گالری تخصصی در هنر مدرن بازدید کرد.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (تصویر)

Ex: The painting of the countryside evokes feelings of serenity and peace

نقاشی از روستا احساس آرامش و صلح را برمی‌انگیزد.

اجرا کردن

هنر اجرا

Ex: The artist 's use of performance art allowed for a unique expression of creativity .

استفاده هنرمند از هنر اجرا امکان بیان منحصر به فردی از خلاقیت را فراهم کرد.

ballet [اسم]
اجرا کردن

نمایش باله

Ex: She enrolled in ballet classes to improve her posture and flexibility .

او در کلاس‌های باله ثبت‌نام کرد تا وضعیت بدن و انعطاف‌پذیری خود را بهبود بخشد.

اجرا کردن

موسیقی کلاسیک

Ex: He decided to learn how to play the piano so he could perform classical music pieces by composers like Beethoven and Mozart .

او تصمیم گرفت نواختن پیانو را یاد بگیرد تا بتواند قطعات موسیقی کلاسیک آهنگسازانی مانند بتهوون و موتزارت را اجرا کند.

film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

opera [اسم]
اجرا کردن

اپرا

Ex: The children 's choir was invited to perform in the opera .

کر کودکان برای اجرا در اپرا دعوت شدند.

rap music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی رپ

Ex: She enjoys writing lyrics for rap music .

او از نوشتن متن آهنگ برای موسیقی رپ لذت می‌برد.

rock music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی راک

Ex: Rock music often features strong beats and powerful guitar riffs .

موسیقی راک اغلب با ضرب‌های قوی و ریف‌های گیتار قدرتمند همراه است.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

documentary [اسم]
اجرا کردن

فیلم مستند

Ex: The space documentary provided fascinating facts about our solar system .

مستند فضایی حقایق جذابی درباره منظومه شمسی ما ارائه داد.

talent show [اسم]
اجرا کردن

مسابقه استعدادیابی

Ex: The judges were impressed by the creativity displayed in the talent show performances .

داوران از خلاقیت نمایش داده شده در اجراهای نمایش استعداد تحت تأثیر قرار گرفتند.

literature [اسم]
اجرا کردن

ادبیات

Ex: His passion for literature inspired him to become a writer .

اشتیاق او به ادبیات الهام بخش او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بود.

novel [اسم]
اجرا کردن

رمان

Ex: The novel 's complex characters and intricate plot make it a compelling read .

شخصیت‌های پیچیده و طرح داستان پیچیده رمان آن را به یک خواندن جذاب تبدیل می‌کند.

play [اسم]
اجرا کردن

اجرای زنده

poetry [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: She expressed her sorrow through poetry , pouring her heart onto the page .

او غم خود را از طریق شعر بیان کرد، قلب خود را بر روی صفحه ریخت.

exhibition [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: The science fair included an exhibition of innovative student projects .

نمایشگاه علمی شامل یک نمایش از پروژه‌های نوآورانه دانش‌آموزان بود.

graffiti [اسم]
اجرا کردن

دیوارنگاری

Ex: She admired the graffiti mural that celebrated the history and culture of the local community .

او از نقاشی دیواری گرافیتی که تاریخ و فرهنگ جامعه محلی را جشن می‌گرفت، تحسین کرد.

bad guy [اسم]
اجرا کردن

آدم‌بده

Ex: Some stories make the bad guy more complex and relatable .

بعضی داستان‌ها آدم بد را پیچیده‌تر و relatable می‌کنند.

character [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: The Joker is a villainous character in Batman comics and movies .

جوکر یک شخصیت شرور در کمیک‌ها و فیلم‌های بتمن است.

critic [اسم]
اجرا کردن

منتقد

Ex: Her reviews as a food critic are highly anticipated , as she provides detailed critiques of restaurants and dishes based on taste , presentation , and service .

بررسی‌های او به عنوان یک منتقد غذا بسیار مورد انتظار است، زیرا او نقدهای مفصلی از رستوران‌ها و غذاها بر اساس طعم، ارائه و خدمات ارائه می‌دهد.

Oscar [اسم]
اجرا کردن

جایزه اسکار

Ex: The Oscar for Best Animated Film went to a studio from Japan .

اسکار بهترین فیلم انیمیشن به یک استودیو از ژاپن رسید.

scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.

villain [اسم]
اجرا کردن

ضدقهرمان

Ex: A good villain makes the story more exciting .

یک شرور خوب داستان را جذاب‌تر می‌کند.

genre [اسم]
اجرا کردن

ژانر

Ex: The Renaissance period saw the emergence of the genre of portraiture .

دوره رنسانس شاهد ظهور سبک پرتره بود.

action film [اسم]
اجرا کردن

فیلم هیجانی

Ex: Many action films are known for their memorable heroes , often portrayed by famous actors like Bruce Willis or Dwayne Johnson .

بسیاری از فیلم‌های اکشن به دلیل قهرمانان به یاد ماندنی خود شناخته می‌شوند، که اغلب توسط بازیگران مشهوری مانند بروس ویلیس یا دواین جانسون به تصویر کشیده می‌شوند.

cartoon [اسم]
اجرا کردن

کارتون

Ex: The new cartoon on TV is loved by both kids and adults .

کارتون جدید در تلویزیون مورد علاقه هر دو بچه ها و بزرگسالان است.

comedy [اسم]
اجرا کردن

ژانر کمدی

Ex: The film blends elements of drama and comedy , making it a unique watch .

فیلم عناصر درام و کمدی را در هم می‌آمیزد و آن را به تماشایی منحصر به فرد تبدیل می‌کند.

horror film [اسم]
اجرا کردن

فیلم ترسناک

Ex: They decided to host a Halloween party featuring a marathon of classic horror films from the 1970s and 1980s .

آنها تصمیم گرفتند یک مهمانی هالووین برگزار کنند که شامل ماراتونی از فیلم‌های ترسناک کلاسیک دهه‌های 1970 و 1980 باشد.

love story [اسم]
اجرا کردن

داستان عاشقانه

Ex: They shared their love story at their wedding reception .

آنها داستان عاشقانه خود را در مراسم عروسیشان به اشتراک گذاشتند.

musical [اسم]
اجرا کردن

نمایش یا فیلم موزیکال

Ex:

گروه تئاتر محلی به خاطر تولیدات چشمگیرش شناخته شده است و آخرین موزیکال آنها نقدهای تحسین‌برانگیزی از جامعه دریافت کرده است.

اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) علمی-تخیلی

Ex: The science fiction comic book features superheroes from another dimension .

کتاب کمیک علمی-تخیلی شامل ابرقهرمانانی از بعد دیگری است.

thriller [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) مهیج

Ex: The thriller movie had the audience on the edge of their seats .

فیلم مهیج تماشاگران را روی لبه صندلی‌هایشان نشاند.