connected with God or a god, and considered holy or deeply respected in religious contexts

مذهبی, دینی
آیینهای مقدسی که در طول مراسم انجام شد، معنای عمیقی داشتند.
the act of disrespectfully treating a sacred item or place

توهین به مقدسات
هتک حرمت یک گورستان عملی است که عمیقاً به شأن متوفی و خانوادهاش توهین میکند.
to give something as a reward or compensation for services, favors, or achievements

جبران کردن, تلافی کردن
او همیشه تلاش میکند تا جبران هر لطفی که دریافت میکند را بکند.
an act of giving something in return for an action or something else

اجر, پاداش، عوض
مهربانی او مستحق پاداشی بسیار بزرگتر از یک تشکر ساده بود.
required for a particular purpose or situation

لازم, شرط لازم
تکمیل مدارک لازم قبل از شروع پروژه اجباری است.
(of a cost or price) so high that discourages purchasing or doing something

جلوگیریکننده
هزینه ممنوعه زندگی در شهر باعث شد بسیاری از مردم به مناطق مقرونبهصرفهتر نقل مکان کنند.
the period from 1920 to 1933 in the United States during which the manufacture, sale, and transport of alcoholic beverages was constitutionally banned

ممنوعیت فروش مشروبات الکلی
در طول ممنوعیت، قاچاق مشروبات الکلی گسترده شد.
extremely large or vast in physical size

عظیم, بسیار بزرگ
آسمانخراش عظیم بر فراز شهر سر برافراشته بود، با ارتفاع خالص خود بر خط افق مسلط بود.
to completely put something into a liquid

فرو بردن (در آب), فرو کردن، غرق کردن
به عنوان بخشی از آزمایش، دانشمند نیاز داشت نمونه را در یک محلول شیمیایی غوطهور کند.
(particularly of something unpleasant) likely to take place in the near future

قریبالوقوع, حتمی
در حالی که آتشفشان به نشانههای فعالیت ادامه میداد، ساکنان از فوران قریبالوقوع میترسیدند.
to kill oneself or someone as a sacrifice, especially by fire

فدا کردن, قربانی شدن
راهب تصمیم گرفت به عنوان اعتراض به رژیم سرکوبگر خود را قربانی کند.
acting in a way that goes against accepted moral standards or principles

غیراخلاقی
تقلب در امتحانات عملی غیراخلاقی است که ارزش آموزش را تضعیف میکند.
to make someone or something so famous that people remember it for a long time

شهرت جاویدان دادن به, جاوید کردن
نام او پس از اجرای افسانهایاش روی صحنه در دل طرفدارانش جاودانه شد.
to take a person or thing to a confined space and trap them there

محصور کردن, زندانی کردن
شعبدهباز حرکتی انجام داد که به نظر میرسید دستیارش را در یک جعبه مهر و موم شده زندانی میکند.
unable to be changed or altered, remaining constant and unchanging over time

تغییرناپذیر
اعتقاد او به عدالت تغییرناپذیر بود، مهم نیست که با چه چالشهایی روبرو شد.
to feel extremely discouraged, disheartened, or in low spirits

ناامید شدن, دلسرد شدن
اگر وضعیت بهبود نیابد، ممکن است آنها نسبت به آینده شرکت حتی بیشتر ناامید شوند.
feeling hopeless, discouraged, or in low spirits, often due to a sense of failure or loss

ناامید, اندوهگین، محزون
هنگامی که اتاق خالی را دید، حالتی ناامید بر چهرهاش نقش بست.
to make someone experience muscle contractions, especially by making them laugh

دچار گرفتگی کردن (ماهیچهها)
طرح طنز آنقدر خوب اجرا شده بود که تمام تئاتر را به لرزه انداخت.
a sudden shaking of the body as a result of an illness

گرفتگی (ماهیچه), انقباض
تشنج باعث سفت شدن عضلات او شد و حرکت کردن را برایش دشوار کرد.
marked by sudden, involuntary, and jerky muscular contractions or spasms

تنجشی (ماهیچه)
تشنجهای ناگهانی او نگه داشتن اشیا را دشوار میکرد.
