کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 7 - واژگان

در اینجا کلمات واحد 7 - واژگان در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مغرور"، "خسته کردن بیش از حد"، "آموزش مجدد" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
annoying [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The annoying delay in public transportation made commuters late for work .

تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.

proud [صفت]
اجرا کردن

مفتخر

Ex: They were proud of their new home after years of hard work to afford it .

آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سال‌ها کار سخت برای تأمین آن.

اجرا کردن

خجالت‌آور

Ex: His embarrassing slip on the banana peel in front of everyone made him blush with embarrassment .

لغزش خجالت‌آور او روی پوست موز در مقابل همه باعث شد از خجالت سرخ شود.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

اجرا کردن

خجالت‌زده

Ex: The sudden question caught her off guard , leaving her feeling uncomfortable .

سوال ناگهانی او را غافلگیر کرد و باعث شد احساس ناراحتی کند.

unnecessary [صفت]
اجرا کردن

غیرضروری

Ex: Buying a brand new car for a short commute is unnecessary ; a used one would suffice .

خرید یک ماشین نو برای مسافت کوتاه غیرضروری است؛ یک ماشین دست دوم کافی خواهد بود.

mono- [پیشوند]
اجرا کردن

یک

Ex:

صدایش در طول سخنرانی کسل‌کننده و تکنوا بود.

monotonous [صفت]
اجرا کردن

یکنواخت

Ex: The monotonous routine of his daily life left him yearning for excitement and new experiences .

روال یکنواخت زندگی روزمره او او را مشتاق هیجان و تجربیات جدید کرد.

monologue [اسم]
اجرا کردن

تک‌گویی

Ex: She spoke a monologue in front of the mirror before the interview .

او قبل از مصاحبه یک تک‌گویی روبروی آینه انجام داد.

monolingual [اسم]
اجرا کردن

فرد تک‌زبانه

Ex:

تک‌زبانه‌ها اغلب در تعامل در کشورهایی که چندین زبان صحبت می‌شود با مشکلاتی مواجه می‌شوند.

extra- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) اضافه

Ex:

پرونده شامل اقدامات فوققضایی بود که توسط دادگاه تأیید نشده بود.

extra large [اسم]
اجرا کردن

خیلی بزرگ

Ex: The pizza came in an extra large size to feed the whole group .

پیتزا در اندازه خیلی بزرگ آمد تا همه گروه را سیر کند.

extra small [اسم]
اجرا کردن

خیلی کوچک

Ex: His hands were extra small , making it hard to find gloves .

دست‌هایش خیلی کوچک بودند، که پیدا کردن دستکش را سخت می‌کرد.

over- [پیشوند]
اجرا کردن

بیش

Ex:

زیاده‌روی او در شیرینی‌جات باعث شد که احساس بیماری کند.

اجرا کردن

خواب ماندن

Ex:

او دیروز زیاد خوابید و کلاس صبحش را از دست داد.

to overtire [فعل]
اجرا کردن

بیش از حد خسته کردن

Ex: She overtired herself by staying up late studying for exams .

او با بیدار ماندن تا دیروقت برای درس خواندن برای امتحانات، خود را خسته بیش از حد کرد.

to overwork [فعل]
اجرا کردن

بیش از حد کار کردن

Ex: The student is actively overworking to prepare for upcoming exams .

دانشجو به طور فعال کار بیش از حد می‌کند تا برای امتحانات آینده آماده شود.

under- [پیشوند]
اجرا کردن

زیر-

Ex:

کوهنوردان پناهگاهی در زیر بوته‌ها پیدا کردند.

اجرا کردن

دست کم گرفتن

Ex: He underestimated her ability to adapt to new situations and thrive in unfamiliar environments .

او توانایی او را برای وفق دادن خود با موقعیت‌های جدید و پیشرفت در محیط‌های ناآشنا دست کم گرفت.

اجرا کردن

خوب نپختن

Ex: You risk foodborne illness if you undercook meat .

اگر گوشت را به اندازه کافی نپزید، خطر بیماری ناشی از غذا را دارید.

to underpay [فعل]
اجرا کردن

کم حقوق دادن

Ex: The employer admitted to underpaying staff for years .

کارفرما اعتراف کرد که سال‌ها به کارمندان کمتر از حد معمول پرداخت کرده است.

to retrain [فعل]
اجرا کردن

آموزش دادن

Ex: The software company offered to retrain its staff to stay competitive .

شرکت نرم‌افزاری پیشنهاد داد که کارکنان خود را دوباره آموزش دهد تا رقابتی باقی بماند.

to reheat [فعل]
اجرا کردن

دوباره گرم کردن

Ex: He reheats his coffee in the morning .

او قهوه‌اش را صبح دوباره گرم می‌کند.

to rewrite [فعل]
اجرا کردن

بازنویسی کردن

Ex: The script was rewritten several times before the final version was approved .

فیلمنامه چندین بار بازنویسی شد قبل از اینکه نسخه نهایی تأیید شود.

bi- [پیشوند]
اجرا کردن

دوگانه

bilingual [صفت]
اجرا کردن

دوزبانه

Ex: Children raised in bilingual environments often develop a deep understanding of language and cultural nuances .

کودکانی که در محیط‌های دو زبانه بزرگ می‌شوند اغلب درک عمیقی از ظرافت‌های زبانی و فرهنگی پیدا می‌کنند.

bicycle [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: I want someone to teach me how to ride a bicycle .

من می‌خواهم کسی به من یاد بدهد که چگونه دوچرخه سواری کنم.

biannual [صفت]
اجرا کردن

شش‌ماهه

Ex: They decided to conduct biannual maintenance checks to ensure the machinery was in good condition .

آنها تصمیم گرفتند بازرسی‌های نگهداری دوبار در سال را انجام دهند تا مطمئن شوند ماشین‌آلات در شرایط خوبی هستند.

multi- [پیشوند]
اجرا کردن

چند

Ex:

چراغ‌های چندرنگ جشنواره را پرجنب‌وجوش‌تر کردند.

اجرا کردن

چندملیتی

Ex: Multinational banks offer financial services to clients across different countries .

بانک‌های چندملیتی خدمات مالی به مشتریان در کشورهای مختلف ارائه می‌دهند.

multimedia [اسم]
اجرا کردن

چندرسانه‌ای

Ex: Digital marketing campaigns leverage multimedia content to deliver compelling messages across multiple channels .

کمپین‌های بازاریابی دیجیتال از محتوای چندرسانه‌ای برای ارائه پیام‌های متقاعدکننده در چندین کانال استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

چند منظوره

Ex: A multipurpose cleaner works on various surfaces .

یک پاک‌کننده چندمنظوره روی سطوح مختلف کار می‌کند.

ex- [پیشوند]
اجرا کردن

سابق-

Ex:

رئیس سابق او پس از استعفا یک شرکت جدید راه اندازی کرد.

اجرا کردن

دوست‌دختر سابق

Ex: I ran into my ex-girlfriend at the grocery store , and it was a bit awkward seeing her after so long .

من در فروشگاه مواد غذایی به دوست دختر سابقم برخوردم، و دیدن او بعد از این همه زمان کمی عجیب بود.

ex-husband [اسم]
اجرا کردن

شوهر سابق

Ex: The court ruled on custody arrangements between her and her ex-husband .

دادگاه در مورد ترتیبات حضانت بین او و شوهر سابقش حکم داد.