خانه و باغ - وسایل آشپزخانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم آشپزخانه مانند "کفگیر"، "قیف" و "آبکش" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
اجرا کردن

دربازکن

Ex: The bartender used a bottle opener to serve the drinks quickly .

بارتندر از یک در بازکن بطری برای سرو سریع نوشیدنی‌ها استفاده کرد.

colander [اسم]
اجرا کردن

آبکش

Ex: The soup stock was filtered through a fine colander .

آب‌گوشت از طریق یک صافی ریز صاف شد.

corkscrew [اسم]
اجرا کردن

دربازکن (بطری)

Ex: After searching through the kitchen drawers , he finally found the corkscrew tucked away in the back .

بعد از جستجو در کشوهای آشپزخانه، او بالاخره دربازکن را که در پشت قایم شده بود پیدا کرد.

reamer [اسم]
اجرا کردن

دستگاه آب‌مرکبات‌گیری

squeezer [اسم]
اجرا کردن

آب مرکبات‌گیری دستی

whisk [اسم]
اجرا کردن

هم‌زن دستی

Ex:
zester [اسم]
اجرا کردن

رنده پوست مرکبات

اجرا کردن

تخته گوشت

Ex: She always uses a separate chopping block for cutting raw meat to avoid cross-contamination .

او همیشه از یک تخته برش جداگانه برای بریدن گوشت خام استفاده می‌کند تا از آلودگی متقابل جلوگیری کند.

اجرا کردن

*فلفل‌پاش

Ex: The restaurant had a small pepper shaker at each table for customers to use .

رستوران روی هر میز یک فلفل‌پاش کوچک برای استفاده مشتریان داشت.

jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

burner [اسم]
اجرا کردن

سرشعله (روی اجاق گاز)

Ex: She adjusted the burner to lower the flame while cooking .

او مشعل را برای کم کردن شعله در حین پخت و پز تنظیم کرد.

dish rack [اسم]
اجرا کردن

آب‌چکان

Ex: The dish rack was full of glasses after breakfast .
dish pan [اسم]
اجرا کردن

*لگن ظروف

Ex: The dish pan was filled with soapy water , ready for cleaning the glasses .

لگن ظرفشویی پر از آب صابونی بود، آماده برای شستن لیوان‌ها.

kettle [اسم]
اجرا کردن

کتری

Ex: The kettle whistled loudly when the water was ready .

کتری هنگامی که آب آماده بود با صدای بلند سوت کشید.

teapot [اسم]
اجرا کردن

قوری

Ex: The teapot whistled , signaling that the water had reached the perfect temperature .

قوری سوت کشید، نشان می‌داد که آب به دمای ایده‌آل رسیده است.

اجرا کردن

*سبزی خردکن

Ex: The vegetable slicer has adjustable settings to control the thickness of the slices .

خردکن سبزیجات دارای تنظیمات قابل تنظیم برای کنترل ضخامت برش ها است.

utensil [اسم]
اجرا کردن

ابزار آشپزی

Ex: She could n’t find the right utensil to flip the pancakes .

او نتوانست وسیله مناسبی برای برگرداندن پنکیک‌ها پیدا کند.