صفات برانگیختن احساس خاص - صفت‌های احساسات مثبت

این صفات بازتابی از دامنه حالت‌های عاطفی مثبت هستند که به شادی و رفاه کمک می‌کنند، مانند "خوشحال"، "شاد"، "راضی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات برانگیختن احساس خاص
happy [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: They felt happy and excited about their upcoming vacation .

آن‌ها درباره تعطیلات پیش‌روی خود خوشحال و هیجان‌زده احساس می‌کردند.

glad [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was glad for the chance to try something new and exciting .

او از فرصت امتحان کردن چیزی جدید و هیجان‌انگیز خوشحال بود.

cheerful [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: Despite the rainy weather , the children remained cheerful as they played games indoors with their friends .

علیرغم هوای بارانی، بچه‌ها شاد باقی ماندند در حالی که با دوستانشان در داخل خانه بازی می‌کردند.

joyful [صفت]
اجرا کردن

لذت‌بخش

Ex: The joyful celebration continued with fireworks lighting up the sky .

جشن شاد با آتش‌بازی که آسمان را روشن می‌کرد ادامه یافت.

proud [صفت]
اجرا کردن

مفتخر

Ex: They were proud of their new home after years of hard work to afford it .

آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سال‌ها کار سخت برای تأمین آن.

satisfied [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex: After months of hard work , she felt satisfied with the results of her efforts .

پس از ماه‌ها کار سخت، او از نتایج تلاش‌هایش راضی بود.

euphoric [صفت]
اجرا کردن

مسرور

Ex: She felt euphoric as she stood at the summit of the mountain , taking in the breathtaking view .

او در حالی که در قله کوه ایستاده بود و به منظره نفس‌گیر نگاه می‌کرد، احساس سرخوشی می‌کرد.

elated [صفت]
اجرا کردن

بسیار خوشحال

Ex: The team was elated after winning the championship game .

تیم پس از برد در بازی قهرمانی شادمان بود.

blissful [صفت]
اجرا کردن

خوش

Ex: The blissful expression on his face revealed the joy of achieving a long-sought goal .

چهره‌ی خوشحال او شادی دستیابی به هدفی دیرینه را آشکار کرد.

overjoyed [صفت]
اجرا کردن

بسیار خوشحال

Ex: She was overjoyed when she received the news of her promotion at work.

او بسیار خوشحال بود وقتی خبر ارتقای شغلی خود را دریافت کرد.

jovial [صفت]
اجرا کردن

شاد و صمیمی

Ex: The jovial group of friends made the road trip a memorable adventure filled with laughter .

گروه شاد دوستان، سفر جاده‌ای را به ماجراجویی به یاد ماندنی پر از خنده تبدیل کرد.

merry [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: The merry children ran around the yard , laughing and playing .

بچه‌های شاد در حیاط می‌دویدند، می‌خندیدند و بازی می‌کردند.

gleeful [صفت]
اجرا کردن

شادمان

Ex: The puppy 's antics filled the room with gleeful laughter , bringing joy to everyone present .

شیطنت‌های توله سگ اتاق را از خنده‌های شاد پر کرد و شادی را برای همه حاضرین به ارمغان آورد.

jubilant [صفت]
اجرا کردن

مسرور

Ex: The fans became jubilant when their favorite team scored the winning goal in the final minutes of the match .

هواداران شادمان شدند وقتی تیم مورد علاقه‌شان در دقایق پایانی مسابقه گل پیروزی را به ثمر رساند.

ecstatic [صفت]
اجرا کردن

سرخوش

Ex: She was ecstatic to see her favorite band perform live in concert .

او از دیدن گروه مورد علاقه‌اش که در کنسرت زنده اجرا می‌کرد، بسیار هیجان‌زده و خوشحال بود.

cheery [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: Despite the rainy weather , she remained cheery and enthusiastic about the day ahead .

علیرغم هوای بارانی، او نسبت به روز پیش رو شاد و پرانرژی باقی ماند.