خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
این صفات، ویژگیها یا صفاتی را توصیف میکنند که احساسات یا عواطف منفی را برمیانگیزند، و صفاتی مانند "کسلکننده"، "گیجکننده" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
خستهکننده
گوش دادن به سخنرانی که ساعتها درباره یک موضوع یکنواخت صحبت میکرد پس از مدتی خستهکننده شد.
آزاردهنده
پشههای آزاردهنده لذت بردن از پیک نیک را دشوار کردند.
آزاردهنده
تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.
مقاومتناپذیر
در مقابل کار طاقتفرسای برنامهریزی عروسی، او از کمک یک برنامهریز عروسی استفاده کرد.
تکاندهنده
افشای تکاندهنده درباره گذشتهاش همه را غافلگیر کرد.
توهین آمیز
اظهارات توهینآمیز او در خلال بحث احساساتش را عمیقاً جریحهدار کرد.
تحقیرآمیز
شکست تحقیرآمیز در بازی تیم را دلسرد کرد.
شرم آور
تقلب در امتحان عملی شرمآور بود که صداقت تحصیلی را نقض کرد.
خجالتآور
لغزش خجالتآور او روی پوست موز در مقابل همه باعث شد از خجالت سرخ شود.
انتقامجو
با وجود گذشت زمان، احساسات انتقامجویانه او نسبت به کسانی که به او ظلم کرده بودند، قوی باقی ماند.
بهشدت خستهکننده
پیادهروی خستهکننده به کوه آنها را خسته اما هیجانزده گذاشت.
خستهکننده
روز خستهکننده گردشگری آنها را مشتاق یک شب خواب خوب گذاشت.
توهینآمیز
اظهارات توهینآمیز رئیسش باعث شد از رفتن به سر کار هراس داشته باشد.
توهینآمیز
اظهار نظر توهینآمیز درباره ظاهر کسی بیاحترامی و نابجا است.
خشمگینکننده
اثر هنری تحریکآمیز بحثهای داغی را درباره آزادی بیان برانگیخت.
مشکوک و غیر منتظره
آنها ایمیل مشکوک را به بخش فناوری اطلاعات گزارش دادند، از این ترس که ممکن است یک تلاش فیشینگ باشد.
فریبنده
یک لبخند فریبنده ممکن است احساسات یا نیات واقعی فرد را پنهان کند.
طاقتفرسا
سکوت در اتاق پس از خبر ویرانگر تقریباً غیرقابل تحمل بود.
عذابآور
انتظار دردناک برای نتایج آزمایش او را از ترس پر کرد.
دردناک
عضلات دردناک پشتش پس از تمرین طولانی سفت شدند.
مهیج
فیلم مهیج تماشاگران را تا آخرین لحظه روی لبه صندلیهایشان نگه داشت.
سرسامآور
عملکرد او در مسابقه حیرتانگیز بود و به او مقام اول را داد.