شاد کردن
موفقیت او تمام خانواده را شاد کرد.
سر درآوردن از
مدتی طول کشید تا او بتواند پیچیدگیهای تئوری علمی را درک کند.
ناگهان خارج شدن
پس از خبر غیرمنتظره آتشسوزی جنگلی، ساکنان مجبور شدند به سرعت اردوگاه را ترک کنند و در مناطق امنتر پناه بگیرند.
اعتنا کردن
او به نشانههای هشدار توجه نکرد و در نهایت در جنگل گم شد.
از دهان پراندن
من قصد نداشتم چنین چیز شخصی را در جلسه به زبان بیاورم.
مطرح کردن
او در مطرح کردن موضوع محدودیتهای بودجه در جلسه طوفان فکری پروژه تردید داشت.
انتقام گرفتن
با انگیزهای از میل به انتقام گرفتن از شکست قبلی تیم، ورزشکاران به سختی برای قهرمانی آینده تمرین کردند.
کندن (پر مرغ، بوقلمون و...)
شکارچی پرهای قرقاولی را که گرفته بود کند، آن را برای کباب کردن آماده کرد.
رئیس جلسه بودن
مدیر عامل ریاست جلسه هیئت مدیره را بر عهده خواهد داشت و بحثها درباره جهتگیری استراتژیک شرکت را هدایت خواهد کرد.
تحریم کردن
کارگران تصمیم گرفتند تا زمانی که دستمزدهای عادلانه اجرا نشود، شرکت را تحریم کنند.
اعطا کردن
پادشاه با حرکتی متکبرانه بخشش خود را به زندانی گناهکار اعطا کرد.