مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 34

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
to fathom [فعل]
اجرا کردن

سر درآوردن از

Ex: Philosophers often ponder questions that may take years to fathom .

فیلسوفان اغلب به پرسش‌هایی می‌اندیشند که ممکن است سال‌ها طول بکشد تا درک شوند.

to decamp [فعل]
اجرا کردن

ناگهان خارج شدن

Ex: After the unexpected news of a wildfire , residents were forced to decamp quickly and seek refuge in safer areas .

پس از خبر غیرمنتظره آتش‌سوزی جنگلی، ساکنان مجبور شدند به سرعت اردوگاه را ترک کنند و در مناطق امن‌تر پناه بگیرند.

to heed [فعل]
اجرا کردن

اعتنا کردن

Ex: Drivers should always heed traffic signals to avoid accidents on the road .

رانندگان همیشه باید به سیگنال‌های ترافیکی توجه کنند تا از حوادث جاده‌ای جلوگیری شود.

to blurt [فعل]
اجرا کردن

از دهان پراندن

Ex: During the argument , she blurted something hurtful she later regretted .

در طول بحث، او چیزی زننده به زبان آورد که بعداً پشیمان شد.

to broach [فعل]
اجرا کردن

مطرح کردن

Ex: During the family dinner , he carefully broached the idea of planning a reunion for the upcoming summer .

در طول شام خانوادگی، او با دقت ایده برنامه‌ریزی برای یک گردهمایی در تابستان آینده را مطرح کرد.

to avenge [فعل]
اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: In the fantasy novel , the knight vowed to avenge the kingdom 's fallen king and restore peace to the realm .

در رمان فانتزی، شوالیه قسم خورد که از پادشاه سقوط کرده پادشاهی انتقام بگیرد و صلح را به قلمرو بازگرداند.

to pluck [فعل]
اجرا کردن

کندن (پر مرغ، بوقلمون و...)

Ex: Before cooking , the chef plucked the quail , ensuring a smooth and flavorful dish .

قبل از پخت، آشپز بلدرچین را پرکند، تا یک غذای نرم و خوشمزه را تضمین کند.

to preside [فعل]
اجرا کردن

رئیس جلسه بودن

Ex:

او به عنوان مجری بر مراسم عروسی ریاست خواهد کرد.

to boycott [فعل]
اجرا کردن

تحریم کردن

Ex: Students planned to boycott classes to draw attention to the need for educational reforms .

دانش‌آموزان قصد داشتند کلاس‌ها را تحریم کنند تا توجه را به نیاز به اصلاحات آموزشی جلب کنند.

اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The celebrity vouchsafed an autograph to her fans as though it were a privilege .

سلبریتی عنایت کرد که یک امضا به طرفدارانش بدهد، گویی که این یک امتیاز بود.