صفات ارتباطی - صفت‌های اجتماعی-اقتصادی

این صفت‌ها مربوط به ویژگی‌ها، خصوصیات یا شرایط مرتبط با جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی جامعه هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارتباطی
maternal [صفت]
اجرا کردن

مادرانه

Ex: The clinic offers support during the maternal phase to ensure both mother and child are healthy .

کلینیک در مرحله مادری حمایت ارائه می‌دهد تا سلامت مادر و کودک تضمین شود.

paternal [صفت]
اجرا کردن

والدی

Ex: Foster parents often develop paternal affection for the children in their care , regardless of biological lineage .

والدین پرورشی اغلب نسبت به کودکانی که تحت مراقبتشان هستند، بدون توجه به تبار بیولوژیکی، محبت پدرانه پیدا می‌کنند.

parental [صفت]
اجرا کردن

مربوط به پدر و مادر

Ex: The school implemented a parental involvement program to engage parents in their children 's education .

مدرسه یک برنامه مشارکت والدین را برای درگیر کردن والدین در آموزش فرزندانشان اجرا کرد.

patriarchal [صفت]
اجرا کردن

پدرسالار

Ex: The company 's leadership remained largely patriarchal , with few women in executive positions .

رهبری شرکت عمدتاً پدرسالارانه باقی ماند، با تعداد کمی از زنان در موقعیت‌های اجرایی.

marital [صفت]
اجرا کردن

ازدواجی

Ex: The retreat focused on enhancing marital communication and intimacy .

این عقب‌نشینی بر بهبود ارتباط زناشویی و صمیمیت تمرکز داشت.

familial [صفت]
اجرا کردن

خانوادگی

Ex: The familial bond between siblings remained unbreakable despite their differences .

پیوند خانوادگی بین خواهر و برادرها با وجود تفاوت‌هایشان شکست‌ناپذیر باقی ماند.

اجرا کردن

نسلی

Ex: The generational wealth accumulated by previous generations provided financial security for the family .

ثروت نسلی جمع‌آوری شده توسط نسل‌های قبلی، امنیت مالی را برای خانواده فراهم کرد.

ancestral [صفت]
اجرا کردن

اجدادی

Ex: The ritual was passed down from generation to generation as part of their ancestral tradition .

این مراسم به عنوان بخشی از سنت اجدادی آنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

social [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex:

مدرسه یک رویداد اجتماعی را برای تقویت دوستی و رفاقت در بین دانش‌آموزان سازماندهی کرد.

societal [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex: Societal changes often occur gradually over time in response to evolving values and beliefs .

تغییرات اجتماعی اغلب به تدریج در طول زمان در پاسخ به ارزش‌ها و باورهای در حال تحول رخ می‌دهند.

اجرا کردن

بین فردی

Ex: Building trust is key to fostering healthy interpersonal connections .

ایجاد اعتماد کلید تقویت ارتباطات بین‌فردی سالم است.

cultural [صفت]
اجرا کردن

فرهنگی

Ex: Cultural differences can lead to misunderstandings , but they also offer opportunities for learning and growth .

تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند به سوءتفاهم منجر شوند، اما آنها همچنین فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد ارائه می‌دهند.

historical [صفت]
اجرا کردن

تاریخی

Ex: The historical mansion is now a museum open to the public .
اجرا کردن

اجتماعی-اقتصادی

Ex: The community center provides resources to support families facing socioeconomic challenges .

مرکز جامعه منابعی را برای حمایت از خانواده‌هایی که با چالش‌های اجتماعی-اقتصادی روبرو هستند، فراهم می‌کند.

financial [صفت]
اجرا کردن

مالی

Ex: The government introduced new financial regulations to stabilize the economy .

دولت مقررات مالی جدیدی را برای تثبیت اقتصاد معرفی کرد.

monetary [صفت]
اجرا کردن

پولی

Ex: The company 's monetary reserves helped weather the financial downturn .

ذخایر پولی شرکت به عبور از رکود مالی کمک کرد.

fiscal [صفت]
اجرا کردن

مالی

Ex: The fiscal deficit widened due to increased spending on infrastructure projects .

کسر مالی به دلیل افزایش هزینه‌ها در پروژه‌های زیرساختی گسترش یافت.

economical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به اقتصاد

Ex: The government implemented economical policies to promote sustainable growth .

دولت سیاست‌های اقتصادی را برای ترویج رشد پایدار اجرا کرد.

apocalyptic [صفت]
اجرا کردن

آخرالزمانی

Ex: Climate scientists warn of apocalyptic consequences if urgent action is not taken to address global warming .

دانشمندان آب و هوا از عواقب آخرالزمانی هشدار می‌دهند اگر اقدام فوری برای مقابله با گرمایش جهانی انجام نشود.

اجرا کردن

وابسته به کلان‌شهر

Ex: Public transportation systems are essential for navigating the busy streets of metropolitan areas .

سیستم‌های حمل و نقل عمومی برای حرکت در خیابان‌های شلوغ مناطق کلان‌شهری ضروری هستند.

ceremonial [صفت]
اجرا کردن

تشریفاتی

Ex: In some cultures , the ceremonial lighting of candles symbolizes hope and renewal .

در برخی فرهنگ‌ها، روشن کردن تشریفاتی شمع‌ها نماد امید و تجدید است.

nomadic [صفت]
اجرا کردن

کوچگر

Ex: Some indigenous peoples in the Arctic , such as the Inuit , historically led nomadic lives , following the migration patterns of animals for hunting and fishing .

برخی از مردمان بومی در قطب شمال، مانند اینوئیت، به طور تاریخی زندگی کوچ‌نشینی را پیش گرفته‌اند، با دنبال کردن الگوهای مهاجرت حیوانات برای شکار و ماهیگیری.

juvenile [صفت]
اجرا کردن

مربوط به نوجوان

Ex: He pleaded guilty to charges of juvenile vandalism for spray-painting graffiti on public property .

او به اتهام خرابکاری نوجوانی برای اسپری کردن گرافیتی روی اموال عمومی گناهکار شناخته شد.

demographic [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌به‌جمعیت

Ex: Demographic trends indicate an aging population in many developed countries .

روندهای جمعیتی نشان دهنده پیری جمعیت در بسیاری از کشورهای توسعه یافته است.

اجرا کردن

چندفرهنگی

Ex: The festival celebrates the community 's multicultural heritage with music , dance , and food .

جشنواره میراث چندفرهنگی جامعه را با موسیقی، رقص و غذا جشن می‌گیرد.

اجرا کردن

گفتگویی

Ex: The interview had a conversational tone , allowing the guest to share personal anecdotes .

مصاحبه با لحنی گفتگویی همراه بود که به مهمان اجازه می‌داد حکایت‌های شخصی خود را به اشتراک بگذارد.

migrant [صفت]
اجرا کردن

مهاجر

Ex:

مسکن کارگران مهاجر اسکان موقت برای کارگران فصلی فراهم کرد.

اجرا کردن

معاملاتی

Ex: Online banking has made transactional activities such as transferring funds easier and more convenient .

بانکداری آنلاین فعالیت‌های تراکنشی مانند انتقال وجه را آسان‌تر و راحت‌تر کرده است.