تفرقهانگیز
بیان تفرقهانگیز نامزد بسیاری از رایدهندگان را دور کرد و افکار عمومی را قطبی کرد.
این صفتها عوامل، رویدادها یا شرایطی را توصیف میکنند که منجر به یا در یک نتیجه یا نتیجه خاص نقش دارند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تفرقهانگیز
بیان تفرقهانگیز نامزد بسیاری از رایدهندگان را دور کرد و افکار عمومی را قطبی کرد.
تولیدی
ماهیت تولیدکننده همکاری، تبادل ایدههای جدید را ممکن ساخت.
مزاحم
آنها حضور عکاسان مزاحم مزاحم را در تعطیلاتشان تهاجمی یافتند.
مهاجم
او به دلیل بازرسی تهاجمی وسایلش در فرودگاه احساس تجاوز کرد.
اتصالی
تم پیوندی که در سراسر رمان جریان دارد، خطوط داستانی متنوع آن را به هم پیوند زد.
ویرانگر
گونههای مهاجم تأثیر مخربی بر اکوسیستم محلی داشتند.
سازنده
گفتگوی سازنده آنها به یک توافق دوجانبه سودمند منجر شد.
چسباننده
سبک رهبری منسجم مدیر، حس وحدت را در بین اعضای تیم تقویت کرد.
چسبنده
ویژگیهای چسبنده ماده آن را برای استفاده در اتصال فلزات مناسب ساخت.
بازدارنده
بودجه محدودکننده مانع از انجام بهبودهای لازم در زیرساختها شد.
التیامبخش
یک حمام گرم میتواند پس از یک روز طولانی به طرز باورنکردنی تجدید کننده قوا باشد.
موجب
ارتباط باز بین اعضای تیم موجب همکاری میشود.
شکلدهنده
مراحل شکلدهنده یک شرکت اغلب موفقیت آینده آن را تعیین میکند.
پیشنهادی
اظهارات کنایهآمیز او در طول گفتگو او را ناراحت کرد.
نشانگر
نمرات بالای آزمون او نشانگر توانایی علمی او بود.
تحقیرآمیز، بیاعتنا
اظهارات تحقیرآمیز آنها درباره پروژه روحیه تیم را تضعیف کرد.
سرکوبگر
رژیم دولتی سرکوبگر آزادی بیان را سرکوب کرد.
نمایشی
عکسهای کتاب درسی نمایشی از تشکیلات زمینشناسی مختلف بودند.
پیشگیرانه
نصب دوربینهای امنیتی یک اقدام پیشگیرانه در برابر دزدی است.
اخلالگر
رفتار اخلالگرانه او در کلاس مانع یادگیری دیگران شد.
یاددهنده
دفترچه راهنمای آموزنده به من در مونتاژ مبلمان کمک کرد.
خورنده
طبیعت خورنده محلول تمیزکننده باعث تغییر رنگ روی کانتر شد.
ساینده
تشکیلات سنگی ساینده سطح کفشهای کوهنوردی را خراش داد.
اصلاحی
تمرینات اصلاحی تجویز شده توسط فیزیوتراپیست به کاهش درد کمک کرد.
آموزنده
سخنرانیهای آموزنده او با حقایق جذاب، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
عنفی
درخواستهای اجباری او برای پول، او را در یک رابطه سوءاستفادهگرایانه به دام افتاده احساس کرد.
منفجره
تصادف ماشین باعث یک تاثیر انفجاری شد، که خردهها را پرتاب کرد.
دگرگونکننده
تأثیر دگرگونکننده فناوری، ارتباطات را متحول کرد.