صفات علت و معلول - صفت های ظرفیت

این صفات به توانایی و ظرفیت یک شخص یا شیء برای انجام یک عمل یا منجر شدن به نتیجه ای خاص اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات علت و معلول
countable [صفت]
اجرا کردن

قابل شمارش

Ex: The countable pages in the book made it easy to track progress .

صفحه‌های قابل شمارش در کتاب ردیابی پیشرفت را آسان کرد.

forgettable [صفت]
اجرا کردن

فراموش شدنی

Ex: He gave a forgettable performance in the school play , lacking emotion .

او یک اجرای فراموش‌شدنی در نمایش مدرسه ارائه داد، فاقد احساس.

اجرا کردن

فراموش‌نشدنی

Ex: His kindness and generosity made an unforgettable impression on everyone he met .

مهربانی و سخاوت او تاثیری فراموش‌نشدنی بر همه کسانی که ملاقات کرد گذاشت.

preventable [صفت]
اجرا کردن

قابل پیشگیری

Ex: The preventable crime could have been thwarted with increased security measures .

جرم قابل پیشگیری می‌توانست با اقدامات امنیتی افزایش یافته خنثی شود.

avoidable [صفت]
اجرا کردن

قابل اجتناب

Ex: The avoidable mistake in the report could have been corrected with careful proofreading .

اشتباه قابل اجتناب در گزارش می‌توانست با بازخوانی دقیق اصلاح شود.

unavoidable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The teacher emphasized that completing the assigned homework was unavoidable for academic success .

معلم تأکید کرد که تکمیل تکالیف محوله برای موفقیت تحصیلی اجتناب‌ناپذیر بود.

scalable [صفت]
اجرا کردن

مقیاس پذیر

Ex: The scalable manufacturing process can increase production output as needed .

فرآیند تولید مقیاس‌پذیر می‌تواند خروجی تولید را در صورت نیاز افزایش دهد.

preferable [صفت]
اجرا کردن

بهتر

Ex: Living in a quiet neighborhood was preferable for their family 's peace of mind .

زندگی در یک محله آرام برای آرامش ذهن خانواده‌شان ترجیح داده می‌شد.

available [صفت]
اجرا کردن

در دسترس

Ex: The new product will soon be available in stores nationwide .

محصول جدید به زودی در فروشگاه‌های سراسر کشور در دسترس خواهد بود.

unavailable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل دسترس

Ex: The website was temporarily unavailable due to maintenance .

وب‌سایت به دلیل نگهداری موقتاً در دسترس نبود.

اجرا کردن

غیر قابل دسترس

Ex: Due to security measures , some websites are inaccessible from certain regions .

به دلیل اقدامات امنیتی، برخی از وب‌سایت‌ها از برخی مناطق غیرقابل دسترس هستند.

accessible [صفت]
اجرا کردن

دردسترس

Ex: The library has made efforts to ensure that its digital archives are accessible to researchers worldwide .

کتابخانه تلاش کرده است تا اطمینان حاصل کند که آرشیوهای دیجیتال آن برای محققان در سراسر جهان قابل دسترس باشد.

compatible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌تطبیق

Ex: The wireless headphones are compatible with multiple devices , including smartphones , tablets , and laptops , offering versatility for users on the go .

هدفون‌های بی‌سیم با چندین دستگاه از جمله گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها سازگار هستند و برای کاربران در حال حرکت انعطاف‌پذیری ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

قابل انتقال

Ex: The copyright for the book is transferable to another publisher with proper authorization .

حق چاپ کتاب با مجوز مناسب به ناشر دیگری قابل انتقال است.

اجرا کردن

قابل‌شناسایی

Ex: The logo on the packaging makes the brand easily identifiable to consumers .

لوگو روی بسته‌بندی باعث می‌شود برند به راحتی قابل شناسایی برای مصرف‌کنندگان باشد.

palpable [صفت]
اجرا کردن

لمس‌پذیر

Ex: The fear in his voice was palpable as he recounted the harrowing experience .

ترس در صدایش ملموس بود در حالی که تجربه دردناک را تعریف می‌کرد.

tangible [صفت]
اجرا کردن

ملموس

Ex: The tangible results of their hard work were visible in the finished product .

نتایج ملموس کار سخت آنها در محصول نهایی قابل مشاهده بود.

intangible [صفت]
اجرا کردن

نامحسوس

Ex:

اعتبار شرکت یک دارایی نامشهود است که به موفقیت آن کمک می‌کند.

reversible [صفت]
اجرا کردن

بازگشت‌پذیر

Ex: The reversible damage to the environment can be mitigated through conservation efforts .

آسیب قابل برگشت به محیط زیست می‌تواند از طریق تلاش‌های حفاظتی کاهش یابد.

اجرا کردن

برگشت‌ناپذیر

Ex: Smoking can cause irreversible damage to the lungs over many years .

سیگار کشیدن می‌تواند در طول سال‌ها به ریه‌ها آسیب غیرقابل جبران وارد کند.

اجرا کردن

قابل کنترل

Ex: The controllable aspects of her diet , such as portion sizes and food choices , helped her maintain a healthy weight .

جنبه‌های قابل کنترل رژیم غذایی او، مانند اندازه وعده‌ها و انتخاب غذاها، به او کمک کرد تا وزن سالمی را حفظ کند.

اجرا کردن

غیرقابل کنترل

Ex: His uncontrollable anxiety prevented him from participating in social activities .

اضطراب غیرقابل کنترل او مانع از مشارکت او در فعالیت‌های اجتماعی شد.

printable [صفت]
اجرا کردن

قابل انتشار

Ex: The printable version of the document was distributed to all employees for review .

نسخه قابل چاپ سند برای بررسی بین همه کارمندان توزیع شد.

intractable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل کنترل

Ex: The intractable conflict between the two countries seemed impossible to resolve through diplomacy .

مناقشه غیرقابل حل بین دو کشور به نظر می‌رسید که از طریق دیپلماسی غیرممکن است حل شود.

taxable [صفت]
اجرا کردن

مشمول مالیات

Ex: The sale of stocks may result in taxable capital gains .

فروش سهام ممکن است منجر به سودهای سرمایه‌ای مشمول مالیات شود.

enforceable [صفت]
اجرا کردن

قابل اجرا

Ex: Regulations must be clear and enforceable to ensure compliance by businesses and individuals .

مقررات باید روشن و قابل اجرا باشند تا از رعایت آن توسط کسب‌وکارها و افراد اطمینان حاصل شود.

variable [صفت]
اجرا کردن

متغیر

Ex: The quality of the product was variable , with some batches being superior to others .

کیفیت محصول متغیر بود، به طوری که برخی دسته‌ها از دیگران برتر بودند.

applicable [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: The laws governing property ownership are applicable in this case .

قوانین حاکم بر مالکیت ملک در این مورد قابل اجرا هستند.

playable [صفت]
اجرا کردن

قابل بازی

Ex: The mobile app provides a playable experience for users of all ages .

برنامه موبایل یک تجربه قابل بازی را برای کاربران در تمام سنین فراهم می‌کند.

اجرا کردن

قابل تنظیم

Ex: The website builder provides customizable templates for creating unique and personalized websites .

سازنده وب سایت قالب های قابل تنظیم را برای ایجاد وب سایت های منحصر به فرد و شخصی ارائه می دهد.

searchable [صفت]
اجرا کردن

قابل جستجو

Ex:

پایگاه داده یک رابط کاربرپسند دارد که آن را به راحتی قابل جستجو می‌کند.

clickable [صفت]
اجرا کردن

قابل کلیک

Ex: The interactive map has clickable markers that provide details about specific locations .

نقشه تعاملی دارای نشانگرهای قابل کلیک است که جزئیات مربوط به مکان‌های خاص را ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

قابل برنامه ریزی

Ex: Programmable LED lights can be customized to create different lighting effects and colors .

چراغ‌های LED قابل برنامه‌ریزی را می‌توان برای ایجاد جلوه‌ها و رنگ‌های مختلف نور سفارشی کرد.

shareable [صفت]
اجرا کردن

قابل اشتراک

Ex: The recipe for the dish is shareable , allowing cooking enthusiasts to pass it along to others .

دستور غذا قابل اشتراک است، که به علاقه‌مندان به آشپزی اجازه می‌دهد آن را به دیگران منتقل کنند.