مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 2

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
to spawn [فعل]
اجرا کردن

ایجاد کردن

Ex: Social media platforms can spawn viral trends that spread rapidly .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی می‌توانند تولید کنند ترندهای ویروسی که به سرعت پخش می‌شوند.

to enrage [فعل]
اجرا کردن

خشمگین کردن

Ex: The betrayal by his closest friend enraged him .

خیانت دوست نزدیکش او را خشمگین کرد.

to drub [فعل]
اجرا کردن

کتک زدن

Ex: The soccer team drubbed their rivals with a final score of 4-0 .

تیم فوتبال رقبای خود را با نتیجه نهایی 4-0 درهم کوبید.

to thrive [فعل]
اجرا کردن

رشد کردن

Ex: In a nurturing environment , children tend to thrive both physically and emotionally .

در یک محیط پرورش‌دهنده، کودکان تمایل دارند که هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی رشد کنند.

to seethe [فعل]
اجرا کردن

قل‌قل زدن

Ex: The cauldron is currently seething over the open flame , sending steam and bubbles into the air .

دیگ هم اکنون بر روی شعله باز در حال جوشیدن شدید است و بخار و حباب ها را به هوا می فرستد.

to bruit [فعل]
اجرا کردن

شایعه پراکندن

Ex: he tabloids are currently bruiting scandalous stories about the celebrity couple , stirring up controversy in the media .

روزنامه‌های زرد در حال حاضر داستان‌های رسوایی‌آمیز درباره زوج مشهور را پخش می‌کنند و در رسانه‌ها جنجال به پا می‌کنند.

to divest [فعل]
اجرا کردن

سرمایه‌برداری کردن

Ex: Over the years , they have divested themselves of outdated practices , embracing new technologies and methodologies for growth .

در طول سال‌ها، آنها از روش‌های منسوخ خلع ید کرده‌اند و فناوری‌ها و روش‌های جدید را برای رشد پذیرفته‌اند.

to consign [فعل]
اجرا کردن

سپردن

Ex: As a gesture of trust , she consigned her heirloom jewelry to her sister for safekeeping .

به عنوان نشانه ای از اعتماد، او جواهرات خانوادگی خود را به خواهرش سپرد تا از آنها نگهداری کند.

to forsake [فعل]
اجرا کردن

قال گذاشتن

Ex: The leader is currently forsaking his followers , ignoring their pleas for assistance in favor of personal gain .

رهبر در حال حاضر پیروان خود را رها کرده، درخواست های کمک آنها را به نفع سود شخصی نادیده می گیرد.

to whet [فعل]
اجرا کردن

تحریک کردن

Ex: The advertisement is currently whetting consumers ' appetites with enticing images of gourmet cuisine .

تبلیغات در حال حاضر با تصاویر وسوسه‌انگیز از غذاهای گورمتی، اشتها‌ی مصرف‌کنندگان را تحریک می‌کند.

to retort [فعل]
اجرا کردن

جواب متقابل دادن

Ex: Upon hearing the criticism , he retorted , " Well , maybe if you paid attention , you 'd understand . "

با شنیدن انتقاد، او پاسخ تندی داد، "خب، شاید اگر توجه می‌کردی، می‌فهمیدی."

to patent [فعل]
اجرا کردن

حق ثبت اختراع دادن

Ex: Companies often invest in research and development to create products they can patent for competitive advantage .

شرکت‌ها اغلب در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کنند تا محصولاتی ایجاد کنند که بتوانند برای مزیت رقابتی ثبت اختراع کنند.

to carouse [فعل]
اجرا کردن

در مشروب افراط کردن

Ex: The wedding guests continued to carouse late into the night .

مهمانان عروسی تا دیروقت به مستی و پایکوبی ادامه دادند.

to abduct [فعل]
اجرا کردن

آدم‌ربایی کردن

Ex: Last week , the extremists unexpectedly abducted a prominent activist .

هفته گذشته، افراط‌گرایان به طور غیرمنتظره‌ای یک فعال برجسته را ربودند.

to propound [فعل]
اجرا کردن

مطرح کردن

Ex: The candidate propounded his vision for the future of the country during the campaign speech .

نامزد، دیدگاه خود را برای آینده کشور در سخنرانی کمپین مطرح کرد.

to manumit [فعل]
اجرا کردن

(از بردگی) آزاد کردن

Ex: The government is currently manumitting enslaved people as part of its efforts to eradicate systemic oppression .

دولت در حال حاضر به عنوان بخشی از تلاش‌های خود برای ریشه‌کن کردن ستم سیستماتیک، افراد برده را آزاد می‌کند.