واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - چشمانداز و جغرافیا
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به منظر و جغرافیا را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a valley that is deep and has very steep sides, through which a river is flowing usually

ژرفدره
ما به پایین دره رفتیم تا کاوش کنیم.
a mound or ridge of sand that is typically formed by the wind, often found in deserts, coastal areas, or other regions with significant wind activity

تپه شنی, ماسه بادی
تپههای شنی ساحلی، که توسط باد و امواج شکل گرفتهاند، در امتداد خطوط ساحلی شنی تشکیل میشوند و به اکوسیستمهای ساحلی کمک میکنند.
a piece of land covered in grass and sometimes wild flowers, often used for hay

چمنزار
گاوها در چمنزار علف میخوردند.
an area of land that is covered with water or is always very wet

باتلاق, مرداب
درختان سرو با زانوهای متمایز خود آبهای تیره باتلاق را نقطهگذاری کردهاند، مناظری شبحوار اما زیبا خلق میکنند.
an area containing still water that is comparatively smaller than a lake, particularly one that is made artificially

آبگیر, برکه
اردکها و دیگر پرندگان آبزی در لبه برکه جمع شدند و از آبهای آرام و پوشش گیاهی فراوان لذت بردند.
an area of land that is flat and higher than the land surrounding it

فلات
فلات دکن در هند یک منطقه وسیع و مرتفع است که به خاطر خاک غنی آتشفشانی و کشاورزی گسترده معروف است.
a large body of land that is partially surrounded by water but is attached to a larger area of land

شبهجزیره
شبهجزیره فلوریدا به خاطر آب و هوای گرم، سواحل زیبا و حیات وحش متنوعش معروف است.
a ridge of rock or a line of sand near the surface of a body of water

صخره (مرجانی و...), تپه (دریایی)، آبسنگ
صخرههای مرجانی خانه بسیاری از گونههای دریایی هستند.
the outer areas or parts of a city or town

حومه
مرکز خرید جدید در حاشیه شهر ساخته شد و آن را به مقصدی مناسب برای ساکنان محلههای اطراف تبدیل کرد.
a small curved area of land that partly encloses a specific part of the sea

خلیج کوچک
ملوانان قایقهای خود را در خلیج محافظت شده لنگر انداختند تا از طوفان اجتناب کنند.
the distance of a point east or west of the meridian at Greenwich that is measured in degrees

طول جغرافیایی
طول جغرافیایی شهر نیویورک تقریباً 74 درجه غربی است.
an imaginary horizontal circle around the Earth parallel to the equator, used to measure north-south position

عرض جغرافیایی
نقشهها خطوط عرض جغرافیایی را در فواصل 10 درجه نشان میدهند.
a hazardous or difficult situation that is very hard to get out of

منجلاب (استعاری), مخمصه
رکود اقتصادی برای کسبوکار کوچک در حال تقلا ماسهبادی بود.
either of the two imaginary lines around the Earth located about 23° north and south of the equator

مدار (رأسالسرطان یا رأسالجدی)
کشتی در طول سفر خود نزدیک به مدار حرکت کرد.
a hypothetical line around the Earth that divides it into Northern and Southern hemispheres

خط استوا
بسیاری از جنگلهای بارانی در نزدیکی خط استوا قرار دارند.
a large collection of islands or the sea surrounding them

مجمعالجزایر
او از مجمعالجزایر گالاپاگوس دیدن کرد تا حیات وحش منحصر به فردی را ببیند.
an imaginary circle around 66.5 degrees south of the equator, marking the southernmost point where the sun stays above or below the horizon for 24 hours during the respective solstices

دایره جنوبگان, دایره قطبی جنوبی
مناطق داخل دایرهٔ قطبی جنوبی در طول انقلاب تابستانی نیمکرهٔ جنوبی، دورههایی از روشنایی مداوم روز را تجربه میکنند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| لمس و نگه داشتن | تغییر و شکلدهی | خلق و تولید | سازماندهی و جمعآوری |
| آمادهسازی غذا | خوردن و نوشیدن | علم | Education |
| تحقیق | نجوم | فیزیک | زیستشناسی |
| شیمی | زمینشناسی | فلسفه | روانشناسی |
| ریاضیات و نمودارها | هندسه | محیط زیست | چشمانداز و جغرافیا |
