واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Music

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به موسیقی را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
pitch [اسم]
اجرا کردن

نواک

Ex: He tuned the guitar strings to ensure each one was at the correct pitch .

او سیم‌های گیتار را کوک کرد تا مطمئن شود هر کدام در زیروبمی صحیح هستند.

movement [اسم]
اجرا کردن

موومان (موسیقی)

Ex: The string quartet performed the final movement with energy and precision , bringing the piece to a dramatic conclusion .

کوارتت زهی موومان پایانی را با انرژی و دقت اجرا کرد و قطعه را به نتیجه‌ای نمایشی رساند.

tempo [اسم]
اجرا کردن

ضرب (موسیقی)

Ex: The song had a steady tempo that made it easy to dance to .

آهنگ تمپویی یکنواخت داشت که رقصیدن به آن را آسان می‌کرد.

chord [اسم]
اجرا کردن

آکورد (موسیقی)

Ex: The singer 's voice harmonized perfectly with the piano chord .

صدای خواننده کاملاً با آکورد پیانو هماهنگ بود.

bass [اسم]
اجرا کردن

باس

Ex: The quartet 's harmony is supported by the bass .

هماهنگی کوارتت توسط باس پشتیبانی می‌شود.

tune [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The lullaby ’s soothing tune helped the baby fall asleep .

ملودی آرامش‌بخش لالایی به خوابیدن نوزاد کمک کرد.

karaoke [اسم]
اجرا کردن

کارائوکه

Ex:

کارائوکه به افراد اجازه می‌دهد برای چند دقیقه مانند ستاره‌های راک احساس کنند، بدون توجه به توانایی آوازخوانی آنها.

اجرا کردن

نوازنده

Ex: The jazz band featured several exceptional instrumentalists , each taking turns to showcase their improvisational prowess .

گروه جاز شامل چندین نوازنده استثنایی بود، هر کدام نوبت خود را برای نمایش مهارت بداهه‌نوازی خود می‌گرفتند.

vocalist [اسم]
اجرا کردن

خواننده (به‌خصوص راک، جاز و پاپ)

equalizer [اسم]
اجرا کردن

اکولایزر

Ex: She used the graphic equalizer to sculpt the sound of the guitar solo during the live performance .

او از اکولایزر گرافیکی برای شکل دادن به صدای سولوی گیتار در طول اجرای زنده استفاده کرد.

metronome [اسم]
اجرا کردن

مترونوم

Ex: The drummer relied on the metronome to improve his timing and precision during rehearsals with the band .

درامر برای بهبود زمان‌بندی و دقت خود در طول تمرینات با گروه به مترونوم تکیه کرد.

gig [اسم]
اجرا کردن

اجرای زنده (موسیقی و غیره)

Ex: The gig was a great opportunity for the young artist to showcase their talent .

اجرای زنده فرصت فوق‌العاده‌ای برای هنرمند جوان بود تا استعدادش را نشان دهد.

solo [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای یک ساز یا یک خواننده

Ex: The opera singer 's solo showcased her incredible vocal range .

تک‌خوانی خواننده اپرا، محدوده صوتی شگفت‌انگیز او را به نمایش گذاشت.

echo [اسم]
اجرا کردن

پژواک

Ex: The empty hallway amplified the echo of footsteps as she walked .

راهروی خالی پژواک قدم‌ها را هنگامی که او راه می‌رفت تقویت کرد.

اجرا کردن

ساز زهی

Ex: The harp , a large and elegant string instrument , added a beautiful , ethereal quality to the concert .

چنگ، یک ساز زهی بزرگ و ظریف، کیفیتی زیبا و اثیری به کنسرت اضافه کرد.

اجرا کردن

سازهای بادی برنجی

Ex: The cornet , a close cousin of the trumpet , is a popular brass instrument known for its agility and bright , clear tone .

کرنت، یکی از نزدیکان شیپور، یک ساز بادی برنجی محبوب است که به دلیل چابکی و صدای روشن و واضحش شناخته می‌شود.

اجرا کردن

سازهای بادی چوبی

Ex: The piccolo and English horn are lesser-known woodwind instruments that add unique timbres to the ensemble 's sound palette .

پیکولو و کور آنگلیسی از سازهای بادی چوبی کمتر شناخته شده‌ای هستند که رنگ‌های صوتی منحصر به فردی به پالت صوتی گروه اضافه می‌کنند.

اجرا کردن

ساز الکترونیکی

Ex: Keyboards and digital pianos are electronic instruments that simulate the sounds of acoustic pianos through electronic means .

کیبوردها و پیانوهای دیجیتال ابزارهای الکترونیکی هستند که صداهای پیانوهای آکوستیک را از طریق روش‌های الکترونیکی شبیه‌سازی می‌کنند.

rehearsal [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex: The theater director scheduled additional rehearsals to address timing issues in the comedy .

کارگردان تئاتر تمرینات اضافی را برای حل مشکلات زمان‌بندی در کمدی برنامه‌ریزی کرد.

metalhead [اسم]
اجرا کردن

متال‌باز

Ex: The metalhead 's room was filled with posters of legendary metal bands , creating a shrine to his musical heroes .

اتاق متالهد پر از پوستر گروه‌های متال افسانه‌ای بود، که معبدی برای قهرمانان موسیقی او ایجاد می‌کرد.

set list [اسم]
اجرا کردن

*لیست آهنگ‌های اجرا

punk rock [اسم]
اجرا کردن

پانک راک

Ex: He wore ripped jeans and a leather jacket , embracing the punk rock fashion style .

او شلوار جین پاره و کت چرمی پوشید، سبک مد پانک راک را در آغوش گرفت.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی