واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - اندازهگیری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اندازهگیری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the measurable size of phenomena such as distance, mass, speed, luminosity, etc. based on quantitative scale

اندازه, میزان بزرگی
درک کامل مقدار میلیاردها دلار بدهی ملی دشوار است.
a large quantity or number of something, often referring to a group of objects or people that are considered together

حجم زیاد, انبوه، تعداد زیاد
جشنواره تودهای از بازدیدکنندگان از سراسر جهان را جذب کرد.
a device that provides visual representations of electrical signals or varying electrical quantities, allowing analysis and measurement

اسیلوسکوپ, نوساننگار
نوسانات ولتاژ به وضوح روی اسیلوسکوپ قابل مشاهده بود.
a gradual transition from one value, tone, hue or color to another

تکنیک تغییر تدریجی رنگمایه
the rate at which a quantity or dimension changes over a given distance or interval

گرادیان (ریاضیات)
یک گرادیان بالا در دادهها نشاندهنده تغییر سریع است.
a measurable characteristic or attribute that defines the properties, behavior, or functioning of a system, process, or phenomenon

پارامتر, متغیر
محدوده دما یک پارامتر حیاتی برای تعیین عملکرد دستگاههای الکترونیکی است.
the distance between two sides of something

عرض
او عرض میز را اندازه گرفت تا ببیند آیا در اتاق جا میشود یا نه.
the distance around the external boundary of something

محیط
او محیط تنه درخت را اندازه گرفت تا سن آن را مشخص کند.
the quality, level, or degree of someone's abilities, character, or performance in a particular field or activity

استاندارد
شرکت فقط کارمندان با بالاترین سطح را استخدام میکند تا شهرت خود را در برتری حفظ کند.
a measuring instrument or device used to determine the size, capacity, amount, or extent of something

اندازهگیر, دستگاه اندازهگیری
بارانسنج در حیاط خلوت میزان بارندگی را اندازهگیری میکند.
a variety of things that are different but are of the same general type

گستره, دامنه، محدوده، مجموعه
کمد لباس او شامل محدوده متنوعی از لباسها است، از لباسهای غیررسمی تا لباسهای رسمی.
the volume or amount that can be contained in a space or container

گنجایش, ظرفیت
بطری ظرفیت دو لیتر دارد.
size or scale of an object, space, or area

محدوده, مقیاس
ما از وسعت رشته کوه قابل مشاهده از نقطه دید شگفت زده شدیم.
the amount of space that a substance or object takes or the amount of space inside an object

حجم
معمار اتاق را با حجم بزرگی طراحی کرد تا احساسی از باز و وسیع بودن ایجاد کند.
the quality or state of being excessively long or extended in duration

طولانی بودن, درازگویی
خستهکننده و تا دیروقت ادامه دار، طولانی بودن جلسه همه را خسته کرد.
a timepiece that shows the time in a very exact way, especially one used at sea

زمانسنج, کرونومتر
ناوبر برای تعیین طول جغرافیایی کشتی در طول سفر به یک کرونومتر دریایی تکیه کرد.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| جرم | مجازات | دولت | سیاست |
| اندازهگیری | جنگ | احساسات مثبت | احساسات منفی |
| سفر و گردشگری | مهاجرت | غذا و نوشیدنی | مواد |
| آلودگی | فجایع | آب و هوا | حیوانات |
| قیدهای حالت | قیدهای درجه | قیدهای اظهار نظر و قطعیت | قیدهای زمان و تناوب |
