افعال عمل گفتاری - افعال برای ارتباط
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به ارتباطات مانند "صحبت کردن"، "چت کردن" و "مصاحبه کردن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to use one's voice to express a particular feeling or thought

حرف زدن, صحبت کردن، سخن گفتن، تکلم کردن
لطفاً بلندتر صحبت کنید تا همه در اتاق بتوانند شما را بشنوند.
to tell someone about the feelings or ideas that we have

حرف زدن, صحبت کردن
او در مورد شروع یک سرگرمی جدید حرف میزد.
to use words and give someone information

گفتن, بیان کردن
او به خانوادهاش درباره پیشنهاد شغل هیجانانگیزش گفت.
to use words and our voice to show what we are thinking or feeling

گفتن
او میگوید که به کمی فضا برای فکر کردن نیاز دارد.
to exchange information, news, ideas, etc. with someone

ارتباط برقرار کردن
در حال حاضر، او از طریق تماس ویدئویی با مشتریان ارتباط برقرار میکند.
to speak directly to a specific person or group

مورد خطاب قرار دادن, خطاب کردن
مدیر در جلسه صبحگاهی برای بحث در مورد پروژه جدید به تیم خطاب خواهد کرد.
to clearly communicate an idea, plan, etc.

بهطور واضح بیان کردن
نمودارها و تصاویر در ارائه به انتقال اطلاعات فنی کمک کردند.
to engage in a conversation with someone

صحبت کردن, گفتوگو کردن
آنها در پارک نشستند، از هوای گرم لذت میبردند در حالی که به راحتی درباره زندگیشان گفتگو میکردند.
to have a casual and light conversation without sharing a lot of information

یک مکالمه کوتاه با کسی داشتن
همسایهها اغلب گپ میزنند روی نرده درباره نکات باغبانی.
to share an idea with someone and get their thoughts or opinions

نظر کسی را در باره یک ایده پرسیدن
به اشتراک گذاشتن اهداف خود با یک دوست میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
to suddenly say something, especially in a rude or surprising way

گفتن (چیزی ناگهانی یا غیر منتظره)
در میان بحث، تام با یک مشاهده صریح درباره نقصهای استراتژی تیم بیرون آمد، که همکارانش را متعجب کرد.
to provide a spoken or written description of an event, story, etc.

روایت کردن (داستان و غیره), نقالی کردن
معلم از هر دانش آموز خواست که در جلسه داستانگویی یک داستان شخصی را تعریف کند.
to speak formally and at length, especially in a public setting

سخنرانی کردن, نطق کردن
رهبر به جلو آمد تا درباره اهداف و برنامههای آینده سازمان سخنرانی کند.
to describe an event, experience, etc to someone in a detailed manner

شرح دادن, حکایت کردن
در زندگینامه، نویسنده تصمیم گرفت که خاطرات شخصی را که زندگیاش را شکل دادهاند بازگو کند.
to communicate with others, particularly while spending time with them

تعامل داشتن, ارتباط برقرار کردن
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی فضایی را فراهم میکنند تا مردم بتوانند تعامل کنند و افکار و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.
to ask someone questions about a particular topic on the TV, radio, or for a newspaper

مصاحبه کردن
مجری تلویزیون سوالات اندیشمندانهای آماده کرد تا با نویسنده درباره آخرین کتاب پرفروشش مصاحبه کند.
to talk in a brief and friendly way to someone, usually about unimportant things

حرف زدن (به طور خلاصه), گپ زدن
در طول مهمانی، کنار شومینه نشستیم و در مورد فیلمها و موسیقی گپ زدیم.
to chat casually for an extended period, often in a lively manner

زیاد صحبت کردن
همکاران اغلب در هنگام ناهار استراحت میکنند تا در مورد کار گپ بزنند، بینشها را به اشتراک بگذارند و در مورد پروژههای جاری بحث کنند.
to have a casual conversation, often involving gossip

یک مکالمه کوتاه با کسی داشتن
دوستان در کافه جمع شدند تا روی قهوه گپ بزنند، داستانها را به اشتراک بگذارند و از زندگی یکدیگر باخبر شوند.
to talk quickly and a lot about unimportant and idiotic things

زیاد در مورد چیزهای مزخرف صحبت کردن
در طول پیک نیک، خانوادهها در حالی که از غذای خود در پارک لذت میبردند، گپ میزدند.
to engage in casual or idle conversation

گپ زدن, صحبت کردن
در حالی که منتظر اتوبوس بودند، مسافران در مورد آب و هوا و برنامههای آخر هفته آینده گپ میزدند.
to talk a lot about unimportant things and in a way that may seem foolish

وراجی کردن, پرگویی کردن
او در مورد آخرین شایعات سلبریتیها وراجی کرد بدون اینکه متوجه بیعلاقگی دوستانش شود.
