افعال چالش و رقابت - افعال برای غلبه بر چالشها
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به غلبه بر چالشها اشاره دارند مانند "مقابله کردن"، "مدیریت کردن" و "کنترل کردن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to handle a difficult situation and deal with it successfully

از عهده (چیزی) برآمدن
افرادی که با از دست دادن کنار میآیند ممکن است برای رفاه عاطفی از دوستان و خانواده کمک بخواهند.
to do something difficult successfully

کار سختی را انجام دادن
او توانست پروژه را دقیقاً قبل از مهلت تمام کند.
to be capable of living or doing something using the available resources, knowledge, money, etc.

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن, سر کردن، گذران کردن
علیرغم چالشهای مالی، آنها توانستند با درآمدی متوسط سر کنند.
to deal with a situation or problem successfully

(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن, مدیریت کردن
او همیشه شکایات مشتریان را با دیپلماسی مدیریت میکند.
to carefully examine a problem or situation in order to reach a solution

رفعورجوع کردن (مشکل و...), مدیریت کردن (شرایط ناخوشایند)
او یک روانشناس دید تا به او کمک کند با افسردگی خود کنار بیاید.
to succeed in solving, controlling, or dealing with something difficult

غلبه کردن, چیره شدن، غالب آمدن
افراد از طریق مواجهه تدریجی و خوداندیشی بر ترسهای شخصی غلبه میکنند.
to find an answer or solution to a question or problem

حل کردن
او با تقسیم کردن مشکل به قدمهای کوچکتر آن را حل کرد.
to come up with solutions for challenges and difficulties in an organization or company

حل مسئله کردن
مدیران پروژه به طور فعال در حال رفع تأخیرها برای رعایت مهلتهای پروژه هستند.
to find a way to solve a disagreement or issue

(عدم توافق یا درگیری را) حل کردن, برطرف کردن، رفع کردن
کمیته برای حل مسائل مطرح شده توسط کارکنان تشکیل جلسه داد.
to bring a dispute or disagreement to an end

حلوفصل کردن, فیصله دادن، پایان دادن
متخصصان حقوقی برای حل و فصل پروندههای دادگاهی از طریق مذاکره و مصالحه کار میکنند.
to successfully overcome challenges or difficulties

غلبه کردن (بر مانع یا دشواری)
تیمها برای غلبه بر چالشهای پروژه و دستیابی به نتایج موفق همکاری میکنند.
to endure a difficult or dangerous situation with courage and determination

تحمل کردن
آنها آب و هوای سخت را تحمل کردند تا در رویداد مهم شرکت کنند.
to remain alive after enduring a specific hazardous or critical event

زنده ماندن, جان سالم به در بردن
علیرغم آسیبهای شدید ناشی از تصادف ماشین، او با درد جنگید و نجات یافت.
to successfully achieve or accomplish something difficult

با موفقیت به انجام رساندن
to overcome a challenge or obstacle

بر چیزی غلبه کردن
تیمها برای غلبه بر موانع و دستیابی به نتایج موفقیتآمیز پروژه استراتژی میچینند.
to find a solution to overcome a problem or obstacle

راه حل پیدا کردن
ما باید بر مشکلات تاخیرهای غیرمنتظره غلبه کنیم و همچنان به مهلت پروژه پایبند باشیم.
to help someone overcome a challenging or life-threatening situation

با موفقیت بر چیزی غلبه کردن, با موفقیت پشت سر گذاشتن
او ضعیف بود، اما درمان به او کمک کرد تا از بیماری جلو بیاید.
to succeed in passing or enduring a difficult experience or period

دوام آوردن, با موفقیت گذراندن
علیرغم مشکلات، آنها به عنوان یک خانواده از بحران مالی گذر کردند.
to stay strong when faced with problems or criticism and ultimately surpass them

غلبه کردن
علیرغم مواجهه با سختیها، آنها به طور مداوم از چالشها فراتر میروند و دیدگاه مثبت خود را حفظ میکنند.
| افعال چالش و رقابت | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای مواجهه با چالشها | افعال برای گذر از چالشها | افعال برای غلبه بر چالشها | افعال برای رقابت |
| افعال برای موفقیت | افعال برای شکست | ||