افعال چالش و رقابت - افعال برای غلبه بر چالش‌ها

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به غلبه بر چالش‌ها اشاره دارند مانند "مقابله کردن"، "مدیریت کردن" و "کنترل کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال چالش و رقابت
to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

to manage [فعل]
اجرا کردن

کار سختی را انجام دادن

Ex: She managed a polite laugh even though the joke was awkward .

او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.

to get by [فعل]
اجرا کردن

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

Ex: After moving to a new country , he had to learn the local customs to get by in the community .

پس از نقل مکان به یک کشور جدید، او مجبور شد عادات محلی را یاد بگیرد تا در جامعه سر کند.

to handle [فعل]
اجرا کردن

(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن

Ex: The team handled the unexpected setback effectively .

تیم به طور موثر با عقب‌گرد غیرمنتظره برخورد کرد.

اجرا کردن

رفع‌ورجوع کردن (مشکل و...)

Ex: It ’s a complex situation but we ’ll work through it step by step .

این یک وضعیت پیچیده است اما ما آن را قدم به قدم بررسی خواهیم کرد.

to overcome [فعل]
اجرا کردن

غلبه کردن

Ex: Communities overcome adversity through unity and collective problem-solving .

جوامع از طریق وحدت و حل مسئله جمعی بر سختی‌ها غلبه می‌کنند.

to solve [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: The team collaborated to solve the technical issues with the website .

تیم برای حل مشکلات فنی وب سایت همکاری کرد.

اجرا کردن

حل مسئله کردن

Ex: Customer support teams troubleshoot issues raised by clients to provide effective solutions .

تیم‌های پشتیبانی مشتری عیب‌یابی مشکلات مطرح شده توسط مشتریان را برای ارائه راه‌حل‌های مؤثر انجام می‌دهند.

to resolve [فعل]
اجرا کردن

(عدم توافق یا درگیری را) حل کردن

Ex: Employees and managers have resolved various issues through constructive dialogue .

کارمندان و مدیران از طریق گفتگوی سازنده مسائل مختلفی را حل کرده‌اند.

to settle [فعل]
اجرا کردن

حل‌وفصل کردن

Ex: After hours of negotiation , the parties settled their differences and reached a compromise .

پس از ساعتها مذاکره، طرفین اختلافات خود را حل کردند و به یک مصالحه رسیدند.

to surmount [فعل]
اجرا کردن

غلبه کردن (بر مانع یا دشواری)

Ex: Despite setbacks , the team surmounted the project 's complexities and delivered outstanding results .

علیرغم مشکلات، تیم بر پیچیدگی‌های پروژه غلبه کرد و نتایج خارق‌العاده‌ای ارائه داد.

to brave [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: The soldiers braved enemy fire to complete their mission .

سربازان آتش دشمن را تحمل کردند تا مأموریت خود را به پایان برسانند.

to survive [فعل]
اجرا کردن

زنده ماندن

Ex: Despite the severe injuries from the explosion , the soldier managed to crawl to safety and survived until medics arrived .

علیرغم جراحات شدید ناشی از انفجار، سرباز توانست به جای امنی بخزد و تا رسیدن امدادگران زنده ماند.

to pull off [فعل]
اجرا کردن

با موفقیت به انجام رساندن

Ex:

با اینهمه زمان کم، این که او چطور آن ارائه را با موفقیت انجام داد впе‌ره‌کننده بود.

to conquer [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی غلبه کردن

Ex: Athletes conquer physical limitations through dedicated training and discipline .

ورزشکاران از طریق تمرین و انضباط اختصاصی، محدودیت‌های فیزیکی را پشت سر می‌گذارند.

اجرا کردن

راه حل پیدا کردن

Ex: She worked around the lack of resources by leveraging external partnerships .

او با استفاده از شراکت‌های خارجی، کمبود منابع را حل کرد.

اجرا کردن

با موفقیت بر چیزی غلبه کردن

Ex:

خانواده و دوستانش به او کمک کردند تا از دوران سخت پس از حادثه عبور کند.

اجرا کردن

دوام آوردن

Ex: With determination and teamwork , they got through the difficult school year .

با عزم و کار تیمی، آنها توانستند سال تحصیلی سخت را پشت سر بگذارند.

اجرا کردن

غلبه کردن

Ex: He decided to rise above the negative comments about his art , focusing on his passion for creativity .

او تصمیم گرفت بالاتر از نظرات منفی درباره هنرش بایستد و بر اشتیاق خود به خلاقیت تمرکز کند.