افعال چالش و رقابت - افعال برای شکست

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به شکست اشاره دارند مانند "از دست دادن"، "تسلیم شدن" و "رد شدن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال چالش و رقابت
to fail [فعل]
اجرا کردن

ناکام ماندن

Ex: The team 's strategy failed when they could n't execute it properly .

استراتژی تیم شکست خورد وقتی که نتوانستند آن را به درستی اجرا کنند.

to flop [فعل]
اجرا کردن

مورداستقبال واقع نشدن

Ex: Despite heavy marketing efforts , the fashion brand 's new collection flopped .

علیرغم تلاش‌های بازاریابی سنگین، مجموعه جدید برند مد شکست خورد.

to flunk [فعل]
اجرا کردن

مردود شدن (در امتحان)

Ex: The lack of attendance and effort caused several students to flunk the class .

کمبود حضور و تلاش باعث شد چندین دانش‌آموز در کلاس مردود شوند.

to default [فعل]
اجرا کردن

قصور کردن

Ex:

دانشجویانی که مهلت پرداخت شهریه خود را رعایت نکنند ممکن است از انجام تعهدات مالی خود به دانشگاه قصور کنند.

to succumb [فعل]
اجرا کردن

گردن نهادن

Ex: The soldier refused to succumb to fear , facing the enemy with unwavering determination .

سرباز از تسلیم شدن در برابر ترس خودداری کرد و با عزمی راسخ با دشمن روبرو شد.

اجرا کردن

عقب ماندن

Ex: The company fell behind its competitors in AI research

شرکت در تحقیقات هوش مصنوعی از رقبای خود عقب افتاد.

to go under [فعل]
اجرا کردن

ورشکسته شدن

Ex:

فروشگاه کتاب نتوانست با خرده‌فروشان آنلاین رقابت کند و مجبور شد ورشکست شود.

اجرا کردن

با شکست مواجه شدن

Ex: Our vacation plans may fall through if the weather forecast predicts a storm .

برنامه‌های تعطیلات ما ممکن است به هم بخورد اگر پیش‌بینی آب و هوا طوفان را پیش‌بینی کند.

to backfire [فعل]
اجرا کردن

نتیجه عکس دادن

Ex: The attempt to speed up the project by cutting corners backfired , resulting in delays and errors .

تلاش برای تسریع پروژه با کوتاه کردن مسیرها نتیجه معکوس داد، منجر به تأخیرها و خطاها شد.

to lose [فعل]
اجرا کردن

باختن

Ex: She lost the race by a fraction of a second .

او مسابقه را با کسری از ثانیه باخت.

to give in [فعل]
اجرا کردن

در برابر کسی یا چیزی تسلیم شدن

Ex: After hours of negotiation , she finally gave in to her friend and let her borrow the car .

پس از ساعتها مذاکره، او در نهایت به دوستش تسلیم شد و اجازه داد ماشین را قرض بگیرد.

to go down [فعل]
اجرا کردن

شکست خوردن

Ex:

تیم کمتر مورد توجه مصمم است که بدون جنگ شکست نخورد.