افعال چالش و رقابت - افعال برای گذر از چالش‌ها

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به گذر از چالش‌هایی مانند "مبارزه"، "پافشاری" و "تحمل" اشاره می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال چالش و رقابت
to incur [فعل]
اجرا کردن

متحمل شدن

Ex: If not maintained properly , the car incurs increased repair costs .

اگر به درستی نگهداری نشود، خودرو متحمل هزینه‌های تعمیر افزایش یافته می‌شود.

to contend [فعل]
اجرا کردن

مبارزه کردن

Ex: Rival gangs in the city often contend over territory , leading to conflicts and confrontations .

باندهای رقیب در شهر اغلب بر سر قلمرو مبارزه می‌کنند، که منجر به درگیری‌ها و رویارویی‌ها می‌شود.

to struggle [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: The team struggled to adapt to the new project requirements .

تیم برای تطبیق با الزامات جدید پروژه تلاش کرد.

to battle [فعل]
اجرا کردن

مبارزه کردن

Ex: Individuals battling addiction require support and resilience to overcome it .

افرادی که با اعتیاد می‌جنگند برای غلبه بر آن به حمایت و انعطاف‌پذیری نیاز دارند.

to toil [فعل]
اجرا کردن

سخت کار کردن

Ex: She toils tirelessly in the garden , ensuring a bountiful harvest .

او در باغ بی‌وقفه زحمت می‌کشد، و برداشت فراوانی را تضمین می‌کند.

to labor [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: The students labored over their homework , determined to finish it before bedtime .

دانش‌آموزان روی تکالیف خود سخت کار کردند، مصمم به پایان رساندن آن قبل از خواب.

to fight [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: The organization fights for the protection of endangered species .

سازمان برای حفاظت از گونه‌های در معرض خطر می‌جنگد.

to suffer [فعل]
اجرا کردن

رنج کشیدن

Ex: Last year , the region suffered a severe drought .

سال گذشته، این منطقه از خشکسالی شدیدی رنج برد.

اجرا کردن

پشتکار داشتن

Ex: He learned to persevere with the challenging math problems , knowing practice was essential .

او یاد گرفت که با مشکلات چالش‌برانگیز ریاضی پشتکار داشته باشد، با این دانستن که تمرین ضروری است.

to persist [فعل]
اجرا کردن

پشتکار داشتن

Ex:

معترضان بر خواسته‌های خود برای عدالت پافشاری کردند، با وجود شرایط سخت از عقب‌نشینی امتناع ورزیدند.

اجرا کردن

زنده ماندن

Ex: The survivors of the shipwreck lived through days of hardship and uncertainty , their hope and determination keeping them afloat .

بازماندگان کشتی شکسته از روزهای سختی و عدم اطمینان جان سالم به در بردند، امید و عزمشان آنها را شناور نگه داشت.

to hold out [فعل]
اجرا کردن

زنده ماندن

Ex:

آن‌ها مجبور بودند برای روزها تحمل کنند تا کمک برسد.

to endure [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Patients enduring medical treatments demonstrate strength and resilience .

بیمارانی که درمان‌های پزشکی را تحمل می‌کنند، قدرت و انعطاف‌پذیری نشان می‌دهند.

to tolerate [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: In relationships , partners need to tolerate differences and work towards mutual understanding .

در روابط، شرکا نیاز دارند که تفاوت‌ها را تحمل کنند و به سمت درک متقابل کار کنند.

to stand [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: As a parent , you learn to stand the occasional chaos and mess that comes with having young children .

به عنوان یک والد، شما یاد می‌گیرید که تحمل کنید هرج و مرج و بی‌نظمی گاه‌به‌گاه همراه با داشتن فرزندان کوچک را.

to bear [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: We must learn to bear the hardships of life with resilience and patience .

ما باید یاد بگیریم که سختی‌های زندگی را با انعطاف‌پذیری و صبر تحمل کنیم.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Residents put up with the noise of city life for the conveniences it offers .

ساکنان تحمل می‌کنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتی‌هایی که ارائه می‌دهد.