افعال چالش و رقابت - افعال برای گذر از چالشها
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به گذر از چالشهایی مانند "مبارزه"، "پافشاری" و "تحمل" اشاره میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to face consequences as a result of one's own actions

متحمل شدن, دچار شدن
دانشآموزانی که از تحصیل خود غافل میشوند ممکن است تحمل عواقب عملکرد ضعیف تحصیلی را بکنند.
to engage in a struggle, conflict, or battle

مبارزه کردن
او هر روز در صنعت رقابتی فناوری با رقبا مبارزه میکند.
to put a great deal of effort to overcome difficulties or achieve a goal

تلاش کردن, مبارزه کردن, کلنجار رفتن
کارمندان اغلب برای رسیدن به مهلتهای تنگ تلاش میکنند.
to overcome challenges, defend beliefs, or achieve a difficult thing

مبارزه کردن, ستیز کردن
بیماران اغلب با عزم و شجاعت با بیماری مبارزه میکنند.
to work extremely hard and persistently, often with great effort and dedication

سخت کار کردن, زحمت کشیدن
کارگران شبانهروز زحمت میکشند تا پروژه ساخت را به موقع به پایان برسانند.
to put in a lot of effort to achieve a particular outcome or goal

تلاش کردن
او ساعتها روی پروژه کار کرد، مطمئن شد که هر جزئیات درست باشد.
to make a strong and continuous effort to achieve something

تلاش کردن
او در طول تمام دوران حرفهای خود برای حقوق زنان جنگید.
to experience and be affected by something bad or unpleasant

رنج کشیدن, عذاب کشیدن، تحمل کردن، زجر کشیدن
او پس از حادثه درد زیادی تحمل کرد.
to continue a course of action, especially in the face of difficulty or with little or no prospect of success

پشتکار داشتن, استقامت به خرج دادن، ثابت قدم ماندن
او مصمم بود که با وجود احساس نکردن الهام، در نقاشیاش پافشاری کند.
to continue a course of action with determination, even when faced with challenges or discouragement

پشتکار داشتن, سماجت کردن
نویسنده اصرار داشت که دستنوشتهاش را به ناشران ارائه دهد، حتی پس از دریافت چندین رد.
to survive a disaster or difficult situation

زنده ماندن
جامعه از بحران اقتصادی جان سالم به در برد، اتحاد و حمایت متقابل آنها به آنها کمک کرد تا از طوفان عبور کنند.
to survive no matter how dangerous or threatening the circumstances are

زنده ماندن
شهر کوچک در برابر سیلابها مقاومت کرد، به لطف تلاشهای جامعه.
to allow the presence or actions of someone or something disliked without interference or complaint

تحمل کردن, تاب آوردن
علیرغم انتقادهای مداوم، او منفیبافی را تحمل کرد و بر اهدافش متمرکز ماند.
to allow something one dislikes, especially certain behavior or conditions, without interference or complaint

تحمل کردن
تحمل انتقادات برای رشد شخصی و توسعه حرفهای ضروری است.
to be willing to accept or tolerate a difficult situation

تحمل کردن
او راهی برای تحمل فشار و رعایت مهلت پروژه پیدا کرد.
to allow the presence of an unpleasant person, thing, or situation without complaining or giving up

تحمل کردن, تاب آوردن
او نمیتوانست فکر تحمل کردن یک جلسه خستهکننده دیگر را تحمل کند.
to tolerate something or someone unpleasant, often without complaining

تحمل کردن
او به خاطر رشد شغلی، چالشهای شغل پرزحمت خود را تحمل میکند.
| افعال چالش و رقابت | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای مواجهه با چالشها | افعال برای گذر از چالشها | افعال برای غلبه بر چالشها | افعال برای رقابت |
| افعال برای موفقیت | افعال برای شکست | ||