افعال چالش و رقابت - افعال برای موفقیت

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی مربوط به موفقیت مانند "دستیابی"، "رشد کردن" و "تحقق بخشیدن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال چالش و رقابت
to attain [فعل]
اجرا کردن

دست یافتن

Ex: The company worked tirelessly to attain its financial targets for the quarter .

شرکت بی‌وقفه کار کرد تا به اهداف مالی خود برای سه‌ماهه دست یابد.

to obtain [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: They have obtained the necessary licenses for the project .

آن‌ها مجوزهای لازم برای پروژه را به دست آورده‌اند.

to get [فعل]
اجرا کردن

شدن

Ex: We should get organized before starting the project .

ما باید قبل از شروع پروژه سازماندهی شویم.

to gain [فعل]
اجرا کردن

به دست آوردن

Ex: She gained proficiency in multiple languages through intensive study and practice .

او از طریق مطالعه و تمرین فشرده در چندین زبان کسب مهارت کرد.

to earn [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: Through honesty and integrity , she earned the trust and respect of her colleagues .

با صداقت و درستکاری، او اعتماد و احترام همکارانش را به دست آورد.

to deserve [فعل]
اجرا کردن

سزاوار بودن

Ex: The dishonest actions of the employee deserved disciplinary action from the company .

اقدامات نادرست کارمند سزاوار اقدام انضباطی از سوی شرکت بود.

to achieve [فعل]
اجرا کردن

رسیدن (به هدف)

Ex: The community worked together to achieve their goal of building a new playground for the children , overcoming financial and logistical obstacles .

جامعه برای دستیابی به هدف خود در ساخت یک زمین بازی جدید برای کودکان، با همکاری یکدیگر بر موانع مالی و لجستیکی غلبه کرد.

اجرا کردن

به سختی به دست آوردن

Ex: Through hard work and perseverance , she accomplished her dream of starting her own business .

با کار سخت و پشتکار، او رویای شروع کسب و کار خود را محقق کرد.

to fulfill [فعل]
اجرا کردن

محقق کردن

Ex:

سازمان مأموریت خود را با تحویل منابع به مناطق آسیب‌دیده از بلایا انجام داد.

to succeed [فعل]
اجرا کردن

موفق شدن

Ex: With creativity and innovation , the team succeeded in developing a groundbreaking technology .
to win [فعل]
اجرا کردن

به دست آوردن

Ex: She won the trust of her clients through her honesty and reliability .

او با صداقت و قابلیت اعتماد خود اعتماد مشتریانش را به دست آورد.

to ace [فعل]
اجرا کردن

عملکرد عالی داشتن

Ex: The athlete trained rigorously and managed to ace the competition , winning a gold medal .

ورزشکار به سختی تمرین کرد و توانست در مسابقه عالی عمل کند و مدال طلا را به دست آورد.

to prosper [فعل]
اجرا کردن

به موفقیت بزرگ رسیدن (مالی)

Ex: I prospered in my career after taking on new responsibilities .

من پس از پذیرفتن مسئولیت‌های جدید در حرفه‌ام پیشرفت کردم.

to thrive [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex: By focusing on sustainability , the company aims to thrive in the eco-friendly market .

با تمرکز بر پایداری، شرکت قصد دارد در بازار دوستدار محیط زیست رشد کند.

اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: You can get ahead financially by making smart investments .

شما می‌توانید با سرمایه‌گذاری هوشمندانه از نظر مالی پیشرفت کنید.

to flourish [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex: After moving to a more suitable environment , the exotic plants in the greenhouse began to flourish .

پس از انتقال به محیطی مناسب‌تر، گیاهان گرمسیری در گلخانه شروع به رشد و نمو کردند.

to triumph [فعل]
اجرا کردن

پیروز شدن

Ex: Through dedication and perseverance , the scientist triumphed in making a groundbreaking discovery .

با فداکاری و پشتکار، دانشمند در ساخت یک کشف انقلابی پیروز شد.

to burgeon [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex:

ابتکارات آموزشی باعث رشد سریع حوزه تحقیق در سال‌های اخیر شده‌اند.

to pay off [فعل]
اجرا کردن

نتیجه دادن

Ex: They hoped that the marketing campaign would pay off in increased sales .

آنها امیدوار بودند که کمپین بازاریابی به ثمر بنشیند و منجر به افزایش فروش شود.

اجرا کردن

چیره شدن

Ex: Using their strategic skills , the team overpowers the opposing sports teams .

با استفاده از مهارت‌های استراتژیک خود، تیم برتری می‌یابد بر تیم‌های ورزشی حریف.

to surpass [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex: The new technology aims to surpass existing standards in terms of efficiency and functionality .

فناوری جدید به دنبال فراتر رفتن از استانداردهای موجود در زمینه کارایی و عملکرد است.

to excel [فعل]
اجرا کردن

برتر بودن

Ex:

لیندزی همیشه در هر کاری که به ذهنش می‌رسد عالی عمل کرده است.

اجرا کردن

عملکرد بهتری داشتن

Ex: Through continuous improvement , the student strives to outperform their classmates in academic achievements .

از طریق بهبود مستمر، دانش آموز تلاش می‌کند تا در دستاوردهای تحصیلی از همکلاسی‌های خود پیشی بگیرد.

to outdo [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex: The company implemented a new marketing strategy to outdo its competitors and increase market share .

شرکت یک استراتژی بازاریابی جدید را برای پیشی گرفتن از رقبا و افزایش سهم بازار اجرا کرد.

اجرا کردن

از انتظارات یا استانداردها بهتر بودن

Ex: Few authors have managed to transcend the influence of literary greats like Shakespeare .

تعداد کمی از نویسندگان توانسته‌اند فراتر از تأثیر بزرگان ادبیات مانند شکسپیر بروند.

اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex:

شرکت به طور مداوم به دنبال راه‌هایی برای بهبود خدمات مشتری خود است تا رضایت را تضمین کند.

to catch up [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The car accelerated, trying to catch up with the speeding motorcycle.

ماشین شتاب گرفت، سعی در رسیدن به موتورسیکلتی که با سرعت می‌رفت داشت.