افعال برانگیختن احساسات - افعال برای احساس عواطف مثبت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به احساسات مثبت مانند "لذت بردن"، "پرستش" و "پیروی از هوس" اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال برانگیختن احساسات
to like [فعل]
اجرا کردن

دوست داشتن

Ex: They have never liked horror movies .

آنها هرگز فیلم‌های ترسناک را دوست نداشتند.

to love [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: I really love the feeling of the sun on my skin at the beach .

من واقعاً عاشق حس آفتاب روی پوستم در ساحل هستم.

to adore [فعل]
اجرا کردن

عشق ورزیدن

Ex: I adore my dog for his loyalty and companionship .

من به خاطر وفاداری و همراهی‌اش سگم را دوست دارم.

اجرا کردن

قدر دانستن

Ex: He appreciates the intricate details in the novel 's plot .

او از جزئیات پیچیده در طرح رمان قدردانی می‌کند.

to enjoy [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: We enjoyed the movie so much that we watched it twice .

ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.

to drink in [فعل]
اجرا کردن

بسیار از چیزی لذت بردن

Ex: Walking through the vibrant market , she could n't help but drink in the lively atmosphere .

در حالی که از میان بازار پر جنب و جوش قدم می زد، نمی توانست از لذت بردن از فضای پر جنب و جوش خودداری کند.

to indulge [فعل]
اجرا کردن

به میل خود رفتار کردن

Ex: I occasionally indulge in shopping sprees , even though I know I should save money .

گاهی اوقات به خودم اجازه می‌دهم که در خریدهای بی‌رویه شرکت کنم، با اینکه می‌دانم باید پول پس‌انداز کنم.

to marvel [فعل]
اجرا کردن

در شگفتی بودن

Ex: He was marveling that they were managing to finish the project ahead of schedule despite numerous setbacks .

او شگفت‌زده بود که آنها با وجود مشکلات متعدد موفق به اتمام پروژه زودتر از موعد شدند.

to relish [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن از

Ex: I relish the taste of freshly baked bread with melted butter .

من از طعم نان تازه پخته شده با کره ذوب شده لذت می‌برم.

to cherish [فعل]
اجرا کردن

گرامی داشتن

Ex: As they age , individuals often cherish the wisdom gained from life experiences .

با افزایش سن، افراد اغلب از خردی که از تجربیات زندگی به دست می‌آورند قدردانی می‌کنند.

to care [فعل]
اجرا کردن

حالِ کاری را داشتن

Ex: She does n't care to travel by plane ; she prefers taking trains or buses .

او به سفر با هواپیما اهمیت نمی‌دهد؛ ترجیح می‌دهد با قطار یا اتوبوس سفر کند.

اجرا کردن

لذت بردن از

Ex:

من از تماشای غروب خورشید بر فراز اقیانوس لذت می‌برم، و زیبایی آن را تحسین می‌کنم.

to vibe [فعل]
اجرا کردن

هماهنگ شدن با

Ex: We vibe with the laid-back vibe of the beach town , enjoying the relaxed pace of life .

ما با فضای آرام شهر ساحلی هماهنگ می‌شویم، از ریتم آرام زندگی لذت می‌بریم.