نگران بودن
او ترسید که طوفان به خانهاش آسیب بزند.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به احساس ترس و پریشانی اشاره می کنند مانند "وحشت"، "نگرانی" و "ترس" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
نگران بودن
او ترسید که طوفان به خانهاش آسیب بزند.
وحشت زده شدن
او وقتی خبر نزدیک شدن طوفان را شنید وحشت زده شد.
وحشت زده شدن
سعی کردم وحشت نکنم، اما وضعیت طاقت فرسا بود.
دلواپسی نشان دادن
کاپیتان تیم قبل از یک بازی مهم دلواپس شد و برای انگیزه دادن به بازیکنان یک سخنرانی پرشور انجام داد.
ناراحت شدن
او ناراحت نبود که چند دقیقه صبر کند تا دوستش برسد.
غرق در افکار شدن
او تمایل داشت که بر روی کوچکترین شکستها تمرکز کند، و اجازه میداد که این شکستها خلقوخوی او را برای روزها تحت تأثیر قرار دهند.
نگران شدن
سعی کن زیاد نگران نباشی؛ اوضاع بهتر خواهد شد.
رنج کشیدن
او رنج کشید که آیا به خانوادهاش حقیقت را بگوید یا همچنان از آنها پنهان کند.
خیلی نگران شدن
او بیش از حد درباره سلامتی خود نگران بود، دائماً دمای بدنش را چک میکرد و درباره علائم جزئی نگرانی داشت.
فکر یا ذهن را به خود مشغول کردن
عدم قطعیت درباره آینده او را مشغول کرد، شبها بیدار نگهاش داشت.
نگران شدن
او درباره اشتباه کوچکی که در کار مرتکب شده بود نگران بود، میترسید که شغلش را از دست بدهد.
نگران شدن
دانشآموزان درباره پروژه گروهی خود عرق میریختند، نگران رعایت مهلت بودند.
نگران بودن
در مورد اشتباهی که مرتکب شدید نگران نباشید؛ از آن یاد بگیرید و ادامه دهید.