گیج کردن
تغییر ناگهانی در برنامهها همه افراد درگیر را گیج کرد.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به ایجاد سردرگمی اشاره دارند مانند "baffle"، "puzzle" و "stump".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
گیج کردن
تغییر ناگهانی در برنامهها همه افراد درگیر را گیج کرد.
گیج کردن
پیام مرموز، کارآگاهانی را که سعی در حل پرونده داشتند سردرگم کرد.
بهتزده کردن
ناپدید شدن ناگهانی شواهد، محققان را گیج کرد.
گیج کردن
ناپدید شدن مرموز اثر باستانی باستانشناسان را متحیر کرد.
سردرگم کردن
پازل پیچیده حتی باتجربهترین پازلبازها را گیج کرد.
گیج کردن
نظریه علمی پیچیده دانشآموزان را گیج کرد، درک آن را برایشان دشوار ساخت.
سردرگم کردن
نتایج غیرمنتظره آزمایش محققان را متحیر کرد.
سردرگم کردن
سخنرانیهای پروفسور عجیب و غریب دانشجویان را سردرگم کرد، زیرا آنها سعی داشتند سبک تدریس غیرمتعارف او را درک کنند.
گیج کردن
مسئله پیچیده ریاضی دانشآموزان را گیج کرد، و آنها را سر در گم باقی گذاشت.
سرگشته کردن
سوال فلسفی پیچیده دانشآموزان را گیج کرد و آنها را در مورد چگونگی پاسخ دادن نامطمئن گذاشت.
گیج کردن
اطلاعات متناقض در گزارش خوانندگان را گیج کرد و آنها را در مورد اینکه به چه چیزی اعتقاد داشته باشند نامطمئن گذاشت.
شگفت زده کردن
سرعتی که او کار را به پایان رساند، ذهن آنها را متحیر کرد.
گیج کردن
اطلاعات متناقض ارائه شده توسط شاهد، هیئت منصفه را مبهم کرد و رسیدن به یک حکم را دشوار ساخت.