افعال برانگیختن احساسات - افعال برای برانگیختن هیجان

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به برانگیختن هیجان اشاره دارند مانند "غافلگیر کردن"، "شگفت زده کردن" و "هیجان زده کردن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال برانگیختن احساسات
to surprise [فعل]
اجرا کردن

غافلگیر کردن

Ex: The twist in the plot completely surprised the viewers of the movie .

پیچش در داستان کاملاً بینندگان فیلم را متعجب کرد.

to excite [فعل]
اجرا کردن

هیجان‌زده کردن

Ex: The prospect of starting a new job excites him about the future .

چشم‌انداز شروع یک کار جدید او را نسبت به آینده هیجان‌زده می‌کند.

to thrill [فعل]
اجرا کردن

هیجان زده کردن

Ex: Winning the championship thrilled the team , celebrating their hard-earned victory .

برنده شدن در قهرمانی تیم را هیجانزده کرد، در حالی که پیروزی سخت به دست آمده خود را جشن می‌گرفتند.

اجرا کردن

سرحال آوردن

Ex: The breathtaking view from the mountain peak exhilarated the climbers with a sense of accomplishment .

چشم‌انداز نفس‌گیر از قله کوه، کوهنوردان را با احساس موفقیت به وجد آورد.

to stun [فعل]
اجرا کردن

متعجب کردن

Ex: The magician 's impressive trick stunned the audience .

حیرت‌انگیزترین تردست جادوگر تماشاگران را مبهوت کرد.

to astonish [فعل]
اجرا کردن

متحیر کردن

Ex: His talent for playing the piano astonished his friends and family .

استعداد او در نواختن پیانو دوستان و خانواده اش را شگفت زده کرد.

to amaze [فعل]
اجرا کردن

شگفت‌زده کردن

Ex: The magician 's tricks amazed the children at the birthday party .

حقه‌های جادوگر بچه‌ها را در جشن تولد شگفت‌زده کرد.

اجرا کردن

برقی کردن

Ex: The unexpected victory electrified the team and their fans .

پیروزی غیرمنتظره تیم و هوادارانشان را برقی کرد.

اجرا کردن

برانگیختن

Ex: After several lackluster years , the new coach has really galvanized the team with her energetic leadership style .

پس از چند سال کم‌فروغ، مربی جدید با سبک رهبری پرانرژی خود واقعاً تیم را تحریک کرد.

اجرا کردن

غافلگیر کردن

Ex: The magician's tricks blew the audience away at the show.

حرکات جادوگر تماشاگران را در نمایش شگفت‌زده کرد.

to whip up [فعل]
اجرا کردن

برانگیختن

Ex: The celebrity 's appearance whipped up a frenzy among fans .

ظاهر شدن سلبریتی موجب هیجان شدید میان طرفداران شد.

اجرا کردن

هیجان‌زده کردن

Ex:

او با خنده مسری خود فضای را پر انرژی کرد.

to fever [فعل]
اجرا کردن

تحریک کردن

Ex:

حرکت رمانتیک قلب او را برافروخت، و او را بی‌نفس گذاشت.