افعال برانگیختن احساسات - افعال برای برانگیختن خشم

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به برانگیختن خشم اشاره دارند مانند "آزار دادن"، "ناامید کردن" و "عصبانی کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال برانگیختن احساسات
اجرا کردن

سرخورده کردن

Ex: The repeated failures in the task are frustrating him .

شکست‌های مکرر در کار او را ناامید می‌کند.

to annoy [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex: The repetitive questions are annoying him .

سوالات تکراری او را آزار می‌دهد.

to irritate [فعل]
اجرا کردن

رنجاندن

Ex: The loud music irritated her yesterday .

موسیقی بلند دیروز او را آزار داد.

to bait [فعل]
اجرا کردن

تحریک کردن

Ex: She has baited her classmates with sarcastic comments .

او با نظرات طعنه‌آمیز همکلاسی‌هایش را تحریک کرد.

to madden [فعل]
اجرا کردن

دیوانه کردن

Ex: The repetitive questions are maddening him .

سوالات تکراری او را عصبانی می‌کنند.

to vex [فعل]
اجرا کردن

آزردن

Ex: The continuous interruptions were vexing her .

وقفه‌های مداوم او را آزار می‌داد.

to irk [فعل]
اجرا کردن

آزردن

Ex: Her little brother 's constant questions started to irk her during the long car ride .

سوالات مداوم برادر کوچکش شروع به آزار دادن او در طول سفر طولانی با ماشین کرد.

اجرا کردن

خشمگین کردن

Ex: In the peaceful neighborhood , the persistent noise from the neighboring construction site is exasperating residents , who are finding it difficult to get proper rest and relaxation .

در محله آرام، سر و صدای مداوم از سایت ساخت و ساز همسایه، ساکنان را عصبانی می‌کند، که در استراحت و آرامش مناسب مشکل دارند.

to gall [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex: The ongoing criticism is galling her .

انتقادهای مداوم او را آزار می‌دهد.

to peeve [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex: The repetitive questions are peeving the teacher .

سوالات تکراری معلم را عصبانی می‌کنند.

to rile [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex: The persistent teasing from his classmates riled the shy student .

قلقلک‌های مداوم همکلاسی‌هایش دانش‌آموز خجالتی را عصبانی می‌کرد.

to nettle [فعل]
اجرا کردن

برآشفتن

Ex: The repetitive clicking of the keyboard nettled her while she was trying to concentrate .

کلیک‌های تکراری کیبورد او را آزار می‌داد در حالی که سعی می‌کرد تمرکز کند.

to nark [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex: The continuous complaints are narking him .

شکایات مداوم او را آزار می‌دهد.

to hack off [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex:

سوالات تکراری او را عصبانی می‌کنند.

to tick off [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex:

سرپرست به دلیل از دست دادن مهلت، تیم را سرزنش کرد.

to anger [فعل]
اجرا کردن

عصبانی کردن

Ex: The repeated insults have angered her .

توهین‌های مکرر او را عصبانی کرده‌اند.

اجرا کردن

خشمگین کردن

Ex: The lack of progress on the project infuriated the team .

کمبود پیشرفت در پروژه تیم را عصبانی کرد.

to agitate [فعل]
اجرا کردن

آشفتن

Ex: The persistent delays have agitated her .

تأخیرهای مداوم او را آشفته کرده‌اند.

to enrage [فعل]
اجرا کردن

خشمگین کردن

Ex: The betrayal by his closest friend enraged him .

خیانت دوست نزدیکش او را خشمگین کرد.

to incense [فعل]
اجرا کردن

خشمگین کردن

Ex: The continuous complaints are incensing him .

شکایات مداوم او را عصبانی می‌کنند.

اجرا کردن

تحریک کردن

Ex: Her refusal to compromise antagonized her colleagues .

امتناع او از مصالحه همکارانش را عصبی کرد.