افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی - افعال مرتبط با پزشکی و سلامت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به پزشکی و سلامت مانند "شفا دادن"، "درمان کردن" و "بهبود یافتن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to heal [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: Many individuals are actively healing with the help of therapy .

بسیاری از افراد با کمک درمان به طور فعال در حال بهبود هستند.

to cure [فعل]
اجرا کردن

درمان کردن

Ex: Over the years , medical breakthroughs have successfully cured various diseases .

در طول سال‌ها، پیشرفت‌های پزشکی با موفقیت بیماری‌های مختلف را درمان کرده‌اند.

to treat [فعل]
اجرا کردن

مداوا کردن

Ex: Last week , the doctor promptly treated the wound to prevent infection .

هفته گذشته، دکتر به سرعت زخم را درمان کرد تا از عفونت جلوگیری کند.

to recover [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: Last month , she promptly recovered from the illness .

ماه گذشته، او به سرعت از بیماری بهبود یافت.

to get over [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: After the breakup , it took him a long time to get over the pain .

بعد از جدایی، مدت زیادی طول کشید تا او از درد رهایی یابد.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Last week , the doctor promptly diagnosed the root cause of the symptoms .

هفته گذشته، پزشک به سرعت علت اصلی علائم را تشخیص داد.

to infect [فعل]
اجرا کردن

بیمار کردن

Ex: Last month , the outbreak quickly infected a significant number of people .

ماه گذشته، شیوع بیماری به سرعت تعداد قابل توجهی از افراد را آلوده کرد.

to inject [فعل]
اجرا کردن

تزریق کردن

Ex: The medic injected the soldier with a sedative to calm him down .

پزشک به سرباز یک آرام‌بخش تزریق کرد تا او را آرام کند.

اجرا کردن

تجویز کردن

Ex: The doctor prescribed some antibiotics for my infection .

دکتر برای عفونت من برخی آنتی‌بیوتیک‌ها را تجویز کرد.

to dissect [فعل]
اجرا کردن

تشریح کردن

Ex: The researchers dissected the animal 's brain to understand its neural connections .

محققان مغز حیوان را تشریح کردند تا ارتباطات عصبی آن را درک کنند.

اجرا کردن

بستری کردن

Ex: In case of persistent symptoms , it is advisable to consult a healthcare professional who may choose to hospitalize the individual .

در صورت تداوم علائم، توصیه می‌شود با یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی مشورت کنید که ممکن است تصمیم به بستری کردن فرد بگیرد.

to implant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن (پزشکی)

Ex: Researchers are exploring the possibility of implanting electronic devices in the brain to assist with certain neurological conditions .

محققان در حال بررسی امکان کاشت دستگاه‌های الکترونیکی در مغز برای کمک به برخی شرایط عصبی هستند.

to nurse [فعل]
اجرا کردن

پرستاری کردن

Ex: The healthcare team worked together to nurse the accident victim back to recovery .

تیم مراقبت‌های بهداشتی با همکاری هم برای پرستاری از قربانی حادثه تا بهبودی او کار کردند.

اجرا کردن

بازپروری کردن

Ex: She rehabilitates patients with physical injuries through specialized exercises .

او با تمرین‌های تخصصی بیماران دچار آسیب‌های جسمی را توانبخشی می‌کند.

to immunize [فعل]
اجرا کردن

مصون ساختن (از طریق واکسن)

Ex: During the campaign , volunteers tirelessly immunized thousands of people in remote villages .

در طول این کمپین، داوطلبان بی‌وقفه هزاران نفر را در روستاهای دورافتاده واکسینه کردند.

to sedate [فعل]
اجرا کردن

آرام کردن (با داروی مسکن)

Ex: The child was sedated before undergoing a complicated medical procedure to minimize distress .

کودک قبل از انجام یک روش پزشکی پیچیده برای به حداقل رساندن پریشانی آرام شد.

to drug [فعل]
اجرا کردن

دارو دادن

Ex: Last night , the doctor successfully drugged the patient before the surgery .

دیشب، دکتر موفق شد قبل از عمل جراحی بیمار را دارو دهد.

to amputate [فعل]
اجرا کردن

قطع عضو کردن

Ex: The medical team carefully amputated the injured hand and provided rehabilitation for the patient 's recovery .

تیم پزشکی با دقت دست آسیب دیده را قطع کرد و برای بهبودی بیمار توانبخشی ارائه داد.

اجرا کردن

مبتلا شدن

Ex: I think I 'm coming down with a cold ; I have a sore throat and a runny nose .

فکر می‌کنم دارم سرما می‌خورم؛ گلودرد دارم و آب ریزش بینی.

اجرا کردن

مبتلا شدن

Ex: She was careful to wash her hands frequently to avoid going down with the contagious stomach bug .

او مراقب بود که دست‌هایش را مرتب بشوید تا از مبتلا شدن به ویروس معده واگیردار جلوگیری کند.

اجرا کردن

واکسینه کردن

Ex: Healthcare workers play a vital role in the community by regularly vaccinating individuals to prevent the spread of diseases .

کارکنان بهداشت و درمان با واکسینه کردن منظم افراد برای جلوگیری از شیوع بیماری‌ها، نقش حیاتی در جامعه ایفا می‌کنند.