مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 42

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
unguent [اسم]
اجرا کردن

مرهم

Ex: After a long day of hiking , he massaged his sore muscles with a cooling unguent .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، او عضلات دردناک خود را با یک مرهم خنک کننده ماساژ داد.

onrush [اسم]
اجرا کردن

هجوم

Ex: She stood on the stage , feeling overwhelmed by the onrush of emotions as she prepared for her first public performance .

او روی صحنه ایستاده بود، احساس غرق شدن در هجوم احساسات را داشت در حالی که برای اولین اجرای عمومی خود آماده می‌شد.

guise [اسم]
اجرا کردن

ظاهر فریبنده

Ex: The product was marketed under the guise of a miracle cure , but it failed to deliver the promised results .

این محصول تحت پوشش یک درمان معجزه‌آسا به بازار عرضه شد، اما نتوانست نتایج وعده داده شده را ارائه دهد.

essence [اسم]
اجرا کردن

ذات

Ex: The teacher emphasized that the essence of learning lies not just in memorizing facts , but in understanding concepts and applying them creatively .

معلم تأکید کرد که جوهر یادگیری فقط در حفظ کردن حقایق نیست، بلکه در درک مفاهیم و به کارگیری خلاقانه آنهاست.

frieze [اسم]
اجرا کردن

حاشیه زینتی (معماری)

Ex:

حاشیه تزئینی در سالن بزرگ رقص با طرح‌های گل‌دار ظریف و تزئینات طلایی آراسته شده بود.

origin [اسم]
اجرا کردن

منشأ

Ex: The origin of the river is in the mountains to the north .

منشأ رودخانه در کوه‌های شمالی است.

dragnet [اسم]
اجرا کردن

شبکه تله‌اندازی

Ex: The FBI launched a nationwide dragnet to locate and apprehend the fugitive .

اف‌بی‌آی یک تار در سراسر کشور برای یافتن و دستگیری فراری به راه انداخت.

tumult [اسم]
اجرا کردن

غوغا

Ex: The classroom was filled with tumult as students eagerly debated the topic .

کلاس درس پر از همهمه بود در حالی که دانش‌آموزان با اشتیاق درباره موضوع بحث می‌کردند.

coterie [اسم]
اجرا کردن

انجمن

Ex: In high school , she felt excluded from the coterie of popular students who always seemed to stick together .

در دبیرستان، او احساس می‌کرد از حلقه دانش‌آموزان محبوب که همیشه به نظر می‌رسید با هم می‌چسبند، خارج شده است.

folderol [اسم]
اجرا کردن

چیز بی‌استفاده

Ex: The ceremony was criticized for its excessive folderol , with lavish decorations overshadowing the significance of the event .

مراسم به خاطر تزئینات بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت، با تزئینات مجلل که اهمیت رویداد را تحت الشعاع قرار داد.

maidenhood [اسم]
اجرا کردن

دوشیزگی

Ex: She cherished the memories of her maidenhood , recalling carefree days spent with friends .

او خاطرات دوشیزگی خود را گرامی داشت و روزهای بی‌خیالی را که با دوستانش گذرانده بود به یاد آورد.

treatise [اسم]
اجرا کردن

رساله

Ex: The professor published a treatise exploring the history and evolution of democracy .

استاد یک رساله منتشر کرد که تاریخ و تکامل دموکراسی را بررسی می‌کند.

reprieve [اسم]
اجرا کردن

تعویق مجازات

Ex: A compassionate judge may offer a reprieve to a first-time offender , providing an opportunity for rehabilitation instead of imprisonment .

یک قاضی دلسوز ممکن است به یک مجرم اولیه مهلت دهد، فرصتی برای بازپروری به جای زندان فراهم کند.

portent [اسم]
اجرا کردن

فال بد

Ex: The politician 's unexpected resignation was viewed as a portent of deeper troubles within the government .

استعفای غیرمنتظره سیاستمدار به عنوان نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر درون دولت دیده شد.

spate [اسم]
اجرا کردن

هجوم

Ex: After weeks of calm , the city suddenly faced a spate of violent crimes , prompting concerns about public safety .

پس از هفته‌ها آرامش، شهر ناگهان با سری از جرایم خشونت‌آمیز مواجه شد که نگرانی‌هایی درباره امنیت عمومی به وجود آورد.

sirocco [اسم]
اجرا کردن

گرم‌باد

Ex: The sirocco 's arrival was signaled by the hazy appearance of the horizon and the drop in air pressure .

ورود سیروکو با ظاهر مه‌آلود افق و کاهش فشار هوا علامت داده شد.

stanza [اسم]
اجرا کردن

بند (شعر)

Ex: The poet wrote a lengthy stanza to elaborate on the central idea .

شاعر برای توضیح ایده مرکزی یک بند طولانی نوشت.

bigot [اسم]
اجرا کردن

متعصب

Ex: Her closed-minded attitude and discriminatory comments exposed her as a bigot .

نگرش بسته‌ذهنی و نظرات تبعیض‌آمیز او، او را به عنوان یک متعصب آشکار کرد.

streamlet [اسم]
اجرا کردن

جویبار

Ex: The streamlet was so narrow that one could easily jump across it .

جویبار آنقدر باریک بود که به راحتی می‌شد از روی آن پرید.

aura [اسم]
اجرا کردن

حال‌وهوا

Ex: The forest had a tranquil aura , inviting visitors to relax and contemplate amidst its natural beauty .

جنگل هاله‌ای آرام داشت، که بازدیدکنندگان را به استراحت و تأمل در میان زیبایی طبیعی خود دعوت می‌کرد.