a type of medicinal or healing ointment or salve applied to the skin

مرهم, خمیر، روغن
او مرهم گیاهی را روی آفتاب سوختگی خود مالید و فوراً تسکین یافت.
a strong forward movement or flow, often rapid or overwhelming in nature

هجوم, یورش
یک هجوم از مردم مشتاق برای ورود به فروشگاه به محض باز شدن درها وجود داشت.
an external appearance or manner of presentation that often hides the true nature of something

ظاهر فریبنده, وانمود
دیکتاتور تحت پوشش یک رهبر خیرخواه حکومت میکرد، در حالی که مخالفت و حقوق بشر را سرکوب میکرد.
the core or main idea of something, what makes it special or unique

ذات, ماهیت
در آشپزی، جوهر یک غذا اغلب از مواد تازه و باکیفیت بالا به دست میآید.
a narrow and decorative border that has engravings or pictures on it, especially above the walls of a room or building

حاشیه زینتی (معماری)
او از حاشیهی تزئینی که در بالای اتاق امتداد داشت و به دکوراسیون جلوهای زیبا میداد، تحسین کرد.
the point or place where something has its foundation or beginning

منشأ, خاستگاه
دانشمندان در حال مطالعه منشأ جهان از طریق کیهانشناسی هستند.
a method of searching for and capturing suspects or criminals by systematically covering an area

شبکه تلهاندازی, شبکه دستگیری
مقامات یک عملیات تور گسترده را برای مقابله با فعالیت مواد مخدر غیرقانونی در شهر اجرا کردند.
a state of loud, chaotic noise or disorder caused by confusion or unrest

غوغا, آشوب، جنجال
اعتراض به هرج و مرج تبدیل شد زمانی که درگیریها بین تظاهرکنندگان و پلیس شعلهور شد.
a small, exclusive group of people with shared interests

انجمن, محفل، جرگه
او بخشی از یک حلقه کوچک از علاقهمندان به مد بود که در تمام نمایشهای بزرگ مد شرکت میکردند.
ornamental details added without much meaning or purpose

چیز بیاستفاده, بیمعنی
لباس پیچیده با تزئینات بیمعنی، مانند سکهها و روبانها، تزئین شده بود اما فاقد ظرافت بود.
the period of a woman's life before she is married

دوشیزگی, بکارت
رمان به بررسی موضوعات عشق و از دست دادن در دوران دوشیزگی شخصیت اصلی میپردازد.
a long and formal piece of writing about a specific subject

رساله, مقاله
فیلسوف یک رساله جامع در مورد اخلاق و اخلاقیات نوشت.
a temporary postponement or cancellation of a punishment

تعویق مجازات
تصمیم دادگاه برای ارائه تعویق به مجرم جوان اجازه داد تا به جای تحمل مجازات طولانی، در یک برنامه بازتوانی شرکت کند.
a sign or indication of what is to come, especially something unfortunate

فال بد, نشانه
ظهور ناگهانی یک گربه سیاه که از مسیر آنها عبور میکرد، به عنوان نشانهای از بدشانسی در نظر گرفته شد.
a rapid and forceful flow of something, such as water, events, or activities

هجوم, جریان
پس از اعلام محصول جدید، سیلی از سفارشات به فروشگاه آنلاین شرکت سرازیر شد و مرکز تحویل آنها را تحت فشار قرار داد.
a hot, dry wind from the Sahara Desert that blows across the Mediterranean, often bringing high temperatures and dust

گرمباد, باد گرم
ملوانان خود را آماده کردند در حالی که سیروکو شدت گرفت و شنهای صحرا را به حرکت درآورد.
a series of lines in a poem, usually with recurring rhyme scheme and meter

بند (شعر), استنزا
بند حال و هوای بقیه شعر را تعیین کرد.
a person who holds strong opinions about race, religion or politics and is intolerable of differing views

متعصب, کوتهفکر
دیدن یک متعصب که نفرت و تفرقه را در جامعه پخش میکند، ناامیدکننده است.
a small stream or brook, typically characterized by its narrow size

جویبار
جویبار از میان چمنزار میپیچید و صحنهای آرام برای پیکنیکها فراهم میکرد.
the unique vibe or feeling that surrounds a person, object, or place, often influencing how it is perceived by others

حالوهوا, جو، فضا
نقاشیهای هنرمند به نظر میرسید که هالهای پرجنبوجوش از خلاقیت و اشتیاق ساطع میکنند.
