قیدهای نتیجه و دیدگاه - قیدهای نتیجه
این قیدها برای اشاره به نتیجه یا نقطه پایانی یک عمل استفاده میشوند و شامل قیدهایی مانند "بالاخره"، "به زحمت"، "تازه" و غیره میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
used to introduce the last event or item in a series of related things

در آخر
آنها نمونههای اولیه مختلفی را آزمایش کردند، بازخورد دریافت کردند و در نهایت بهترین طرح را برای تولید انتخاب کردند.
after or at the end of a series of events or an extended period

در نهایت, سرانجام
علیرغم مشکلات اولیه، آنها در نهایت موفق به تکمیل پروژه چالشبرانگیز شدند.
after doing or considering everything

در نهایت, در پایان
علیرغم مواجهه با چالشها در طول راه، آنها در نهایت در راهاندازی محصول موفق شدند.
in the end or after a lot of waiting

بالاخره, در نهایت
آنها ماهها از هم جدا بودند، اما بالاخره، دوباره به هم پیوستند.
in a way that provides a final and decisive resolution or answer

قطعی, به صورت قطعی
پس از تحقیقات جامع، دانشمندان قطعی نتیجه گرفتند که واکسن مؤثر است.
in a way that is absolute and without requirements

بی قید و شرط
پناهگاه حیوانات را بیقید و شرط میپذیرد و به هر موجود نیازمند مراقبت ارائه میدهد.
in a new and recently created state

بهتازگی, تازه
نانوایی یک دسته نان تازه پخته شده را صبح زود تحویل داد.
in a fair and even manner, without favoring one over the other

بهطور مساوی
در طول بازی، هر عضو تیم به مساوی به پیروزی کمک کرد.
without anyone's help, solely relying on one's own efforts

تنها, به تنهایی
علیرغم چالشها، او به تنهایی تمام مجموعه مبلمان را برای آپارتمان جدیدش ساخت.
in a clear and determined manner

قطعی، با قاطعیت
مدیر عامل قطعی جهت جدید شرکت را اعلام کرد، جایی برای عدم اطمینان باقی نگذاشت.
in a way that cannot be changed or undone

به طور غیرقابل برگشت
تصادف مسیر زندگی آنها را به طور غیرقابل برگشتی تغییر داد.
in a way that can be changed or returned to its previous state

به صورت برگشت پذیر, به طور معکوس
تغییرات در طراحی به گونهای در نظر گرفته شدهاند که به صورت معکوس اعمال شوند، امکان تنظیمات را در صورت نیاز فراهم میکنند.
in a way that cannot be changed back or undone

به صورت برگشت ناپذیر, به طور غیر قابل بازگشت
پیشرفت فناوری به طور غیرقابل برگشتی روش ارتباط مردم را تغییر داد.
in a manner that almost does not exist or occur

بهسختی
دانشجو فقط به طور خلاصه مطالعه کرده بود و به زحمت در امتحان قبول شد.
in an incomplete or limited manner

جزئی, ناقص
اطلاعات ارائه شده فقط تا حدی دقیق بود، که منجر به برخی سوء تفاهمها شد.
in a highly probable or inevitable manner

لزوما, حتما
داشتن مدرک دانشگاهی لزوماً موفقیت شغلی را تضمین نمیکند، اما میتواند فرصتها را بهبود بخشد.
