در آخر
او پیشغذا، غذای اصلی و در نهایت دسر را در شام خود در رستوران جدید امتحان کرد.
این قیدها برای اشاره به نتیجه یا نقطه پایانی یک عمل استفاده میشوند و شامل قیدهایی مانند "بالاخره"، "به زحمت"، "تازه" و غیره میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
در آخر
او پیشغذا، غذای اصلی و در نهایت دسر را در شام خود در رستوران جدید امتحان کرد.
در نهایت
او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.
در نهایت
او مسیرهای شغلی مختلفی را دنبال کرد، اما در نهایت، در کارآفرینی رضایت پیدا کرد.
قطعی
اسناد تاریخی قطعی زمانی رویدادها را مشخص کردند.
بی قید و شرط
او او را بیقید و شرط بخشید، نشاندهنده تمایل به گذر از درگیری.
بهتازگی
رستوران پاستا با سس گوجهفرنگی تازه درست شده سرو کرد.
بهطور مساوی
در یک انتخابات منصفانه، رأی هر فرد به طور مساوی شمارش میشود.
تنها
او با مشکل پیچیده به تنهایی روبرو شد و بدون کمک راه حلی پیدا کرد.
قطعی، با قاطعیت
در مواجهه با چالشها، آنها استراتژی خود را قطعی تطبیق دادند.
به طور غیرقابل برگشت
اعتراف به طور غیرقابل برگشتی دینامیک رابطه آنها را تغییر داد.
به صورت برگشت پذیر
تغییرات در تنظیمات میتوانند به صورت معکوس اعمال یا دور ریخته شوند بسته به ترجیحات کاربر.
به صورت برگشت ناپذیر
هنگامی که تصمیم گرفته شد، به طور غیرقابل برگشتی بر جهت شرکت تأثیر گذاشت.
بهسختی
ماشین به زحمت سوخت کافی برای رسیدن به نزدیکترین پمپ بنزین را داشت.
جزئی
پروژه قبل از تأخیرهای غیرمنتظره تا حدی تکمیل شد.
لزوما
اگر باران ببارد، این لزوماً به این معنی نیست که رویداد لغو خواهد شد؛ ممکن است یک گزینه در فضای داخلی وجود داشته باشد.