فهرست واژگان سطح A2 - افعال وجهی و دیگر افعال
در اینجا شما برخی از افعال مودال و افعال دیگر انگلیسی، مانند "میتواند"، "باید" و "بهبود"، که برای زبانآموزان سطح A2 آماده شدهاند را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to be able to do somehing, make something, etc.

توانستن, قادر بودن
با استفاده از استعدادهای هنری خود، او میتواند مناظر زیبا نقاشی کند.
used to show the possibility of something happening or being the case

ممکن بودن, امکان داشتن
او ممکن است زود به جلسه برسد اگر ترافیک سبک باشد.
used to show that something is very important and needs to happen

باید
کارمندان باید در جلسه آموزش اجباری هفته آینده شرکت کنند.
used for forming future tenses
![[فعل کمکی زمان آینده]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[فعل کمکی زمان آینده]
او آخر هفته به پدربزرگ و مادربزرگش سر میزند.
used to ask if one can do something

ممکن بودن
میتوانی به من در تکالیفم کمک کنی؟
used as the past form of "will" when reporting what someone has said or thought
![[فعل کمکی آینده در گذشته]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[فعل کمکی آینده در گذشته]
او فکر کرد که بعد از کار به خرید خواهد رفت.
used to say what is suitable, right, etc., particularly when one is disapproving of something

باید
در یک محیط حرفهای، کارمندان باید به آیین رفتار شرکت پایبند باشند.
used to say that something happened frequently or constantly in the past but not anymore

عادت (انجام کاری را) داشتن
آنها عادت داشتند در شهر زندگی کنند قبل از اینکه به روستا نقل مکان کنند.
to have a particular meaning or represent something

معنا داشتن, منظور داشتن، به معنی چیزی بودن
آژیر به معنای وجود یک وضعیت اضطراری است.
to discover information about something or someone by looking, asking, or investigating

بررسی کردن, تحقیق کردن
قبل از ترک، لطفاً جیبهای خود را برای کلیدهایتان بررسی کنید.
to hold someone or something and take them from one place to another

حمل کردن, بردن
کیف خرید سنگین بود چون باید حمل میکرد مواد غذایی را برای تمام خانواده.
to have or continue to have something

نگه داشتن, داشتن
او یک کیف پول گم شده را در خیابان پیدا کرد و تصمیم گرفت آن را نگه دارد تا زمانی که صاحبش را پیدا کند.
to not leave until a person or thing is ready or present or something happens

صبر کردن, منتظر بودن، منتظر ماندن
لطفاً یک لحظه صبر کنید تا من موجودی آیتم را بررسی کنم.
to examine or look for the differences between of two or more objects

مقایسه کردن
از دانشآموزان خواسته شد تا موضوعات دو رمان مختلف را مقایسه کنند.
to make a person or thing better

بهبود بخشیدن, بهتر کردن
اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود میبخشد به وضوح و عمق آن.
to make an effort or attempt to do or have something

تلاش کردن, سعی کردن
من قصد دارم برای امتحانم تلاش کنم.
to want or choose one person or thing instead of another because of liking them more

ترجیح دادن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.
to complete an action more than one time

تکرار کردن
ورزشکاران اغلب تمرینات خاصی را تکرار میکنند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند.
to move or travel behind someone or something

بهدنبال رفتن, تعقیب کردن
او وارد اتاق شد، و سگش مطیعانه دنبال کرد.
to let someone or something do a particular thing

اجازه دادن
سیاست جدید به کارمندان اجازه میدهد از راه دور کار کنند.
to move or do something very quickly, particularly because of a lack of time

عجله کردن
برای رسیدن به قطار، او مجبور شد با چمدان در دستش در طول سکو عجله کند.
to make a person or thing different

تغییر دادن, عوض کردن
او مدل موی خود را از بلند به کوتاه تغییر داد.
to bring something to an end by making it whole

تمام کردن, انجام دادن
سرآشپز تکمیل میکند آخرین touches را روی ظرف.
to choose someone or something out of a group of people or things

انتخاب کردن
کاپیتان تیم بازیکنان را برای مسابقه آینده انتخاب خواهد کرد.
to let or make something fall to the ground

انداختن
هواپیماهای آمریکایی شروع به انداختن بمبها روی شهر کردند.
to make something smaller in amount, degree, price, etc.

کاهش دادن, کم کردن
ورزش منظم و رژیم غذایی سالم میتوانند به کاهش خطر برخی بیماریها کمک کنند.
to not stop something, such as a task or activity, and keep doing it

ادامه دادن
باران تمام روز ادامه داد به باریدن.
to remain in a particular place

ماندن
سگ آموزش دیده است که در یک نقطه بماند تا زمانی که دستور حرکت به او داده شود.
to show the place or direction of someone or something by holding out a finger or an object

اشاره کردن
معلمان اغلب برای توضیح مفاهیم به تخته سفید اشاره میکنند.
to come or go into a place

وارد شدن, داخل شدن
دانشآموزان به طور منظم قبل از زنگ زدن به کلاس وارد میشوند.
to not accept what someone has offered us or asked us to do

رد کردن, نپذیرفتن
او امتناع کرد که ماشینش را به من قرض دهد زیرا خودش به آن نیاز داشت.
to go or come back to a person or place

برگشتن, بازگشتن
پرندگان مهاجر هر بهار به محل لانهسازی خود برمیگردند.
used to indicate an obligation or to emphasize the necessity of something happening

باید
ما باید قبضهایمان را قبل از موعد مقرر پرداخت کنیم تا از جریمه دیرکرد اجتناب کنیم.
to become damaged and separated into pieces because of a blow, shock, etc.

شکسته شدن, شکستن
ماشین اسباببازی پس از برخورد با دیوار شکست.
| فهرست واژگان سطح A2 | |||
|---|---|---|---|
| قیدها | صفات متضاد 2 | احساسات | افعال وجهی و دیگر افعال |
| ریاضیات | علوم و دنیای طبیعی | افعال ضروری 1 | افعال ضروری 3 |
| افعال ضروری 2 | ضمایر و تخصیصگرها | ||
