فرمان دادن
مربی به سگ دستور داد که در طول جلسه آموزش اطاعت بنشیند و بماند.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به فرماندهی و اعطای مجوزهایی را که برای آزمون آیلتس آکادمیک پایه ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
فرمان دادن
مربی به سگ دستور داد که در طول جلسه آموزش اطاعت بنشیند و بماند.
کنترل کردن
او خشم خود را بهتر از قبل مدیریت میکند.
کنترل کردن
هیئت مدیره کنترل خواهد کرد تصمیمات عمدهای که بر سازمان تأثیر میگذارند.
حکمرانی کردن
رئیس جمهور در دوران رونق اقتصادی بر کشور حکومت کرد.
دستور دادن
سرپرست به کارمندان دستور داد که در جلسه آموزش اجباری شرکت کنند.
اجازه دادن
پارک به سگها اجازه نمیدهد، به جز حیوانات کمکی.
اجازه دادن
لطفاً بگذارید جملهام را قبل از قطع کردن تمام کنم.
منع کردن
قانون جدید منع میکند فروش الکل در فاصله 500 متری از مدارس و اماکن مذهبی.
منع کردن
رهبر مذهلی مصرف برخی غذاها را در مراسم مذهبی خاص ممنوع میکند.
قدغن کردن
در تلاش برای مبارزه با روشهای غیرقانونی ماهیگیری، دولت استفاده از تورهای رها شده را در آبهای سرزمینی خود ممنوع کرد.
محدود کردن
دولت به دلایل زیستمحیطی تصمیم گرفت استفاده از مواد شیمیایی خاص را محدود کند.
مجبور کردن
دیروز، او با اکراه خود را مجبور کرد تا در جلسه آموزش اجباری شرکت کند.
مجبور کردن
کمپین تبلیغاتی طراحی شده بود تا مصرفکنندگان را به امتحان کردن محصول جدید هل دهد.
کسی را به رفتار خاصی وا داشتن
معلم نمیتواند همکاری را در پروژههای گروهی تحمیل کند اگر دانشآموزان مایل به کار با هم نباشند.
مجبور کردن
شرایط آنها را مجبور میکند تا تصمیم اولیه خود را دوباره بررسی کنند.
تحت فشار قرار دادن
سیاستمدار به رایدهندگان فشار آورد تا از کمپینش حمایت کنند.
اصرار کردن
آنها اصرار داشتند که برای حل مشکل مدیر را ببینند.
اجازه دادن
او به فرزندانش اجازه نداد فیلم را تماشا کنند زیرا درجهبندی R داشت.
پیروی کردن
او به صورت آزادانه دنبال کرد دستور العمل را، با اضافه کردن چرخش خود به غذا.
تحمیل کردن
رئیس تصمیم گرفت یک مهلت تحمیل کند، فشار بر تیم برای تکمیل سریع پروژه.