واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - سازماندهی و جمعآوری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سازماندهی و جمعآوری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to organize items in a specific order to make them more convenient, accessible, or understandable

منظم کردن, مرتب کردن
کلیدهای صفحهکلید به شکل متفاوتی چیده شده بودند تا تایپ سریعتر شود.
to change the position, order, or layout of something, often with the goal of improving its organization, efficiency, or appearance

دوباره مرتب کردن
ما در حال تنظیم مجدد طرح نشستن برای رویداد هستیم تا میهمانان بیشتری را جای دهیم.
to gather information in order to produce a book, report, etc.

گردآوری کردن, تدوین کردن
ویراستار مقالاتی از نویسندگان مختلف را در یک شماره مجله گردآوری کرد.
to sort a number of items into a category

دستهبندی کردن
موزه آثار را بر اساس دوره تاریخی آنها دستهبندی کرد تا مشاهده آسانتر شود.
to collect an increasing amount of something over time

انباشتن, اندوختن، جمع کردن
او در حال جمع آوری یک مجموعه بزرگ از صفحات قدیمی است.
to put or store documents in a particular order

در فایل ذخیره کردن
او بعد از ظهر را به بایگانی کردن رسیدهای قدیمی در جعبههای برچسبدار گذراند.
to keep something in a particular place for later use, typically in a systematic or organized manner

ذخیره کردن, انبار کردن
موزه آثار ارزشمند خود را در اتاقهای کنترلشده آب و هوا ذخیره میکند تا از آسیب جلوگیری کند.
to bring things together in one place

کنار هم آوردن, گردآوری کردن
آشپز مواد لازم برای دستور غذا را از انباری و یخچال جمع آوری میکند.
to organize items by putting them into different groups based on their characteristics or other criteria

دستهبندی کردن, طبقهبندی کردن
تیم پاسخهای نظرسنجی را بر اساس گروه سنی مرتب کرد تا تحلیل آسانتر شود.
to put things into a particular order or structure

منظم کردن, مرتب کردن
آیا میتوانید لطفاً کتابها را در قفسه بر اساس ژانر مرتب کنید؟
to sort or put into order according to a specific system

سیستمی کردن
آنها یک مشاور استخدام کردند تا گردش کار خود را سیستماتیک کنند و هرج و مرج را کاهش دهند.
to sort similar items into a specific group

دستهبندی کردن
ما در حال دستهبندی بازخوردهای مشتریان بر اساس سطح رضایت آنها هستیم.
