واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - تغییر و شکلدهی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تغییر و شکل گیری را که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make changes to or modify something, making it slightly different

تغییر دادن
برای حفظ مشارکت مخاطبان، گوینده در طول ارائه، سرعت و لحن ارائه خود را تغییر میدهد.
to change the appearance, character, or nature of a person or object

تبدیل کردن, دگرگون کردن
هنرمند از رنگهای پرجنبوجوش برای تبدیل یک بوم خالی به یک شاهکار چشمگیر استفاده کرد.
to make a person or thing different

تغییر دادن, عوض کردن
او مدل موی خود را از بلند به کوتاه تغییر داد.
to develop from a simple form to a more complex or sophisticated one over an extended period

تکامل یافتن, دگرگون شدن
نظریههای علمی تکامل مییابند با ظهور شواهد و درک جدید.
to change and become stronger or more advanced

توسعه یافتن, رشد کردن
با پیشرفت بیماری، علائم ممکن است به اشکال شدیدتری توسعه یابند.
to change something in order to make it better

با بهبود چیزی آن را تغییر دادن
سازمان هدف اصلاح سیاستهای مراقبتهای بهداشتی را برای تضمین دسترسی بهتر برای همه دارد.
to make changes to something, especially in response to new information, feedback, or a need for improvement

بازنگری کردن, اصلاح کردن
معلم به دانشآموزان اجازه داد تا پس از اینکه بحث کلاس دیدگاههای جدیدی را روشن کرد، مقالات خود را مرور کنند.
(of something in solid form) to turn into liquid form by being subjected to heat

آب شدن, ذوب شدن
پیشبینی میکند که بستنی در آفتاب بعدازظهر ذوب خواهد شد.
to become hard or turn to ice because of reaching or going below 0° Celsius

منجمد شدن, یخ بستن
بارانی که در طول موج سرما بارید، در تماس با زمین یخ زد.
to make something into a shape

شکل دادن, درست کردن
یک آشپز ماهر میتواند خمیر پاستا را به شکلهای پیچیده درآورد.
to cause something to change

تغییر دادن, عوض کردن، دگرگون کردن
پس از دریافت بازخورد، او تصمیم گرفت ارائه خود را تغییر دهد تا جذابتر شود.
to make something less firm or solid

نرم کردن
استفاده از مرطوبکننده میتواند به نرم کردن پوست خشک و زبر کمک کند.
to increase firmness or solidity of something

محکم کردن
کوزهگر سفالها را در کوره پخت تا آنها را به قطعات بادوام سخت کند.
to change one's opinion, idea, attitude, or plan

تغییر دادن
اعضای تیم در مورد پروژه بحث کردند و موافقت کردند که رویکرد خود را برای پاسخگویی به نیازهای در حال تحول مشتری تغییر دهند.
to give something a particular form

شکل دادن
دستهای کوزهگر به نرمی شکل داد به خاک رس روی چرخ کوزهگری.
to change the form, purpose, character, etc. of something

تبدیل کردن, تغییر دادن
شرکت سوابق کاغذی سنتی را به یک پایگاه داده دیجیتالی برای کارایی تبدیل خواهد کرد.
to cause natural products to become fully developed

رسیدن
او آووکادوها را با قرار دادن آنها در یک کیسه کاغذی با یک سیب رسیده رساند.
to bend an object into a particular shape, such as wire, cloth, etc.

خم کردن
او نوار لاستیکی را به شکل حلقه پیچاند تا دسته کاغذها را محکم کند.
to cut the edges or parts of something, often to change its shape or size

کوتاه کردن
باغبان نیاز داشت که پرچین را هرس کند تا ظاهری منظم و یکدست حفظ شود.
the process of turning something from a solid form to liquid by applying heat

ذوب شدن
ذوب شدن پنیر ساندویچ را کاملاً چسبناک کرد.
to make an object pointed or sharper

تیز کردن
قبل از طراحی، او مداد را تیز کرد تا خطوط و جزئیات ظریفتری ایجاد کند.
