واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - خوردن و نوشیدن
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خوردن و آشامیدن را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to eat or drink something

خوردن یا نوشیدن
مهم است که یک رژیم غذایی متعادل که مواد مغذی ضروری را برای سلامت کلی فراهم میکند، مصرف کنید.
to eat something eagerly and in large quantities, often implying intense hunger or enjoyment

بلعیدن
در باربیکیوی تابستانی، مهمانان برای بلعیدن برگرها و هات داگ های کبابی خوشمزه صف کشیدند.
to take food, drink, or another substance into the body by swallowing or absorbing it

بلعیدن
برخی فرهنگها مراسم خاصی دارند که با روش مصرف برخی غذاهای سنتی مرتبط است.
to eat small amounts of food often

ذرهذره خوردن
او دوست دارد هنگام تماشای تلویزیون پنیر و انگور را گاز بزند.
to chew steadily or vigorously, often making a crunching sound

بلند بلند خوردن, ملچ ملوچ کردن
گاو با آرامش علف را در چمنزار میجوید.
to fully appreciate and enjoy the flavor or aroma of a food or drink as much as possible, particularly by slowly consuming it

از طعم چیزی لذت بردن
همین حالا، من در حال لذت بردن از گرمای قهوه تازه دم هستم.
to take a small portion or specimen of something for examination, testing, or as a representation of a larger whole

نمونهبرداری کردن
آشپز مزهای از سوپ میگیرد تا چاشنی آن را بررسی کند.
a small meal that is usually eaten between the main meals or when there is not much time for cooking

میانوعده, غذای سبک
او برخی از تنقلات را در کشوی میز خود در محل کار نگه میدارد.
to eat and drink abundantly, often as part of a celebration or special occasion

خوردن و آشامیدن (در ضیافت)
در سنت قدیمی، قبیله به مناسبت شکار موفق جشن گرفت و داستانها را دور آتش به اشتراک گذاشت.
to consume a drink or liquid food

خوردن مایعات یا نوشیدن چیزی
آقای مسن ترجیح میداد سوپش را آهسته بنوشد، با لذت بردن از هر قاشق برای گرمای آرامشبخش آن.
to eat or drink noisily by inhaling a liquid or soft food, such as soup or noodles, often with a distinctive, impolite sound

هورت کشیدن
بچهها در حالی که با نیهای رنگارنگ نوشیدنی بستنی خود را مک میزدند، خندهسر داده بودند.
to give someone or something food and other things which are needed in order to grow, live, and maintain health

غذا دادن
او به استفاده از محصولات ارگانیک برای تغذیه پوستش و حفظ ظاهر جوان آن اعتقاد داشت.
to allow oneself to do or have something that one enjoys, particularly something that might be bad for one

به میل خود رفتار کردن
او اغلب در تنقلات نیمهشب غرق میشود، حتی با وجود اینکه میداند برای سلامتیش خوب نیست.
to chew on something persistently

جویدن
ناامید از درب گیر کرده، او شروع به جویدن آن با دندان هایش کرد تا شیشه را باز کند.
to eat something quickly and greedily, often making loud and rapid swallowing sounds

بلعیدن
پس از یک روز طولانی روزهداری، او نتوانست در برابر بلعیدن شام خود مقاومت کند.
to quickly make a meal for oneself, often due to a time constraint

سریع یه چیزی خوردن, یه لقمه چیزی خوردن
بیا توی راه فرودگاه سریع یه چیزی بخوریم.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| لمس و نگه داشتن | تغییر و شکلدهی | خلق و تولید | سازماندهی و جمعآوری |
| آمادهسازی غذا | خوردن و نوشیدن | علم | Education |
| تحقیق | نجوم | فیزیک | زیستشناسی |
| شیمی | زمینشناسی | فلسفه | روانشناسی |
| ریاضیات و نمودارها | هندسه | محیط زیست | چشمانداز و جغرافیا |
