حروف ربط انگلیسی "زمان"

حروف ربط زمانی کلماتی هستند که با نشان دادن روابط زمانی بین آنها، بندها را به هم متصل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ربط
as [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: As the train arrived , the passengers hurried to get on board .

همانطور که قطار می‌رسید، مسافران برای سوار شدن عجله کردند.

when [حرف ربط]
اجرا کردن

زمانی که

Ex: I always eat breakfast when I wake up in the morning .

من همیشه صبحانه می‌خورم وقتی که صبح بیدار می‌شوم.

whenever [حرف ربط]
اجرا کردن

هر وقت

Ex: Whenever it rains , I like to stay indoors and read a book .

هر زمان که باران می‌بارد، دوست دارم در خانه بمانم و کتاب بخوانم.

while [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: The children played outside while the sun was shining .

بچه‌ها در بیرون بازی می‌کردند در حالی که خورشید می‌درخشید.

since [حرف ربط]
اجرا کردن

از آن زمان

Ex: I 've been very tired since I started the new job .

من از از زمانی که کار جدید را شروع کردم خیلی خسته شده‌ام.

ever since [حرف ربط]
اجرا کردن

از زمانی که

Ex: Ever since they met in college , they have been best friends .

از زمانی که در دانشگاه با هم آشنا شدند، بهترین دوستان بوده‌اند.

whilst [حرف ربط]
اجرا کردن

حین

Ex: He listened to music whilst cooking dinner .

او در حالی که شام می‌پخت به موسیقی گوش داد.

once [حرف ربط]
اجرا کردن

به‌محض اینکه

Ex: Once the concert ends , we 'll go backstage to meet the band .

به محض اینکه کنسرت تمام شد، به پشت صحنه می‌رویم تا با گروه ملاقات کنیم.

as long as [حرف ربط]
اجرا کردن

تا زمانی که

Ex: He waited outside as long as the rain continued to pour .

او بیرون منتظر ماند تا زمانی که باران به باریدن ادامه داد.

so long as [حرف ربط]
اجرا کردن

تا زمانی که

Ex: He promised to help so long as he was available .

او قول داد که کمک کند تا زمانی که در دسترس باشد.

by the time [حرف ربط]
اجرا کردن

تا زمانی که

Ex: By the time they reached the theater , the movie had already started .

تا زمانی که آنها به تئاتر رسیدند، فیلم از قبل شروع شده بود.

اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: I can not provide an update on the project at this point in time .

من نمی‌توانم در این لحظه به روزرسانی در مورد پروژه ارائه دهم.

as and when [حرف ربط]
اجرا کردن

به هنگام نیاز

Ex: We will hire new employees as and when the need arises .

ما کارمندان جدید را به محض نیاز استخدام خواهیم کرد.

even as [حرف ربط]
اجرا کردن

حتی زمانی که

Ex: Even as the storm raged outside , they continued with their work indoors .

حتی وقتی که طوفان در بیرون می‌توفید، آنها به کار خود در داخل ادامه دادند.

if and when [حرف ربط]
اجرا کردن

اگر و زمانی که

Ex: If and when you finish your homework , you can go out and play .

اگر و زمانی که تکالیفت را تمام کردی، می‌توانی بروی بیرون بازی کنی.