حروف ربط - حروف ربط زمان

حروف ربط زمانی کلماتی هستند که با نشان دادن روابط زمانی بین آنها، بندها را به هم متصل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ربط
as [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: She smiled as she read the funny joke .

او لبخند زد در حالی که جوک خنده‌دار را می‌خواند.

when [حرف ربط]
اجرا کردن

زمانی که

Ex: The alarm clock rings when it 's time to wake up .

زنگ هشدار به صدا درمی‌آید وقتی وقت بیدار شدن است.

whenever [حرف ربط]
اجرا کردن

هر وقت

Ex: She smiles whenever she hears her favorite song .

او هر وقت که آهنگ مورد علاقه‌اش را می‌شنود، لبخند می‌زند.

while [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: He listened to music while I did my homework .

او به موسیقی گوش داد در حالی که من تکالیفم را انجام می‌دادم.

since [حرف ربط]
اجرا کردن

از آن زمان

Ex: He has improved a lot since he started training .

او از زمانی که تمرین را شروع کرد، خیلی پیشرفت کرده است.

ever since [حرف ربط]
اجرا کردن

از زمانی که

Ex: Ever since they met in college , they have been best friends .

از زمانی که در دانشگاه با هم آشنا شدند، بهترین دوستان بوده‌اند.

whilst [حرف ربط]
اجرا کردن

حین

Ex: He stayed calm whilst others panicked .
once [حرف ربط]
اجرا کردن

به‌محض اینکه

Ex: Once you finish your chores , you can go out to play .

وقتی کارهایت را تمام کردی، می‌توانی بروی بازی کنی.

as long as [حرف ربط]
اجرا کردن

تا زمانی که

Ex: He waited outside as long as the rain continued to pour .

او بیرون منتظر ماند تا زمانی که باران به باریدن ادامه داد.

so long as [حرف ربط]
اجرا کردن

تا زمانی که

Ex: I 'll be happy so long as you 're with me .

من خوشحال خواهم بود تا زمانی که تو با من هستی.

by the time [حرف ربط]
اجرا کردن

تا زمانی که

Ex: By the time they reached the theater , the movie had already started .

تا زمانی که آنها به تئاتر رسیدند، فیلم از قبل شروع شده بود.

اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: We can not predict the outcome at this point in time .

ما نمی‌توانیم نتیجه را در این لحظه پیش‌بینی کنیم.

as and when [حرف ربط]
اجرا کردن

به هنگام نیاز

Ex: The system automatically updates itself as and when new information becomes available .

سیستم به صورت خودکار به محض در دسترس بودن اطلاعات جدید به‌روزرسانی می‌شود.

even as [حرف ربط]
اجرا کردن

حتی زمانی که

Ex: Even as the negotiations stalled , both parties remained committed to finding a resolution .

حتی زمانی که مذاکرات متوقف شد، هر دو طرف متعهد به یافتن راه‌حلی باقی ماندند.

if and when [حرف ربط]
اجرا کردن

اگر و زمانی که

Ex: If and when you finish your homework , you can go out and play .

اگر و زمانی که تکالیفت را تمام کردی، می‌توانی بروی بیرون بازی کنی.