حروف ربط - حروف ربط تضاد

این حروف ربط برای نشان دادن رابطه بین دو بند استفاده می‌شوند، جایی که بند دوم یک واقعیت یا ایده را ارائه می‌دهد که با بند اول در تضاد است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ربط
but [حرف ربط]
اجرا کردن

اما

Ex: The weather was sunny , but suddenly it started raining .

هوا آفتابی بود، اما ناگهان باران شروع شد.

yet [حرف ربط]
اجرا کردن

با وجود همه اینها

Ex: The movie had mixed reviews , yet I found it entertaining .

فیلم نقدهای متفاوتی داشت، با این حال من آن را سرگرم‌کننده یافتم.

even though [حرف ربط]
اجرا کردن

اگرچه

Ex: Even though she studied hard , she did n't perform well on the exam .

اگرچه او سخت مطالعه کرد، اما در امتحان عملکرد خوبی نداشت.

though [حرف ربط]
اجرا کردن

با اینکه

Ex: Though she does n't speak French fluently , she can order a meal at a Parisian restaurant .

اگرچه او فرانسوی را روان صحبت نمی‌کند، اما می‌تواند در یک رستوران پاریسی غذا سفارش دهد.

although [حرف ربط]
اجرا کردن

اگرچه

Ex: Although she was nervous , she passed the driving test .

اگرچه او عصبی بود، اما در آزمون رانندگی قبول شد.

even if [حرف ربط]
اجرا کردن

حتی اگر

Ex: She would forgive him even if he never apologized .

او حتی اگر هرگز عذرخواهی نکند، او را می‌بخشد.

while [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: While the weather was unfavorable , they went ahead with the outdoor event .

در حالی که هوا نامساعد بود، آنها با رویداد فضای باز ادامه دادند.

whereas [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: Tom enjoys outdoor activities , whereas his sister likes staying indoors .

تام از فعالیت‌های بیرون از خانه لذت می‌برد، در حالی که خواهرش دوست دارد در داخل خانه بماند.

albeit [حرف ربط]
اجرا کردن

اگرچه

Ex: The book was interesting , albeit a bit long .

کتاب جالب بود، اگرچه کمی طولانی بود.

rather than [حرف ربط]
اجرا کردن

به جای

Ex: He chose to study at home rather than go to the library .

او تصمیم گرفت در خانه درس بخواند به جای اینکه به کتابخانه برود.

much as [حرف ربط]
اجرا کردن

همانطور که

Ex: Much as the team gave their best effort , they could n't secure the victory .

با وجود اینکه تیم تمام تلاش خود را کرد، نتوانست پیروزی را تضمین کند.

when [حرف ربط]
اجرا کردن

وقتی

Ex: She found hope when all seemed lost .

او امید را پیدا کرد وقتی که همه چیز از دست رفته به نظر می‌رسید.

whilst [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: The city is busy , whilst the countryside is peaceful .
let alone [حرف ربط]
اجرا کردن

چه برسه به

Ex: He would never walk again , let alone play golf .

او هرگز دوباره راه نخواهد رفت، چه برسد به بازی گلف.

no that [حرف ربط]
اجرا کردن

نه اینکه

Ex:

او یک موسیقیدان بااستعداد است، نه اینکه فرصت زیادی برای نمایش مهارت‌هایش داشته باشد.

save [حرف ربط]
اجرا کردن

جز

Ex: The house was perfect in every aspect , save that it lacked a garden .

خانه از هر نظر عالی بود، جز اینکه باغی نداشت.

only [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: The recipe was easy to follow , only it required a rare ingredient .

دستور العمل آسان بود، فقط به یک ماده نادر نیاز داشت.

except [حرف ربط]
اجرا کردن

به غیر از اینکه