افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر - انجام یک عمل (پشت و سراسر)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر
اجرا کردن

عقب ماندن

Ex: The company fell behind its competitors in AI research

شرکت در تحقیقات هوش مصنوعی از رقبای خود عقب افتاد.

اجرا کردن

عقب افتادن

Ex: Getting behind on assignments can lead to lower grades in school .

عقب افتادن در تکالیف می‌تواند به نمرات پایین‌تر در مدرسه منجر شود.

اجرا کردن

از دیگران عقب ماندن

Ex: If we do n't invest in education , our children will lag behind their peers in other countries .

اگر در آموزش سرمایه‌گذاری نکنیم، فرزندان ما از همسالان خود در کشورهای دیگر عقب می‌مانند.

اجرا کردن

جا گذاشتن

Ex:

مسافر گذرنامه خود را در اتاق هتل جا گذاشته بود.

اجرا کردن

علت واقعی چیزی بودن

Ex: The underlying prejudice lying behind the discriminatory policies had to be confronted and dismantled for true equality to prevail .

پیش‌داوری اساسی که در پشت سیاست‌های تبعیض‌آمیز نهفته بود، باید مورد مقابله قرار می‌گرفت و از بین می‌رفت تا برابری واقعی حاکم شود.

اجرا کردن

تنها ماندن

Ex: The determined scientist stayed behind in the laboratory to conduct additional experiments after the research team departed .

دانشمند مصمم در آزمایشگاه ماند تا پس از ترک تیم تحقیقاتی، آزمایش‌های بیشتری انجام دهد.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

اجرا کردن

به درستی منتقل شدن

Ex: Non-verbal cues can help emotions get across even without words .

سرنخ‌های غیرکلامی می‌توانند به احساسات کمک کنند تا منتقل شوند حتی بدون کلمات.

اجرا کردن

مطلع ماندن

Ex: As a student , it 's crucial to keep across the course materials to excel in exams .

به عنوان یک دانشجو، در جریان ماندن از مطالب درسی برای موفقیت در امتحانات ضروری است.

اجرا کردن

اطلاعات را انتقال دادن

Ex:

او پیشنهاد خود را در جلسه به وضوح بیان کرد و همه نظر او را فهمیدند.

اجرا کردن

غیرمنتظره به کسی برخوردن

Ex: During the neighborhood block party , I ran across my childhood friend who had recently moved back to town .

در طول مهمانی محله، من به دوست دوران کودکی ام برخوردم که اخیراً به شهر بازگشته بود.