افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر - انجام یک عمل (جلو و عقب)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to suggest something for discussion or consideration

مطرح کردن, پیش کشیدن
مدیر عامل یک طرح برای تقویت روحیه شرکت مطرح کرد.
to save something for later use or consideration

برای استفاده در آینده ذخیره کردن
سیاست شرکت به کارمندان اجازه میدهد روزهای مرخصی استفاده نشده را به سال بعد منتقل کنند.
to advance to the next stage of a competition or process, especially by winning a preliminary round or meeting certain requirements

پیشرفت کردن
برنده شدن در مسابقات مقدماتی منطقهای به این معنی است که آنها میتوانند به جلو بروند تا مدرسه خود را در مسابقات ملی نمایندگی کنند.
to make progress or advance in a positive direction

پیشرفت کردن
او در حال تأمل بود که چگونه در رشد شخصی خود به جلو حرکت کند.
to present an idea, suggestion, etc. to be discussed

مطرح کردن, طرح کردن
کمیته دستورالعملهای جدیدی برای کار از راه دور مطرح کرد.
to give birth and bring into being

به دنیا آوردن
ماما به مادر کمک کرد در حالی که او پسرش را در مرکز زایمان به دنیا میآورد.
to appear, emerge, or be revealed

ظاهر شدن
گلها شکفتند و رنگهای زندهشان ظاهر شد، زیبایی را به باغ افزود.
to release or produce something, like smoke, sounds, or aromas

تولید کردن
ویولن ملودی زیبایی را تولید کرد.
to talk at length about a topic, often in a manner that others might find uninteresting or boring

با جزئیات در مورد چیزی صحبت کردن
هر زمان که بیل نظریههای توطئه خود را شروع میکند، میتواند ساعتها سخنرانی کند، بدون توجه به چشمگردانی دوستانش.
to present information or arguments in a coherent and clear manner

بیان کردن
او قوانین را در ابتدای بازی به وضوح مطرح کرد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر | |||
|---|---|---|---|
| انجام یک اقدام (با هم) | انجام یک عمل (علیه و بر روی) | جدا کردن یا تشخیص دادن (جدا) | انجام یک اقدام (به سمت-به سمت) |
| انجام یک عمل (از و اطراف) | انجام یک عمل یا تجربه کردن (بعد و گذشته) | انجام یک عمل (کناری و قبل) | انجام یک عمل (از و بین) |
| انجام یک عمل یا تجربه کردن (جلو و زیر) | انجام یک عمل (پشت و سراسر) | انجام یک عمل (جلو و عقب) | |