افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر - انجام یک عمل (از & بین)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر
to admit of [فعل]
اجرا کردن

ممکن ساختن

Ex: The design of the software should admit of future updates and improvements .

طراحی نرم‌افزار باید اجازه دهد به روزرسانی‌ها و بهبودهای آینده.

اجرا کردن

بر سر آمدن

Ex: What would become of her now ?

حالا از او چه می‌شود؟

اجرا کردن

متشکل بودن از

Ex: The team consists of experienced professionals with diverse skill sets .

تیم از متخصصان باتجربه با مجموعه‌های مهارتی متنوع تشکیل شده است.

اجرا کردن

محروم کردن

Ex:

دستور دادگاه به منظور محروم کردن متهم از دسترسی به برخی دارایی‌ها در طول رسیدگی‌های قانونی بود.

to give of [فعل]
اجرا کردن

وقف کردن

Ex: They decided to give of their savings to support a humanitarian mission .

آنها تصمیم گرفتند که از پس‌انداز خود بخشی را اهدا کنند تا از یک مأموریت انسان‌دوستانه حمایت کنند.

to hear of [فعل]
اجرا کردن

مطلع شدن از

Ex: I was shocked to hear of their breakup ; they seemed so happy together .

من از شنیدن جدایی آنها شوکه شدم؛ به نظر می‌رسید که با هم خیلی خوشحال هستند.

to know of [فعل]
اجرا کردن

آگاه بودن

Ex: She knows of a good movie that was released recently .

او از یک فیلم خوب که اخیراً اکران شده اطلاع دارد.

to speak of [فعل]
اجرا کردن

پیشگویی کردن

Ex:

ویرانه‌های قدیمی روی تپه از تاریخ غنی و فراموش شده‌ای حکایت می‌کنند.

to think of [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: As a leader , always think of the well-being of your team .

به عنوان یک رهبر، همیشه به رفاه تیم خود فکر کنید.

اجرا کردن

موجب اختلاف و درگیری شدن

Ex: Economic disparities can come between different social classes in society .

تفاوت‌های اقتصادی می‌توانند سبب جدایی بین طبقات مختلف اجتماعی در جامعه شوند.

اجرا کردن

بین دو چیز یا شخص قرار گرفتن

Ex: The narrow alleyway had us sandwiched between high brick walls , and there was no escape .

کوچه باریک ما را بین دیوارهای آجری بلند گیر انداخته بود، و راه فراری نبود.