فهرست واژگان سطح C2 - افتخار و تحسین

در اینجا شما تمامی واژگان اساسی برای صحبت در مورد افتخار و تحسین را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
اجرا کردن

تبریک گفتن

Ex: Family and friends came together to felicitate the couple on their 50th wedding anniversary , celebrating their enduring love and commitment .

خانواده و دوستان برای تبریک گفتن به زوج در پنجاهمین سالگرد ازدواجشان گرد هم آمدند، عشق و تعهد پایدارشان را جشن گرفتند.

to salute [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: The coach called a team meeting to salute the players who had shown exceptional sportsmanship during the season .

مربی یک جلسه تیمی تشکیل داد تا از بازیکنانی که در طول فصل روحیه ورزشی استثنایی نشان داده بودند تقدیر کند.

to laud [فعل]
اجرا کردن

ستودن

Ex: The critics lauded the director for his innovative approach to filmmaking .

منتقدان ستایش کردند کارگردان را برای رویکرد نوآورانه‌اش در فیلمسازی.

to revere [فعل]
اجرا کردن

مورد احترام قرار دادن

Ex: Throughout history , philosophers have been revered for their profound insights into human existence .

در طول تاریخ، فیلسوفان به خاطر بینش‌های عمیقشان دربارهٔ وجود انسان مورد احترام بوده‌اند.

to eulogize [فعل]
اجرا کردن

مدح کردن

Ex: The president eulogized the fallen soldiers , highlighting their bravery and sacrifice for the nation .

رئیس جمهور از سربازان کشته شده ستایش کرد، شجاعت و فداکاری آنها را برای ملت برجسته کرد.

to enshrine [فعل]
اجرا کردن

گرامی داشتن

Ex: The treaty was signed to enshrine the principles of peace and cooperation among the nations .

معاهده برای تقدیس اصول صلح و همکاری میان ملت‌ها امضا شد.

to venerate [فعل]
اجرا کردن

ارج نهادن

Ex: The religious group venerates the saints through prayer and rituals .

گروه مذهبی از طریق نماز و آیین‌ها به تقدیس قدیسین می‌پردازد.

to commend [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: Recognizing their commitment to sustainability and quality , I genuinely commend this eco-friendly brand to you for your next purchase .

با قدردانی از تعهد آنها به پایداری و کیفیت، من صمیمانه این برند سازگار با محیط زیست را برای خرید بعدی شما توصیه می‌کنم.

to extol [فعل]
اجرا کردن

ستودن

Ex: The teacher could n't help but extol the students for their outstanding academic achievements .

معلم نتوانست از ستایش دانش‌آموزان برای دستاوردهای تحصیلی برجسته‌شان خودداری کند.

to hallow [فعل]
اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex:

کشیش مراسمی را برای تقدیس زمین برای ساخت معبد جدید برگزار کرد.

to adulate [فعل]
اجرا کردن

کسی را تحسین کردن

Ex: Despite the actor 's mediocre performance , the media continued to adulate them as a rising star .

علیرغم عملکرد متوسط بازیگر، رسانه‌ها همچنان او را به عنوان یک ستاره در حال ظهور ستایش بی‌اندازه می‌کردند.

اجرا کردن

بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن

Ex: A special event was organized to commemorate the scientist 's groundbreaking discovery .

یک رویداد ویژه برای یادبود کشف انقلابی دانشمند سازماندهی شد.

to lionize [فعل]
اجرا کردن

کسی را زیادی بالا بردن

Ex: Critics lionized the director after his latest film won multiple awards at international film festivals .

منتقدان پس از آنکه آخرین فیلم کارگردان در جشنواره‌های فیلم بین‌المللی چندین جایزه برد، او را ستایش کردند.

to deify [فعل]
اجرا کردن

از کسی بت ساختن

Ex: It ’s important not to deify political leaders , as it can lead to blind loyalty and a lack of critical thinking .

مهم است که رهبران سیاسی را الهی نپنداریم، زیرا این می‌تواند به وفاداری کورکورانه و عدم تفکر انتقادی منجر شود.

to canonize [فعل]
اجرا کردن

مقدس شماردن

Ex: Admirers of art may canonize painters like Picasso for their groundbreaking work .

ستایشگران هنر ممکن است نقاشانی مانند پیکاسو را به خاطر کارهای انقلابی‌شان تقدیس کنند.

homage [اسم]
اجرا کردن

ادای احترام

Ex: She wrote a short story as a homage to her favorite childhood book .

او یک داستان کوتاه به عنوان ادای احترام به کتاب مورد علاقه دوران کودکی خود نوشت.

veneration [اسم]
اجرا کردن

احترام زیاد

Ex: The veneration for nature is reflected in the tribe 's spiritual rituals .

احترام به طبیعت در مراسم معنوی قبیله منعکس شده است.

commendable [صفت]
اجرا کردن

قابل ستایش

Ex: His commendable kindness brightens everyone 's day .

مهربانی قابل تحسین او روز همه را روشن می‌کند.

adulation [اسم]
اجرا کردن

ستایش بیش از حد

Ex: The politician basked in the adulation of the crowd as they cheered his every word during the campaign rally .

سیاستمدار در ستایش بیش از حد جمعیت غرق شد در حالی که آنها به هر کلمه‌ای که در گردهمایی کمپین می‌گفت، تشویق می‌کردند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement