کلمات انگلیسی برای "افتخار و تحسین" | واژگان C2

در اینجا شما تمامی واژگان اساسی برای صحبت در مورد افتخار و تحسین را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
اجرا کردن

تبریک گفتن

Ex: The team gathered to felicitate their captain on winning the championship , applauding her outstanding leadership .

تیم جمع شد تا کاپیتان خود را به خاطر بردن قهرمانی تبریک بگوید، و از رهبری برجسته او تقدیر کند.

to salute [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: The teacher decided to salute the outstanding efforts of the students with a special recognition ceremony .

معلم تصمیم گرفت که تلاش‌های برجسته دانش‌آموزان را با مراسم تقدیر ویژه‌ای تحسین کند.

to laud [فعل]
اجرا کردن

ستودن

Ex: Environmentalists laud the company for its sustainable practices .

محیط‌بانان این شرکت را به خاطر روش‌های پایدارش ستایش می‌کنند.

to revere [فعل]
اجرا کردن

مورد احترام قرار دادن

Ex: Many students revere their favorite teachers for the guidance and inspiration they provide .

بسیاری از دانش‌آموزان به معلمان مورد علاقه خود به خاطر راهنمایی و الهامی که ارائه می‌دهند احترام می‌گذارند.

to eulogize [فعل]
اجرا کردن

مدح کردن

Ex: The community gathered to eulogize the local hero who saved many lives .

جامعه برای ستایش قهرمان محلی که جان بسیاری را نجات داد گرد هم آمد.

to enshrine [فعل]
اجرا کردن

گرامی داشتن

Ex: The company 's mission statement enshrined its commitment to sustainability and ethical business practices .

بیانیه ماموریت شرکت تقدیس می‌کند تعهد آن به پایداری و شیوه‌های تجاری اخلاقی را.

to venerate [فعل]
اجرا کردن

ارج نهادن

Ex: Our community is actively venerating the memory of our founding members .

جامعه ما به طور فعال در حال احترام به یاد اعضای مؤسس ما است.

to commend [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: Recognizing their commitment to sustainability and quality , I genuinely commend this eco-friendly brand to you for your next purchase .

با قدردانی از تعهد آنها به پایداری و کیفیت، من صمیمانه این برند سازگار با محیط زیست را برای خرید بعدی شما توصیه می‌کنم.

to extol [فعل]
اجرا کردن

ستودن

Ex: Critics have consistently extolled the novel for its rich character development and engaging plot.

منتقدان همواره این رمان را به خاطر توسعه غنی شخصیت‌ها و طرح جذابش ستوده‌اند.

to hallow [فعل]
اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex: The priest conducted a ceremony to hollow the ground for the construction of the new temple.

کشیش مراسمی را برای تقدیس زمین برای ساخت معبد جدید برگزار کرد.

to adulate [فعل]
اجرا کردن

کسی را تحسین کردن

Ex: The author was adulated by fans for their groundbreaking work in the literary world .

نویسنده به خاطر کار پیشگامانه‌اش در دنیای ادبیات توسط طرفدارانش ستایش شد.

اجرا کردن

بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن

Ex: The museum was built to commemorate the founding of the town in 1850 .

موزه برای یادبود تأسیس شهر در سال 1850 ساخته شد.

to lionize [فعل]
اجرا کردن

کسی را زیادی بالا بردن

Ex: After her groundbreaking discovery , the scientist was lionized by both her peers and the public .

پس از کشف انقلابی او، دانشمند توسط همکارانش و عموم مردم شیرینه شد.

to deify [فعل]
اجرا کردن

از کسی بت ساختن

Ex: Fans of the rock star seemed to deify him , treating his every word and action as sacred .

طرفداران ستاره راک به نظر می‌رسید که او را الهی می‌دانستند، هر کلام و عمل او را مقدس می‌شمردند.

to canonize [فعل]
اجرا کردن

مقدس شماردن

Ex: Many people canonize their parents , considering them as their greatest role models .

بسیاری از مردم والدین خود را تقدیس می‌کنند، آن‌ها را به عنوان بزرگ‌ترین الگوهای خود در نظر می‌گیرند.

homage [اسم]
اجرا کردن

ادای احترام

Ex: The artist paid homage to Picasso by including some of his signature styles in the new painting .

هنرمند با گنجاندن برخی از سبک‌های امضای پیکاسو در نقاشی جدید، به او ادای احترام کرد.

veneration [اسم]
اجرا کردن

احترام زیاد

Ex: In many cultures , ancestors are held in veneration for their wisdom and guidance .

در بسیاری از فرهنگ‌ها، اجداد به خاطر خرد و راهنمایی‌شان مورد احترام قرار می‌گیرند.

commendable [صفت]
اجرا کردن

قابل ستایش

Ex: The firefighter 's commendable bravery saved lives .

شجاعت قابل تحسین آتش‌نشان جان‌ها را نجات داد.

adulation [اسم]
اجرا کردن

ستایش بیش از حد

Ex: The adulation of his peers fueled his ambition , driving him to achieve even greater feats in his career .

ستایش بیش از حد همسالانش به جاه طلبی او دامن زد و او را به دستاوردهای بزرگتر در حرفه اش سوق داد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace شکل‌ها اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فردی
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
صفات شخصی حالات عاطفی برانگیختن احساسات احساسات
پویایی‌های روابط و ارتباطات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی نظم و اجازه توصیه و تأثیر
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل‌دهی
جنبش‌ها آماده‌سازی غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی‌ها و روال‌ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب‌وکار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامت بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement