فهرست واژگان سطح C2 - لباس و مد
در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد لباس و مد را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the products of making highly fashionable and expensive clothing

لباسهای شیک و درجهیک, اوت کوتور
او یک لباس اوت کوتور خیره کننده به گالا پوشید، که با گلدوزی پیچیده و پارچه لوکس خود توجه ها را جلب کرد.
a type of shoe that is flat with a low heel, made of leather, and can be worn without fastening

کفش کالج, لوفر
لوفر پنی کلاسیک یک سبک بیزمان است که با لباسهای غیررسمی و نیمهرسمی به خوبی جفت میشود.
a woman's dress styled after the traditional cloaks worn by men in the Near East

قبا
مجموعه کفتان طراح از پوشش خاورمیانه الهام گرفت.
a richly decorative fabric characterized by raised patterns

پارچه زرباف با طرح برجسته
او جلیقه بروکاد نمایش داده شده در ویترین مغازه را تحسین کرد.
items of clothing and accessories for men

لباس و اکسسوری مردانه
او از اقلام خردهفروشی مانند روبان و توری برای اضافه کردن لمسهای تزئینی به صنایعدستی و پروژههای دستساز خود ذخیره کرد.
a textured fabric with intricate woven patterns, commonly found in high-end clothing

ژاکارد
کت و شلوار سفارشی او دارای جزئیات ظریف جاکارد روی یقهها بود.
flowing gown worn by women in the late 17th and early 18th centuries

مانتو
بدنه مانتوا با یک روبان ساتن محکم بسته شده بود.
a decorative frill or extension of fabric that is attached at the waist of a garment

دامن کوتاه
او یک بلوز با جزئیات پپلوم را انتخاب کرد، که ظاهری شیک و زنانه برای دفتر ایجاد میکند.
a part of a garment that is constructed from two or more layers of fabric, typically located at the shoulder or waist

سرشانه
او ژاکت دوخته شده با یوک متضاد را تحسین کرد، که به آن ظاهری مدرن و شیک میداد.
a long, loose-fitting dressing gown, usually worn by women after taking a bath or shower

رُبدوشامبر
عروس آینده یک پینوآر توری ظریف پوشیده بود در حالی که برای روز عروسی خود آماده میشد.
a medieval garment worn primarily by women, consisting of a cloth covering the head, neck, and sometimes the chin, often worn beneath a veil or hood

مقنعه
روسری او به زیبایی صورتش را قاب میکرد و ویژگیهایش را برجسته میساخت.
a crisp, smooth fabric with a slight sheen, commonly used in fashion for formal garments

پارچه صاف و براق
خیاط از آستر تافته برای اضافه کردن ساختار به ژاکت استفاده کرد.
clothing or garments, especially when considered in terms of fashion or formal attire

جامه, پوشاک
پوشش پادشاه با گلدوزیهای پیچیده و جواهرات تزئین شده بود.
skilled dressmaker or fashion designer, particularly in the context of historical fashion

طراح لباس ماهر
او به مغازه خیاط رفت تا لباس عروسیش را بدوزد.
an additional item or clothing for a specific activity

لباس یا لوازم جانبی, سازوبرگ
او با دقت کشوهای آشپزخانه خود را سازماندهی کرد، مطمئن شد که هر وسیله و لوازم آشپزی جایگاه مشخصی دارد.
a small, ornamental handbag or purse, typically carried by women in the 18th and 19th centuries as a fashion accessory

نوعی کیف دستی کوچک
کیف دستی زن شیک با کار مهرهای پیچیده تزیین شده بود.
a fancy decoration added to clothes for style

حاشیه چیندار
هر بلوز او دارای یک تزئین از چینهای آبشاری در جلو بود.
the art, craft, or business of designing, making, or selling hats, especially women's

کلاهدوزی
او از کلاهدوزی ظریف نمایش داده شده در ویترین بوتیک تحسین کرد.
a delicate metalwork, like jewelry, with intricate designs made from thin wires or threads

ملیلهکاری
لباس با گلدوزی فیلیگران پیچیده تزئین شده بود.
a decorative plume or feather worn as a fashion accessory on hats or helmets

دسته پر (روی کلاه)
درباریان پادشاه کلاههایی با پرهای رنگارنگ بر سر داشتند.
a stiff, petticoat-like undergarment made of horsehair or a similar material, which is worn to give shape and volume to a woman's skirt

زیردامنی که به دامن شکل میدهد
لباس بال با لایههایی از کرینولین پشتیبانی میشد، که به آن دامنی پر و دراماتیک میداد.
a long, elegant coat worn often in the 19th century

ردا
پلیس او به زیبایی آویزان بود در حالی که از سالن رقص عبور میکرد.
characterized by custom-made clothing tailored to an individual's preferences

سفارشی
کت و شلوار سفارشی او از بهترین پشم ساخته شده بود و مثل دستکش به او میآمد.
referring to clothing, particularly men's clothing, or the manner in which it is tailored or worn

مربوط به خیاطی
آفرینشهای خیاطی طراح مد به خاطر طراحیهای نوآورانه و پارچههای لوکسش مورد تحسین قرار گرفت.
stitched together in a decorative pattern, creating a padded or textured surface

به صورت تزئینی به هم دوخته شده
کیف دستی لایهدار به لباس او جلوهای از زیبایی بخشید.
(of a fabric or piece of clothing) made with many small folds or pleats

چینکش (پارچه), چیندار
او یک بلوز چیندار را برای طراحی چاقنما انتخاب کرد، که منحنیهایش را در تمام جایهای درست برجسته میکرد.
(typically of a man) stylish and neat in appearance, often characterized by well-groomed attire and attention to detail

شیک
آقای خوشپوش در حالی که در خیابان قدم میزد، کلاهش را به نشانه احترام به رهگذران تکان داد.
required by etiquette or fashion norms, indicating it's currently popular or expected to wear

اجباری (به ویژه آداب و رسوم اجتماعی)
برای مناسبتهای رسمی، یک کت و شلوار دوخته شده de rigueur برای آقایان است.
