فهرست واژگان سطح C2 - لباس و مد

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد لباس و مد را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
اجرا کردن

لباس‌های شیک و درجه‌یک

Ex: The fashion show featured a parade of haute couture creations , each more elaborate and breathtaking than the last .

نمایش مد رژه‌ای از خلاقیت‌های haute couture را به نمایش گذاشت، که هر کدام از قبلی پیچیده‌تر و نفس‌گیرتر بودند.

loafer [اسم]
اجرا کردن

کفش کالج

Ex: The driver put on his driving loafers before getting behind the wheel , appreciating their flexibility and grip on the pedals .

راننده قبل از نشستن پشت فرمان، کفش راحتی رانندگی خود را پوشید و از انعطاف‌پذیری و چسبندگی آن روی پدال‌ها قدردانی کرد.

kaftan [اسم]
اجرا کردن

قبا

Ex: She bought a silk kaftan that reached her ankles .
brocade [اسم]
اجرا کردن

پارچه زرباف با طرح برجسته

Ex: The royal tapestries were woven with exquisite brocade detailing .

فرش‌های سلطنتی با جزئیات ظریف بروکاد بافته شده بودند.

اجرا کردن

لباس و اکسسوری مردانه

Ex:

او در جعبه لوازم خیاطی مردانه جستجو کرد، به دنبال تزئین کامل برای زیباتر کردن لباسش برای نمایش آینده.

jacquard [اسم]
اجرا کردن

ژاکارد

Ex: Her winter coat was lined with jacquard silk for added warmth and style .

پالتوی زمستانی او با ابریشم ژاکارد برای گرمای بیشتر و استایل آستر شده بود.

mantua [اسم]
اجرا کردن

مانتو

Ex: The mantua 's rich fabric shimmered in the candlelight of the evening soiree .

پارچه غنی مانتوا در نور شمع های مهمانی شبانه می درخشید.

peplum [اسم]
اجرا کردن

دامن کوتاه

Ex: The bridesmaid dresses were designed with a delicate lace peplum , adding elegance and romance to the ensemble .

لباس‌های ساقدوش با یک پپلوم توری ظریف طراحی شده بودند که به مجموعه ظرافت و رمانتیک بودن اضافه می‌کرد.

yoke [اسم]
اجرا کردن

سرشانه

Ex: The denim jacket had a Western-style yoke across the back , giving it a rugged and authentic appearance .

ژاکت دنیم دارای یک یوک به سبک غربی در پشت بود که به آن ظاهری خشن و اصیل می‌داد.

peignoir [اسم]
اجرا کردن

رُبدوشامبر

Ex: The peignoir set included a matching robe and nightgown , perfect for relaxing evenings at home .

ست پینوآر شامل یک لباس خواب و لباس شب هماهنگ بود، مناسب برای شب‌های آرام در خانه.

wimple [اسم]
اجرا کردن

مقنعه

Ex: A wimple was a common head covering for women in the Middle Ages .

ویمپل یک پوشش رایج سر برای زنان در قرون وسطی بود.

taffeta [اسم]
اجرا کردن

پارچه صاف و براق

Ex: The flower girl 's dress had a sash made of blue taffeta .

لباس دختر گل یک نوار از تافته آبی داشت.

raiment [اسم]
اجرا کردن

جامه

Ex: He carefully folded his raiment and placed it in the suitcase for his trip .

او با دقت لباس خود را تا کرد و آن را در چمدان برای سفرش گذاشت.

modiste [اسم]
اجرا کردن

طراح لباس ماهر

Ex: The modiste 's assistant meticulously pinned fabric for alterations .

دستیار مدیست پارچه را برای تغییرات با دقت سنجاق کرد.

اجرا کردن

لباس یا لوازم جانبی

Ex: The explorer packed his backpack with essential accouterments for the journey , including a compass , map , and first aid kit .

کاوشگر کوله‌پشتی خود را با ملزومات ضروری برای سفر، از جمله قطب‌نما، نقشه و جعبه کمک‌های اولیه بسته‌بندی کرد.

reticule [اسم]
اجرا کردن

نوعی کیف دستی کوچک

Ex: The reticule hung gracefully from her wrist as she walked .

کیف دستی کوچک به زیبایی از مچ او آویزان بود در حالی که راه می رفت.

furbelow [اسم]
اجرا کردن

حاشیه چین‌دار

Ex: The jacket had a furbelow of beads sewn onto the collar .

ژاکت یک تزئین از مهره‌ها داشت که به یقه دوخته شده بود.

millinery [اسم]
اجرا کردن

کلاه‌دوزی

Ex: Enrolled in a course on millinery , Sarah learned various techniques for making hats , from blocking to embellishing with feathers and lace .

ثبت‌نام کرده در یک دوره کلاهدوزی، سارا تکنیک‌های مختلفی برای ساخت کلاه یاد گرفت، از قالب‌گیری تا تزئین با پر و توری.

filigree [اسم]
اجرا کردن

ملیله‌کاری

Ex:

دستبند دارای جزئیات زیبای فیلیگران بود.

panache [اسم]
اجرا کردن

دسته پر (روی کلاه)

Ex: She wore her Tudor gown with a panache of feathers .

او لباس تودور خود را با یک panache پرها پوشید.

crinoline [اسم]
اجرا کردن

زیردامنی که به دامن شکل می‌دهد

Ex: The costume designer used crinoline to give the ballet dancers ' tutus their characteristic shape and structure .

طراح لباس از کرینولین استفاده کرد تا به توتوهای رقصندگان باله شکل و ساختار مشخصه‌شان را بدهد.

pelisse [اسم]
اجرا کردن

ردا

Ex: Despite the rain , he kept dry under his pelisse .

علیرغم باران، او زیر پلیس خود خشک ماند.

bespoke [صفت]
اجرا کردن

سفارشی

Ex:

او یک کت و شلوار سفارشی برای گالای بلاک تای سفارش داد.

sartorial [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به خیاطی

Ex: The magazine featured a spread on sartorial trends for the season , showcasing the latest in haute couture and street style .

مجله یک گستره درباره روندهای پوشاک فصل ارائه داد، که آخرین های در هاوت کوتور و استایل خیابانی را به نمایش گذاشت.

quilted [صفت]
اجرا کردن

به صورت تزئینی به هم دوخته شده

Ex: She admired the quilted pattern on her friend 's tote bag .

او از طرح دوخته شده روی کیف دوستش تحسین کرد.

ruched [صفت]
اجرا کردن

چین‌کش (پارچه)

Ex: The ruched sleeves of the jacket added a feminine twist to the otherwise classic silhouette .

آستین‌های ruched ژاکت یک پیچ زنانه به سیلوئت در غیر این صورت کلاسیک اضافه کرد.

dapper [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

بازیگر در یک تکسیدو کلاسیک با ظاهری آراسته و موقر در جشن افتتاحیه حاضر شد.

de rigueur [صفت]
اجرا کردن

اجباری (به ویژه آداب و رسوم اجتماعی)

Ex: In the workplace , business attire is de rigueur for professional appearances .

در محل کار، پوشش تجاری de rigueur برای ظاهر حرفه‌ای است.

gorget [اسم]
اجرا کردن

گردن‌پوش

Ex: The Victorian dress had a delicate lace gorget collar .

لباس ویکتوریایی یک یقه گورژه توری ظریف داشت.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement