فهرست واژگان سطح C2 - مجازات
در اینجا تمام واژههای اساسی برای صحبت درباره مجازات را یاد خواهید گرفت، که بهطور ویژه برای زبانآموزان سطح C2 جمعآوری شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a sealed room or chamber where poisonous gas is introduced to execute condemned individuals, typically used as a method of capital punishment

اتاقی برای کشتن زندانیان با گاز سمی
مجرم محکوم با واقعیت تلخ اتاق گاز به عنوان روش تعیین شده اعدام روبرو شد.
the physical punishment of people, especially of children or convicts

تنبیه بدنی
بسیاری از کشورها استفاده از تنبیه بدنی را در مدارس به دلیل نگرانی در مورد اثربخشی و آسیب بالقوه آن ممنوع کردهاند.
the practice of isolating a prisoner in a small, often windowless cell, with minimal human contact or environmental stimulation, as a form of punishment or for security reasons

زندان انفرادی
زندانی، که به عنوان یک خطر امنیتی بالا در نظر گرفته شده بود، چند هفته را در حبس انفرادی گذراند تا از اختلالات احتمالی با دیگر زندانیان جلوگیری کند.
punishment rightly inflicted for a wrongdoing

قصاص, کیفر
اهالی شهر حکم را به عنوان مجازات شایسته دیدند.
a sum of money paid to compensate for loss, damage, or injury

جبران خسارت, غرامت، بازپرداخت
قربانیان به عنوان بخشی از توافقنامه حل و فصل، جبران خسارت دریافت کردند.
the official in charge of a prison or correctional facility, responsible for overseeing the administration, security, and well-being of inmates

رئیس زندان
در نقش خود به عنوان زندانبان، او به طور منظم بازرسیهایی انجام میداد تا اطمینان حاصل کند که تأسیسات مطابق با پروتکلهای تعیین شده عمل میکنند.
a person, especially an official, whose role or job is to kill convicted people as a means of punishment

جلاد
در قرون وسطی، نقش جلاد اغلب در راز و هراس پیچیده بود، زیرا آنها اعدامهای عمومی را انجام میدادند.
a temporary postponement or cancellation of a punishment

تعویق مجازات
تصمیم دادگاه برای ارائه تعویق به مجرم جوان اجازه داد تا به جای تحمل مجازات طولانی، در یک برنامه بازتوانی شرکت کند.
the formal act of sending a person to a mental health facility, prison, or similar institution, often following legal proceedings

تحویل (به زندان یا تیمارستان)
پس از محاکمه، دادگاه حکم تحویل مجرم محکوم به زندان با امنیت بالا را صادر کرد.
a group of individuals, typically soldiers or law enforcement officers, designated to carry out a military or legal execution by firing bullets at a condemned person simultaneously

جوخه اعدام
در برخی حوزههای قضایی، جوخههای آتش به عنوان وسیلهای برای مجازات اعدام مورد استفاده قرار میگرفتند قبل از آنکه روشهای انسانیتری اتخاذ شوند.
to execute or punish someone by throwing stones at them

سنگسار کردن
جامعه برای سنگسار کردن خائن محکوم به عنوان پاسخی سخت به خیانت جمع شدند.
to beat someone harshly using a rod or whip

شلاق زدن
معلم سختگیر هشدار داد که هر دانشآموزی که در حال تقلب گیر بیفتد را تازیانه خواهد زد.
to kill someone without legal approval

بدون محاکمه کشتن
مدارک تاریخی مواردی را نشان میدهند که افراد به دلیل نژادشان بدون محاکمه کشته شدهاند.
to confine someone in prison or a similar facility due to legal reasons or as a form of punishment

زندانی کردن, حبس کردن
افراد محکوم به جرایم جدی ممکن است برای مدتی مشخص زندانی شوند.
to no longer be able to access a right, property, privilege, etc. as a result of violating a law or a punishment for doing something wrong

از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی), جریمه دادن
ورزشکار ممکن است به دلیل دوپینگ در طول مسابقه مدال خود را از دست بدهد.
to officially take away something from someone, usually as punishment

مصادره کردن, توقیف کردن
مقامات میتوانند اموال به دست آمده از طریق فعالیتهای غیرقانونی را به عنوان بخشی از مجازاتهای قانونی ضبط کنند.
a device for beheading, featuring a tall frame with a suspended blade released to swiftly sever the condemned person's head

گیوتین
مجرم محکوم با گیوتین روبرو شد، دستگاهی که به دلیل کارایی آن در انجام سریع و کشنده سربریدن ها شناخته شده است.
