علوم طبیعی SAT - Zoology

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جانورشناسی، مانند "نژاد"، "شفیره شدن"، "پرنده شناس" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در آزمون های SAT خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
اجرا کردن

حشره‌شناس

Ex: The entomologist discovered a new species of butterfly in the rainforest .

حشره‌شناس گونه‌ای جدید از پروانه را در جنگل بارانی کشف کرد.

اجرا کردن

پرنده‌شناس

Ex: The ornithologist 's book became a bestseller among bird enthusiasts .

کتاب پرنده‌شناس در میان علاقه‌مندان به پرندگان به پرفروش‌ترین تبدیل شد.

اجرا کردن

هرپتولوژیست

Ex: Her passion for reptiles led her to become a renowned herpetologist .

اشتیاق او به خزندگان او را به یک هرپتولوژیست مشهور تبدیل کرد.

to breed [فعل]
اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: These rabbits are known for breeding rapidly , so be prepared for more babies soon .

این خرگوش‌ها به دلیل تولید مثل سریع معروف هستند، بنابراین برای بچه‌های بیشتر به زودی آماده باشید.

to hatch [فعل]
اجرا کردن

از تخم درآمدن

Ex: The biologist carefully observed as the baby alligators began to hatch in the nest .

زیست‌شناس با دقت مشاهده کرد که بچه تمساح‌ها شروع به تخم‌گشایی در لانه کردند.

to incubate [فعل]
اجرا کردن

روی تخم خوابیدن (پرندگان)

Ex: The mother crocodile patiently incubated her clutch of eggs buried in the sand .

مادر تمساح به صبر تخم‌هایش را که در شن دفن شده بودند جوجه‌کشی کرد.

migratory [صفت]
اجرا کردن

مهاجر

Ex:

پرندگان مهاجر برای استراحت و غذا به مکان‌های توقف خاصی وابسته هستند.

larval [صفت]
اجرا کردن

لاروی

Ex: Larval insects often have different feeding habits compared to their adult forms .

حشرات لاروی اغلب عادات غذایی متفاوتی نسبت به فرم بالغ خود دارند.

to pupate [فعل]
اجرا کردن

شفیره شدن

Ex: Gardeners often observe caterpillars finding quiet spots to pupate in their gardens .

باغبان‌ها اغلب مشاهده می‌کنند که کرم‌ها نقاط آرامی را برای شفیره شدن در باغ‌هایشان پیدا می‌کنند.

اجرا کردن

بی‌مهرگان

Ex: Spiders are arachnids , a type of invertebrate that spins webs to catch prey .

عنکبوت‌ها بندپایانی هستند، نوعی بی‌مهره که تار می‌تنند تا شکار را بگیرند.

marine [صفت]
اجرا کردن

living in or native to the sea

Ex: The aquarium exhibited various marine species .
feline [اسم]
اجرا کردن

گربه‌سان

Ex: Felines have retractable claws that help them climb trees .

گربه‌سانان دارای چنگال‌های جمع‌شدنی هستند که به آنها در بالا رفتن از درختان کمک می‌کند.

primate [اسم]
اجرا کردن

نخستی‌سان (جانورشناسی)

mammal [اسم]
اجرا کردن

پستاندار

Ex: Whales , dolphins , and porpoises are all examples of marine mammals .

نهنگ‌ها، دلفین‌ها و گرازهای دریایی همگی نمونه‌هایی از پستانداران دریایی هستند.

amphibian [اسم]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Newts are small , brightly colored amphibians that typically inhabit ponds and streams , where they breed and lay eggs .

سمندرها دوزیستان کوچک و رنگارنگی هستند که معمولاً در برکه‌ها و نهرها زندگی می‌کنند، جایی که تولید مثل کرده و تخم می‌گذارند.

rodent [اسم]
اجرا کردن

جونده

Ex: Guinea pigs , while resembling rodents , are actually classified in a separate family known as cavies .

خوکچه‌های هندی، هرچند شبیه به جوندگان هستند، در واقع در خانواده‌ای جداگانه به نام کاوی‌ها طبقه‌بندی می‌شوند.

reptile [اسم]
اجرا کردن

خزنده

Ex: The reptile crawled slowly across the sunlit rock , soaking up warmth .

خزنده به آرامی روی صخره آفتاب‌گیر خزید، گرما را جذب می‌کرد.

mollusk [اسم]
اجرا کردن

نرم‌تن

Ex: Clams and mussels are edible mollusks found in coastal waters .

صدف‌های خوراکی و صدف‌های سیاه، نرم‌تنان خوراکی هستند که در آب‌های ساحلی یافت می‌شوند.

ungulate [اسم]
اجرا کردن

سم‌دار

Ex: The zoo 's new exhibit features several ungulates , such as giraffes and bison .

نمایشگاه جدید باغ وحش شامل چندین سم‌دار مانند زرافه و بوفالو می‌شود.

hawkmoth [اسم]
اجرا کردن

پروانه شاهین

Ex: Hawkmoths play a significant role in pollinating night-blooming flowers .

شبپره‌های شاهین نقش مهمی در گرده‌افشانی گل‌هایی که شب‌ها شکوفا می‌شوند دارند.

oyster [اسم]
اجرا کردن

صدف خوراکی

Ex: Pearls are formed inside certain types of oysters as a natural defense mechanism against irritants .

مرواریدها در داخل برخی از انواع صدف‌ها به عنوان یک مکانیسم دفاعی طبیعی در برابر محرک‌ها تشکیل می‌شوند.

crustacean [اسم]
اجرا کردن

سخت‌پوست

Ex: The seafood restaurant offers a delicious menu featuring various crustaceans , including lobster and crab .

رستوران غذاهای دریایی منوی خوشمزه‌ای ارائه می‌دهد که شامل سخت‌پوستان مختلف از جمله خرچنگ و لابستر می‌شود.

arthropod [اسم]
اجرا کردن

بندپا

Ex: Spiders are arthropods known for their silk-spinning abilities .

عنکبوت‌ها بندپایان هستند که به خاطر توانایی‌شان در تولید ابریشم شناخته می‌شوند.

simian [اسم]
اجرا کردن

میمون‌مانند

Ex: Fossil records provide valuable insights into the evolution of simians .

سوابق فسیلی بینش ارزشمندی در مورد تکامل میمون‌ها ارائه می‌دهد.

hominid [اسم]
اجرا کردن

هومینید

Ex: Early hominids used primitive tools made from stones and bones .

هومینیدهای اولیه از ابزارهای ابتدایی ساخته شده از سنگ و استخوان استفاده می‌کردند.

orca [اسم]
اجرا کردن

نهنگ قاتل

Ex: As the apex predator of the ocean , the orca hunted in coordinated groups , working together to corral their prey .

به عنوان شکارچی رأس هرم اقیانوس، اورکا در گروه‌های هماهنگ شکار می‌کرد، با همکاری یکدیگر طعمه‌های خود را محاصره می‌کرد.

canine [اسم]
اجرا کردن

سگ‌سان

Ex: The family 's canine guard dog barked loudly at any sign of intruders , providing an added layer of security for their home .

سگ نگهبان سگ‌سان خانواده با دیدن هر نشانه‌ای از متجاوزان با صدای بلند پارس می‌کرد و لایه‌ای اضافی از امنیت برای خانه‌شان فراهم می‌کرد.

plover [اسم]
اجرا کردن

سلیم (پرنده‌شناسی)

quail [اسم]
اجرا کردن

بلدرچین

Ex: A mother quail shepherded her dozen tiny chicks across the dirt path .

یک مادر بلدرچین ده‌ها جوجه کوچکش را از میان جاده خاکی هدایت کرد.

skunk [اسم]
اجرا کردن

گندراسو

Ex: The skunk 's fur is soft and fluffy , providing insulation against the cold nights of the forest .

خز اسکونک نرم و پف کرده است، که در برابر شب های سرد جنگل عایق بندی می کند.

porcupine [اسم]
اجرا کردن

خارپشت

Ex:

علیرغم حرکت کندشان، جوجهتیغیها بالا رونده‌های ماهری هستند که از چنگال‌های قوی خود برای حرکت در میان درختان و شاخه‌ها استفاده می‌کنند.

replete [اسم]
اجرا کردن

ریپلت

Ex: Scientists observed the repletes being tapped by hungry nestmates .

دانشمندان مشاهده کردند که repletes توسط هم‌لانه‌ای‌های گرسنه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

quill [اسم]
اجرا کردن

*تیغ جوجه‌تیغی

tail fin [اسم]
اجرا کردن

باله دم

Ex: Tuna are known for their streamlined bodies and crescent-shaped tail fins .

تن ماهی ها به خاطر بدن های کشیده و باله های دمی هلالی شکلشان معروف هستند.

talon [اسم]
اجرا کردن

پنجه (پرنده شکاری)

clamshell [اسم]
اجرا کردن

صدف دوکفه ای

Ex: Clamshells are used in jewelry and crafts for their natural beauty and durability .

پوسته صدف در جواهرات و صنایع دستی به دلیل زیبایی طبیعی و دوام آن استفاده می‌شود.

appendage [اسم]
اجرا کردن

ضمیمه

Ex: The tail of a lizard is an appendage used for balance and communication .

دم مارمولک یک ضمیمه است که برای تعادل و ارتباط استفاده می‌شود.

اجرا کردن

دگردیسی

Ex: Metamorphosis allows certain species to exploit different ecological niches during their life stages .

دگردیسی به برخی گونه‌ها اجازه می‌دهد تا در مراحل زندگی خود از طاقچه‌های اکولوژیکی مختلف بهره‌برداری کنند.